رویاهای مسعود رجوی و پایان کار قرارگاه اشرف
نزدیک به ده سال است که سرنوشت قرارگاه اشرف دستخوش سراب ها و رویاهای مسعود رجوی می باشد و افراد اسیر در این اردوگاه بازیچه رهبر رویا زده و متوهم خود شده اند.تا پایان سال میلادی قبل تمامی سعی سازمان بر این بود که مهلت مشخص شده توسط دولت عراق تمدید شده و شاید راه دیگری برای برچیده شدن قرارگاه اشرف پیدا شود. در ماههای اخیر مسعود رجوی به موارد متعددی دلخوش کرده بود که البته هیچکدام کمکی به او نکرده و طبق تجربه گذشته نیز نخواهند کرد.
بهانه های بی پایان فرقۀ رجوی
تنها سران بی ارادۀ فرقه و سرکرده فاسد آنان می باشد که همچنان پس از 8 سال سواستفاده از جان و زندگی افرادی که در کمپ تحت تسلط خویش در آورده اند، از آخرین فرصت هم که پیش آمده، همچنان با حقه بازی تمام، تنها و تنها برای مطامع خویش می خواهند -بطور مشمئز کننده ای- سوء استفاده کنند. سوء استفاده برای هرچه بیشتر مطرح شدن… برای برنامه های تبلیغاتی دیوانه وار… برای بازی دادن… برای کش دادن ماجرا…
شیوه های کنترل نیرو خارج از اشرف
در ترفند های سازمان همیشه سعی براین بوده تا آنجا که ممکن است نفر جدا شده از روابط را کماکان در حاشیه مناسبات در هر کجائی که هست حفظ کنند و بنوعی کنترل لازمه را روی آن داشته باشند و در مواقع ضروری استفاده لازم برای سیاهی لشکر، شرکت درتظاهرات، مراسم مختلف و…مورد استفاده قرار دهند، وهیچگاه نبایستی این گونه افراد از فضای مناسبات بدور باشند، رابطه آنها را با اجتماع قطع می کنند
کنفرانس برلین و آه و فغان مریم رجوی
مجاهدین که این روزها به بیماری برگزاری کنفرانس در کشورهای مختلف دچار شده اند تا شاید بتوانند راه حلی به بحرانی که خود آنرا طی سی سال خشونت ورزی و خیانت به انقلاب مردم ایران بوجود آورده اند، بیابند. کنفرانس برلین نیز جدیدترین حلقه از گدایی مجاهدین برای حمایت های بین المللی برای نجات از این بحران به هر قیمت است.وی همچنین ترس خود را از عزم دولت عراق از اخراج مجاهدین تا ضرب الاجل 30 آوریل سال 2012 و صدور حکم دستگیری 121 تن از ساکنان اشرف و از اینکه”جامعه جهانی و ملل متحد در رابطه با تحولات اشرف سکوت کرده اند” را پنهان نکرد.
کنفرانس قاهره – بازتاب وحشت مجاهدین از پیشبرد قانونی انتقال ساکنین اشرف به لیبرتی
اگر از یادآوری سوابق همکاری اطلاعاتی مجاهدین با رژیم مبارک بگذریم اینبار اما مجاهدین در قاهره هم حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. مجاهدین در این کنفرانس هم تلاش کردند همان خواسته های غیر قانونی و غیر منطقی خود را از زبان برخی شخصیت های مصری به طرف حسابهای خود در اروپا و آمریکا و عراق برسانند تا شاید بتوانند در روند طبیعی انتقال ساکنین اشرف به کمپ لیبرتی که تحت نظارت ملل متحد و کمیساریای عالی پناهندگان پیش برده میشود اخلال ایجاد کنند.
رد گم کردن از نوع رجوی ها!
این وطن فروشان برای خود نمایی و مطرح کردن خودشان چنانچه کسی در ناکجا آبادی از این کره خاکی کشته یا ترور شود با آب و تاب آنرا در سایت های خودشان منعکس کرده و بر آن تلاش دارند آنرا کارشناسی نموده و به نوعی آنرا مرتبط با حکومت ایران بدانند حال وقتی خبر این ترور همه دنیا را تکان داده چطور سران فرقه به این موضوع نپرداخته و موضعی نگرفته اند؟ آیا این سکوت تاییدی بر تحلیل های خبرگان اطلاعاتی دنیا مبنی بر دست داشتن عوامل فرقه رجوی در این ترور نمی باشد؟
طرح های فریب و نیرنگ مجاهدین برای هرچه بیشتر ماندن در عراق
بعلت فشارهای بین المللی و قاطع بودن دولت عراق برای خروج فرقه از خاک عراق و دو دور به کشتن دادن ساکنان کمپ که باعث افشا و تنفر جامعه جهانی از سیاست های رجوی شد، اینبار بطور رسمی و علنی دیگر نمی توانند مقاومت کنند و به همین دلیل در ظاهر جابجایی و خروج از عراق پذیرفته شد، ولی در نهان از یک طرف قصد هر چقدر طولانی تر شدن موضوع را داشته است به امید اینکه شاید در منطقه تحولات دیگری صورت گیرد و یا زد و بندهای دیگری را بتوانند به پیش ببرند
از ادعای پیروزی تا زوزه های پر درد ناشی از شکست رجویها
آخرین نمونه از این نوع پیروزی ها!!! مربوط به برخورد رجوی ها با موضوع تخلیه اشرف و تمدید زمان ضرب الاجل از طرف دولت عراق است. مریم قجر با ذلت و از ترس و تنها برای آنکه چند روزی بیشتر در عراق بمانند مجبور به پذیرش طرح خروج از اشرف شد و حتی با خواری پذیرفت که برای امضا قرارداد (که در واقع باید به آن نوعی تسلیم نامه گفت) با پای برهنه به بغداد و خدمت آقای مالکی که سالیان او را مزدور جمهوری اسلامی و جنایتکار خطاب می کرد برود
چرا سران فرقه برای جابجائی نیروها به کمپ لیبرتی بهانه جوئی می کنند؟
مجاهدین گفته اند که به آنها اجازه داده شود تا اموال غیر منقول خود را بفروشند و پولش به حساب خودشان واریز شود البته نگفته اند که این اموال را از کجا آورده اند برا همه واضح و روشن هست که این اموال حق مردم عراق هست و از صدام بخاطر مزدوری گرفته اند. یکی دیگر از بهانه های سران فرقه اینست که در کمپ لیبرتی خانواده ها دیگر نیایند و با بلندگو مزاحم نشوند البته این خواسته زمانی منطقی هست که سران فرقه مزاحم ملاقات آزادانه و بی قید و شرط خانواده ها با عزیزانشان نگردند.
رهبر عقیدتی مجاهدین، کابوس یک استراتژی
رهبری مجاهدین همچنان امید واهی به پشتیبانی هژمونی حاکم بر امریکا و نظام سرمایه داری جهانی دارد. او و پیروانش برای سالها در عراق پس از سرنگونی صدام علیرغم آرمان بنیانگذاران مجاهدین خلق که جوهره و شاخص آن مبارزه با امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا بود چکمه های سربازان امریکایی را پاک کردند و از افتخاراتشان این بود و است که سربازان امریکایی حفاظت آنان را بر عهده گیرند
سنگ اندازیهای جدید مجاهدین در راه انتقال به لیبرتی
مجاهدین با یک چرخش 180 درجه ای در موضع شان دست به یک حرکت تاکتیکی زده و طرح توافق شده بین دولت عراق و سازمان ملل متحد و اعزام 400 نفر در مرحله اول به لیبرتی را پذیرفتند. اعلام پذیرش این طرح در اذهان خیلی از کسانی که مجاهدین را صرفا از طریق ارتباط با آنها در خارج کشور و تبلیغاتی که توسط خود مجاهدین شده و میشود شناخته اند و هیچ اطلاعی از ماهیت واقعی آنها ندارند این فکر را در ذهن آنها تداعی میکند که مجاهدین واقعا قصد حل مسالمت آمیز مسئله را دارند و این دولت عراق است که کار شکنی میکند.
سنگ اندازی رهبران مجاهدین در انتقال اسرا به لیبرتی
اکنون رجوی با تأخیر در انتقال نفرات سعی میکند برای خود و فرقه اش زمان بخرد. رجوی می خواهد ببینید اوضاع به کدام سمت حرکت میکند. آیا تهدیدهای آمریکا علیه ایران به جنگ منجر می شود؟ آیا تهدیدهای اسرائیل عملی خواهد شد؟ شاید از این نمد کلاهی برای او هم دوخته شود. شاید این ورشکسته سیاسی و نظامی را هم به عنوان دستمال کاغذی مورد استفاده قرار دهند. از طرف دیگر چشم امید رجوی به انتخابات پیش روی آمریکا نیز میباشد. او انتظار دارد جمهوریخواهان برنده انتخابات شوند. چون جمهوریخواهان همیشه جناح فایشست تر و جنگ طلبتری هستند