شنبه, ۱۸ مهر , ۱۴۰۵
ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت پنجم 06 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت پنجم

ایرج صالحی در قسمت قبل خاطرات خود گفت: در گزارشی درخواست تماس تلفنی با خانواده ام را نمودم و گفتم که می خواهم به مادرم و دیگر اعضای خانواده تسلیت بگویم. قبل از آن که به ادامه این موضوع بپردازم لازم می بینیم که توضیحات کوتاهی درباره تماس تلفنی در فرقه بدهم تا فضایی که […]

علی اکرامی از دلائل خود برای نوشتن کتاب خاطراتش می گوید 05 اردیبهشت 1401

علی اکرامی از دلائل خود برای نوشتن کتاب خاطراتش می گوید

علی اکرامی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و نویسنده رمان” قصه ای نا تمام برای دخترم” ، در مصاحبه با انجمن نجات هدف خود از نگارش این کتاب را اینگونه بیان می کند: در  سال 85 سه سال بعد از سرنگونی صدام حسین دیکتاتور عراق و حضور در کمپ آمریکایی ها، بالاخره بعد از […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت چهارم 04 اردیبهشت 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت چهارم

ایرج صالحی در قسمت قبل خاطرات خود گفت: در حالی که اتوبوس حامل پدر و خواهرم از کنارمان رد می شد برای آنها دست تکان دادم. می دانستم این چند ساعت شیرین و غیر قابل وصف نعمتی بود که خداوند به من و امثال من عطا کرده بود و به این دلیل روحیه ام خیلی […]

شبهای قدر در زندان انفرادی اشرف 31 فروردین 1401

شبهای قدر در زندان انفرادی اشرف

بیست و هشتم، بیست و نهم و سی ام دی ماه سال 1376 شبهای قدر ماه مبارک رمضان آنسال بود، من بیش از 4 ماه بود که در زندان انفرادی اسکان در پادگان مخوف اشرف به جرم نداشته محبوس بودم و شکنجه می شدم. زندان انفرادی برای یک بیگناه تنگ تر است و تاریک تر، […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت سوم 30 فروردین 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت سوم

ایرج صالحی در قسمت دوم خاطرات خود گفت: «فرشته یگانه» صحبت هایش را شروع کرد. خلاصه حرف های او این بود که خانواده های افرادی که در آن سالن جمع شده بودیم برای ملاقات به قرارگاه اشرف آمده اند و قرار است با ما ملاقات کنند. *** ماشین در نزدیکی سالن عمومی قرارگاه متوقف شد […]

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت دوم 29 فروردین 1401

ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت دوم

ایرج صالحی در قسمت قبل عنوان کرد: رجوی ها تصور کردند می توانند از انجام ملاقات بین خانواده ها و فرزندان شان در اشرف یک دام ساخته و تعدادی از جوانان خانواده ها را جذب نموده و برخی دیگر از آنها را به عنوان نیروی خود در ایران بکار گرفته و از آنان سوء استفاده […]

افشای نقش رجوی در ایجاد درگیری های 19 فروردین توسط رستم آلبوغبیش 24 فروردین 1401

افشای نقش رجوی در ایجاد درگیری های 19 فروردین توسط رستم آلبوغبیش

بعد از سقوط صدام در سال 82 بصورت منطقی رجوی شیاد می بایست بساط فرقه اش را جمع و گورش را گم میکرد ولی از آنجاییکه وی همیشه در رویای کودکانه و تصورات احمقانه سیر می کند، بعد از حاکمیت دولت عراق در منتهای وقاحت و با دست کشیدن از تمامی شعر و شعارهای ضدامپریالیستی […]

۱۴سال اسارت در اردوگاه اشرف به‌ روایت یک عضو جداشده 17 فروردین 1401

۱۴سال اسارت در اردوگاه اشرف به‌ روایت یک عضو جداشده

نویسنده کتاب «تلخی رهایی» می‌گوید: این اثر خاطرات فردی است که به‌ مدت ۱۴سال در اردوگاه اشرف زندگی کرد و تا مرز خودکشی پیش رفت. به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «تلخی رهایی» که در روزهای پایانی سال گذشته منتشر و روانه کتابفروشی‌ها شد، از زاویه‌ای جدید به جنگ و آدم‌هایی که در این […]

عید نوروز در درون مناسبات فرقه رجوی 11 فروردین 1401

عید نوروز در درون مناسبات فرقه رجوی

ایام عید که می رسید بچه ها عزا می گرفتند. تمام کارها را بر سر اعضای بیچاره می ریختند طوری که وقت سر خاراندن هم نداشتیم . پروژه پشت پروژه، از کله صبح تا پاسی از شب مشغول کار کردن بودیم. علاوه بر کارهایی که در داخل مقر خودمان انجام می دادیم، با تعدادی از […]

خاطره ای از نوروز در زندان ابوغریب 24 اسفند 1400

خاطره ای از نوروز در زندان ابوغریب

سال 58 در عنفوان جوانی فریب شعر و شعارهای رجوی را خورده و هوادار سازمانش شدم و از آن زمان به بعد صادقانه در فعالیت های مجاهدین شرکت کردم. تا اینکه اواخر سال 65 شنیدم رجوی به هواداران سازمان برای پیوستن به ارتشی که او در عراق تحت حمایت صدام درست کرده بود فراخوان داده […]

هنگ حنیف تشکیل نشده متلاشی شد 15 اسفند 1400

هنگ حنیف تشکیل نشده متلاشی شد

در پادگان اشرف که بودم مسئول ارکان نشستی گذاشت و در نشست گفت برادر گفته چنان هنگی از بچه های سازمان بسازم که همه در حیرت بمانند و اسم آن را هنگ حنیف گذاشته است. من گمان کردم قرار است نام ارتش آزادی بخش را به هنگ حنیف تغییر دهند! ذهنم تا حدودی درگیر این […]

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت بیست و هشتم 05 اسفند 1400

طلوع و غروب یک زندگی – قسمت بیست و هشتم

مریم رجوی علیرغم ادا و اطوارهای دموکراسی مابانه و سخنرانی های آتشین و ایجاد حلقه حامی سیاسی از بازنشسته های دولتمردان سابق در آمریکا و اروپا که با هزینه های سرسام آور بدست آمده بود نتوانست نظر دولت های غربی را نسبت به گروه تروریستی مجاهدین در قامت یک آلترناتیو جلب کند. لذا رجوی در […]

blank
blank
blank