هیاهو برای کشتار یا برای سبزی کاری در کمپ جدید
خنده دارتر از همه این مسئله است که مسئولین فرقه مدعی می شوند مسئولین کمپ اجازه ورود بذر سبزی را نمی هند تا آنان از این طریق بتوانند وقت آزاد نفرات را پر کرده تا کسی وقتی برای فکر کردن نداشته باشد ولی تناقض این مسئله در این است که آنان مدعی می شوند که با کمبود آب مواجه هستند پس بذر سبزی به چکار می آید و اینکه اصلا در گرمای فعلی عراق سبزی می شود کاشت که اینان دم از سبزی کاری می زنند؟
بازهم خیمه شب بازی سیمای فرقه رجوی
سیمای رجوی با سرهم کردن دروغ های همیشگی و پخش تصاویر مختلف از روز حادثه، بی وقفه تلاش میکرد با مظلوم نمایی دولت عراق را یکسره محکوم و مقصر اصلی معرفی نماید. ولی جالب اینکه در تصاویر پخش شده فقط صحنه های شروع درگیری به چشم میخورد و هیچ تصویری از رفتارها وحرکات واقدامات تحریک آمیز وخصمانه سران فرقه واعضای مغزشویی شده در قبال نیروهای عراقی دیده نمیشد.
سالروز عملیات مرصاد و سالروز شک مفتضحانه رجویها
در مرداد ماه 1367 و در عملیات پیروزمندانه مرصاد چشم فتنه رجوی دجال کور شد. دراین عملیات علیرغم تحمل 8 سال جنگ نابرابر و ناجوانمردانه یکبار دیگر ملت بزرگ ایران به رجوی و اربابانش صدام وآمریکا نشان داد که هرگز و تا آخرین قطره خون خود به دشمنان خائن و کوردل اجازه تجاوز به آرمانها وارزشها و خاک مقدس کشورش را نمیدهد وهرکس که با خیانت و وطن فروشی به دنبال کسب قدرت در این آب و خاک باشد سرانجامی جز خفت و خواری و شکست مفتضحانه ندارد
رجوی ضحاک وار یکی دیگر از قربانیان خود را به کام مرگ کشاند
متاسفانه باخبر شدیم که محمد حمادی یکی از اعضای اسیری که اخیرا از فرقه رجوی جدا شده بود بعد از سالها اسارت و شکنجه در فرقه، در بدو ورود به خاک میهن و در جمع خانواده چشم براه خود به دلیل ابتلا به تومور مغزی دار فانی را وداع گفت. بی شک مرگ غم انگیز ودردناک محمد برگ دیگری از هزاران سند جنایت وخباثت رجوی خائن و جنایتکار است، که امروز رقم خورد. در واقع مرگ قربانیان و اعضای اسیر که با کمال تاسف هرروز و به شکلهای مختلف دراین فرقه اتفاق می افتد
عملیات فروغ یا کشتار برای هیچ
درگیری شدیدی آغاز می شود نیروهای سازمان به گردنه حسن آباد عقب نشینی میکنند و سعی در تجدید قوا دارند. و با سازماندهی مجدد با باقیمانده نیروها و سلاحها و مهمات در ساعت 4 بامداد روز 5 مرداد 67 به تنگه حمله میکنند.این یک خودکشی دست جمعی بود. اما فرمان، فرمان رجوی بود باید تنگه باز میشد تا ستون به کرمانشاه برسد! در تنگه به دلیل وجود خاکریز هایی که احداث شده بود ماشینها و تانکهای کاسکاول از حرکت باز ایستادند و بهترین هدف برای آر پی جی زن ها شدند
الله اکبر از بی شرمی رجوی – گزارشی از محمود دشتستانی
خانواده ها با گریه و شیون و جیغ و فریاد حرفهایشان را میزدند که واقعا نمی توان در قالب کلمات توضیح داد و توصیف کرد. صحنه هائی بود که هر بیننده ای را منقلب میکرد. باید بود و دید و حس کرد تا فهمید. در همان فضای عاطفی و پر از گریه و شیون بودیم که ناگهان سنگی که از طرف یکی از نگهبانان پرتاب شده بود به کمر یک مادر 70 ساله برخورد کرد. ناگهان آه از نهادش بر آمد و بعد صدایش قطع شد.
مجاهدین و رفتارهای ناهمگون و متناقض؟!
مجاهدین که همچنان با بهانه قراردادن موضوعات صنفی و استقراری در لیبرتی و فروش اموال و دارائی هایشان در اشرف در مسیر وقت کشی و ایجاد تاخیر در انتقال باقی مانده ساکنان قرارگاه اشرف به لیبرتی گام بر میدارند این دور هم با این هدف تلاش کردند با طرح موضوعات تکراری روند تخلیه قرارگاه اشرف را با تاخیر مواجه سازند.
کارنامه سراسر جنایت و خیانت رجوی
واقعیت اینست که رجوی بهتر از هرکسی میدانست که این عملیات نتیجه ای جز شکست ندارد. اما باین خاطر دست به چنین جنایتی زد که اولا باتوجه به قبول آتش بس از طرف ایران و اینکه میدانست که دیگر امکان عملیات نظامی را نخواهد داشت خواست تیری در تاریکی در کند. قیمتش را هم که از جیبش نمیداد. از جان جوانان مردم پرداخت میکرد! دوم میخواست خوراکی برای تشکیلات فراهم کند و دهان نیروها را با این ببندد
گردهمائی فرقه رجوی در پاریس و پیامدهای آن
فاصله بین رجوی و مردم را چطور میشود پر کرد و اصلا آیا پر شدنی هست؟ رجوی به مسیری افتاده که راه برگشتی ندارد. او مجبور است در هر مرحله که کار سختتر میشود فشار و سختی را بر اعضا بیشتر کند. گزارش نویسی های فردی را عمیقتر کند و باز هم رشته های پیدا و نهان باقیمانده ای را که هنوز به خودش وصل نکرده متصل کند. هسته ای به مراتب فشرده و متراکم که نفوذ در آن را هر چه مشکلتر کرده است.
هشدار به سازمان های بین المللی و حقوق بشری
تاریخی را که دولت عراق برای برچیدن اردوگاه اشرف تعیین کرده بود، این امر توسط دولت آمریکا و مارتین کوپلر نماینده سازمان ملل در عراق نیز به رسمیت شناخته شد. دولت آمریکا چندین بار قبل از فرا رسیدن این زمان از زبان نمایندگان و سخنگویان مختلف خود به مجاهدین هشدار داد. دولت عراق نیز توسط مسئولان و مقامات خود بارها و بارها هشدار داد که این زمان آخرین ضرب العجلی است که تعیین می شود.
هر کجا قانون اجرا شود رجوی های تروریست نابود می شوند
آنها در حالی که تن به قانون نداده و از ادامه مذاکرات و تعهدات خود با دولت عراق و حتی یونامی سر باز می زنند، با بی شرمی و وقاحت تمام خواهان تغییر نماینده سازمان ملل نیز شده اند!!! این امر علاوه بر اینکه هذیان گویی رجوی ها در فاز پایانی شان در عراق را نمایش می دهد، گویایی این حقیقت نیز هست که رجوی های تروریست هر کجا پای قانون به میان آمده و از حمایت سرویس های اطلاعاتی غربی و اسرائیلی یا دیکتاتور های عربی برخوردار نباشند، سرنوشتی جز ذلت و نابودی ندارند.
رجوی های تروریست بعد از کشتار مردم ایران و عراق، کمر به کشتار مردم سوریه بستند
عجبا که در قاموس رجوی ها کشته شدن روزی ده ها و حتی صدها انسان در سوریه کفایت نمی کند و باید روزی هزاران تن کشته شوند تا این شقاوت پیشگان خشنود گردند. جانیانی که با به خاک و خون کشاندن مردم ایران، عراق و حتی اعضای اسیر فرقه خودشان نیز قادر به فروکش کردن خوی حیوانی آنان نیست.