یکصد بیست و سومین جلسه گفتگوی سعید شاهسوندی در رادیو صدای ایران
“انقلاب ایدئولوژیک آمده است یک چیز را ثابت کند، آمده است بگوید شما هر که هستید، هر چه بودید، هر کاری که کردید، هر مبارزه ای که کردید، هر زندانی که رفتید، هر شکنجه ای که تحمل کردید، هر تلاش و کوششی که طی سالهای طولانی در این سازمان کرده اید، اگر نخ وصلتان به آقای رجوی و سرکار خانم مریم رجوی وصل نباشد و مرید او نباشید و مطلقا مطیع او نباشید، تمامی کارهای شما پشیزی ارزش ندارد.
آن سینگلتون با رادیو لیدز بی بی سی یورکشایر مصاحبه میکند
آیا شستشوی مغزی شدن لغت درستی است؟ در حقیقت چه اتفاقی برای تو آن افتاد؟ آن سینگلتون: این لغتی است که در میان مردم باب شده است. بصورت روشن تر من آنرا تکنیک کنترل ذهن می نامم. اینها بخوبی شناخته و مستدل هستند. برای سالیان فرقه های مخرب از این تکنیک ها استفاده کرده اند.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت سوم
من تعجب می کنم که شما این حرف را می زنید زیرا شما از همسرت جدا شدی و باید فکر او را از سرت خارج کنی و در مناسبات سازمان از این حرف ها و تمایلات خبری نیست سعی کن این نوع افکار و تصورات منفی و متناقض را از خود دور کنی.” اما من با اصرار و التماس از او خواستم تا زمانی برای دیدار من و آرام تعیین کند حتی اگر دو دقیقه باشد. و خیلی برخواسته ام تاکید کردم تا اینکه معصومه گفت:” مهم نیست فقط یکبار اجازه به تو می دهم که همسرت را ببینی به شرط آن که هیچکدام از افراد پذیرش متوجه این ملاقات نشوند.
پرواز بزرگ یا فرار بزرگ
ولی در سال 67 در عملیات فروغ (مرصاد) حتی خودش را آفتابی نکرد و یا در حمله آمریکا به عراق چقدر شعار می داد که «با تمام توان باید رفت و امکان دارد دیگر این فرصت پیش نیاید»، ولی نیروهایش چه غافل بودند که فکر می کردند از خودش بهایی خواهد پرداخت، او از قبل برنامه را خبر داشته و به همین خاطر ابتدا زنش را فراری داد و خودش هم مخفی شد تا اینگونه جوابگوی کسی نباشد. ما آن موقع تازه متوجه شدیم که وقتی می گفت: «باید عاشوراگونه رفت»، در فرهنگ رجوی چه معنی می دهد!!
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت چهارم
بوی تعفنش همه جا را میگیرد چون راه حلی که رهبری سازمان برای رفع مشکلات جنسی افراد قرارگاه اشرف ارائه داد نه تنها منطقی و واقعبینانه نبود که کاملا نسخه غیر علمی و غیر تخصصی بود. آقا جان اصلا این بچه ها هنگام ورودشان به اشرف بیمار نبودند و یا مشکلات جنسی نداشتند همه آنها سالم و طبیعی بودند و این مسعود بود که با ابداعات آن چنانی شاهکار کرد و بیشتر افراد را در مناسبات سازمان مبدل کرد به یک منحرف جنسی و اخلاقی.
وضعیت بحث برانگیز اعضای مجاهدین که در عراق نگهداری میشوند
آخرین باری که معصومه رساهید پسر خود را دید سال 2004 بود. از آن زمان تاکنون، فوق العاده انجام سفر به عراق خطرناک شده است. آمریکا هنوز نتوانسته است تصمیم بگیرد که با سازمان مجاهدین خلق چکار کند. دولت ایران بر اساس گزارشات رسیده پیشنهاد داده است تا برخی اعضای اسامه بن لادن را که میگوید در اختیار دارد با رهبران سازمان مجاهدین خلق معاوضه نماید و به اعضای معمولی اجازه بدهد تا به ایران و نزد خانواده های خود بازگردند.
رهـا شــده
از سال 1979 تا سال 1989 ایشان برای جنبش مقاومت یعنی مجاهدین خلق درایران اطلاعات جمع آوری و جاسوسی می کرد. ایشان قطعه ای از یک پازل بود که نمی دانست وسعت و قدرت این پازل تا چه مقدار است چرا که اطلاعاتی که ایشان به روسای سازمان می داد می توانست در عملیات تروریستی که افراد غیرنظامی جان خود را از دست می دادند مورد استفاده قرار گیرد.
سالگرد باصطلاح فروغ جاویدان یا « دروغ جاویدان »
رجوی که روزی ارتش خود را چون حضرت محمد(ص) پیام آور صلح و رهائی برای مردم ایران می دانست و نام این عملیات را « فروغ جاویدان» گذاشت و تحلیل می کرد که در هر دو شق پیروزی و شکست عاشوراگونه، در سینه تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت خواهیم شد. برای چندمین بار با فرار به قبای ارباب خودش، دروغی جاودانه را در تاریخ انقلاب ایران ثبت کرد که امروز با افشای اسناد انکار ناپذیر زمان جنگ عمق خیانت و مردم فروشی او برای ملت ایران و همه مردم دنیا روشن شد.
گفتگویی با یکی از افراد جدا شده از سازمان
بعد از رسیدن به عراق از مسئولین سراغ عمویم، که ما را اعزام کرد را گرفتم. جالب اینکه یکی از مسئولین و فرمانده هنگ آموزشی (اکبر موسوی) به من گفت عمویت در ترکیه بریده و حاضر نشده به عراق بیاید. من باورم نمی شد و یکه خوردم، چی شد که ما را فرستاد و خودش برید!! س: در چند عملیات سازمان شرکت داشتید؟
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت دوم
ساعت پنج و نیم صبح از خواب بیدارمان کردند (بیدار باش زدند) برای من خیلی سخت بود در این ساعت از صبح از خواب بر خیزم، چون عادت نکرده بودم. پس از اینکه کارهای انفرادی مان را انجام دادیم به کار جمعی پرداختیم که عبارت بود از تمیز کردن دستشویی ها، محوطه، جارو زدن آسایگاه و… سپس ما را به کلاس رزم انفرادی بردند.
اسیر بیدادگر – قسمت چهارم
نه خواهر من چشم و گوش بسته به این جا نیامده ام که بخواهم چشم و گوش بسته مطیع همه چیز و همه کس باشم. شما در سازمان فقط زور و اجبار را به رسمیت میشناسید.آیا غیر از این است؟من زیر بار حرف زور نمیرم……در مورد انقلاب ایدئولوژیک هم که من باتمامیت آن مخالف هستم. از نظر من این یک مبحث ساختگی است و هیچ ربطی به مبارزه با جمهوری اسلامی ندارد. من میدانم که هدف از این مباحث ایدئولوژیک مطیع مطلق و بی چون و چرا ساختن نیروها است در نتیجه از دیدگاه من ارزشی هم ندارد که در مورد آن بحث کنیم.
گزارش نشست اعضای بازگشتی انجمن نجات استان مازندران – قسمت اول
« یک شب متوجه شدیم تعدادی دوربین دید در شب پشت درب پایگاه جلال زاده بغداد، قراردارد و ما اطلاعی از آن نداشتیم که بعد از پیگیری متوجه شدیم که از کمکهای بی دریغ صاحبخانه است. » در ادامه مطرح کرده بود که در امر انتفاضه سال 1991(سرکوبی اکراد و شیعه شورشی عراقی توسط نیروهای سازمان) دولت عراق بیشتر از اینها به ما (رجوی) مدیون است.