چرا در مقابل شیادی های فرقه رجوی سکوت کردم – قسمت اول
این سئوالی کاملآ بجا ؛منطقی و حق مسلم اپوزسیون، رسانه های همگانی، هزاران هموطن آگاه به مسائل ایران وپژوهشگران خارجی هست که در رابطه با تحرکات اپوزسیون خارج کشور فعال اند و مایل هستند تا پاسخی در خور، از جانب بنده دریافت نمایند. این موضوع بعد از انتشار اعتراضیه ای که در قبال دروغپردازی و شیادی اخیر فرقه، به هفته نامه ساندی هرالد داده و متعاقب آن مصاحبه ای با رادیو بی بی سی انجام دادم انعکاس فوق العاده گسترده ای یافت
بی.بی.سی از سوی یک عضو سازمان مجاهدین تهدید شد
برنامه ارتباط مستقیم یکشنبه شب سیمای موسوم به آزادی با بازگشت نادر رفیعی مجری گذشته این برنامه همراه بود. حضور نادر رفیعی در مقایسه با مسعود کلانی حداقل این حسن را داشت که به مخاطب یادآور می شد خنده هم جزیی از واکنش های روزمره انسان است. این برنامه با حضور محمدعلی جابرزاده عضو کمیسیون مطالعات سیاسی شورای ملی مقاومت و همچنین عضو سازمان مجاهدین خلق اجرا شد. جابزاده در ابتدای برنامه با اشاره مختصر به رود تحولات منطقه در چند سال گذشته ادعا کرد جمهوری اسلامی مانع اصلی بر سر راه تحقق صلح و دمکراسی در عراق است.
راه پیموده شده یک مهاجر ۱
بنا به تقاضای دانشجویان داروسازی بیمارستان شهر خرونینگن هلند در روز 12 فوریه، سمینار فشرده ای در مورد شرایط ویژه روحی –روانی و مشکلات و پروسه های حقوقی و پزشکی مهاجرین، برگزار گردید. پس از توضیحات مسئول دانشجوئی در مورد نیاز دانشجویان به آگاهی بیشتر در مورد نگرش و تفاوت فرهنگی اروپا و مهاجرینی که در هلند ساکن می باشند، و شیوه برخورد با این مسائل، خانم” میرینگ” از سازمان پناهندگی شروع به سخنرانی نمود و در مورد پروسه پناهندگی و فشارهای روحی که در شرایط گوناگون به آنان تحمیل شده است، پرداخت.
معضل تازه، تراکم سایت های سازمان مجاهدین
ظاهرا تعدد و تراکم سایتهای اینترنتی پوششی مستقیم و غیر مستقیم سازمان مجاهدین خلق و شورای ملی مقاومت با دهها اسم مستعار و ریز و درشت و درج مطالب تکراری با اسمهای کلیشه ای و اندک نویسندگان آنها، حوصله گردانندگان سایتهای مجاهدین را هم سر آورده است. مجاهدین از یک سو ناگزیر به اثبات قابلیتهای دمکراتیک در درون خود هستند و از سویی دیگر درگیر جزمیت های سیاسی و ایدئولوژیک و هژمونی طلبی، این تعارضات بعضا منجر به تنش هایی در میان عناصر وابسته به شورای ملی مقاومت می گردد.
دوگانگی و نفاق جبری در رفتار مجاهدین
وقتی تمام درهای حقیقت بسته باشد، راه پس و پیش هم نمانده باشد، تمام معادلات تبلیغاتی ذهنی هم به هم ریخته باشد و مجبور باشی پاسخ پرسشهای زیادی را بدهی و برای این پاسخگویی مجبور باشی فشارهای زیادی را تحمل کنی و تازه به باورت هم رسیده باشد که حق و حقیقت در طول و عرض اندیشه و جایگاهت موج می زند آنگاه مجبوری برخلاف درونیات تثبیت شده خود به دیگرانی که دنباله رو اندیشه نامتجانس تو هستند وعده و وعید بدهی، حقیقت را وارونه جلوه دهی، آینده ای را که نمی دانی چگونه است شیرین و زیبا ترسیم کنی و عدالت را از منظر خود تفسیر و تشریح کنی و برای قوت این تفسیر از یافته های ذهنی مضمحل نیز بهره ببری.
تناقض در استدلال رهبری سازمان مجاهدین
رهبری سازمان مجاهدین بعد از اطلاعیه شورای وزیران اقتصاد اتحادیه اروپا مجبور شده که راه اندازی کارناوال و جشن رقص و شادی در پادگان اشرف به دلیل خروج از لیست گروه های تروریستی را متوقف کند. خروجی که واقعیت خارجی نداشت، زیرا اساساً حکم دادگاه لوگزامبورگ به موضوع خروج این سازمان از لیست گروه های تروریستی ارتباط نداشت، بلکه به لغو مسدود بودن منابع مالی سازمان مجاهدین در اروپا اختصاص داشت که آن هم با بیانیه شورای وزیران اقتصاد اتحادیه اروپا منتفی شده است.
در چنبره ی دردی ماندگار
« تروریسم حاصل کار دستهاى مریى است؛ پروژهاى تشکیلاتى است و گزینشى استراتژیک و توطئهاى به قصد آدمکشى و وحشتافکنى. پس شگفت نیست اگر دستاندرکاران این توطئه از توجیه استراتژى خود در محضر عام اکراه داشته باشند. ولى وقتى توجیه اخلاقى پذیرفته نباشد، راه براى مدافعه و توجیه ایدئولوژیک باز مىشود. با این حال، مهم است که این دلایل را دقیقاً ببینیم و صریحاً رد کنیم.
فریبکاری یا واقعیت
این جمله مریم رجوی یک دجالگری دیگر از طرف او همانند راه حل سومش به عنوان”تغییر دمکراتیک”رژیم است که بوی جنگ طلبی از هرگوشه وکنارش به مشام میرسد. جمله بالای مریم رجوی هم یک نوع حقه بازی به سبک مسعود رجوی است که تمامی افراد رهبری مجاهدین به مرور زمان در این دروغ گوئی ووارونه گوئی استاد شده اند. حال از مریم رجوی میپرسیم که شما که از این کسانی که شب وروز برایشان خوش رقصی میکنی در واقع چه میخواهی؟ ومگر نان شبت به این جریانات وابسته است که اینگونه به لابه افتاده اید؟
عاشورا
عاشورای حسینی که یادآور مظلومیت حسین و نیز یادآور تلاشهای او و همه آزادیخواهان در راه به دست آوردن آزادی و برقراری عدالت است فرا رسیده است. ضمن تسلیت به همه عزاداران آن شهید که امید است با فراگیری از او به تلاش در راه آزادی و عدالت اقدام کنند، باز هم ناچارم به روزهایی که در عراق و در سازمان مجاهدین بودم برگردم و خاطراتی را از آن روزها بیان کنم. متأسفانه به هر چیزی که میرسیم ماهایی که در سازمان بودیم به دلیل اینکه تقریباً تمام عمرمان یا لااقل تمام عمر مفیدمان را در آنجا گذرانده ایم به یاد آن دوران میافتیم. لااقل در مورد من که این طور است و فکر نمیکنم آن خاطرات، چه تلخ و چه شیرین، از یادم بروند.
ذهن های فسیل شده
در گذشته برای افسانه ای کردن سرباز روس که با ارزش ترین وجهه نظامی را در آن کشور دارد قصه های گفته اند منجمله گفتند که سربازی بعد از گذشت یک دهه از پایان جنگ کماکان در پستی که گماره بودند مانده بود وبه وظیفه اش عمل ونمی دانسته جنگ تمام شده ودنیا چه خبر است، زندگی اش را با امکانات طبیعی پیرامونش می گذرانده، اگر این گونه نمونه ها را از حالت رمانتیگ و تخیلی بودن در آورده ودر قالب وشکل واقعی به آن نگاه کنیم (مثال مجاهدین کنونی فرار رهبری وخوش گذرانی در اروپا واسارت وبی خبری بدنه تشکیلات در عراق) می توان اسم حماقت وعقب ماندگی مفرط بر آن نهاد.
وسوسه های شیطانی
عکس تبلیغاتی رسواترین زن جهان در حضور کشیش مظلوم، « آبه پیر» تداعی وسوسه های شیطان برسر راه پیامبر محاط بر جهان، حضرت عیسی مسیح است که حضرتش به نیروی ماوراء از دام شیطان رست. متاسفانه به جبر انسان بودن، نه دامان معصوم « آبه پیر»!! بلکه آنان که روح خود را به غنیمت دزدهای بغداد فروخته و با اطلاعات غلط او را به ملاقات با شیطان واداشتند، گرفت. نویسنده ی این سطور و آنچنان که می دانم برادرقهرمانم « ادوارد ترمادو» پیرو عیسی مسیح در صدد دسترسی به « آبه پیر » فقط برای نمودن مشتی از خروار حقایق و پاره یی از شخصیت این زن شیطانی و اعمالی که به خصوص بر علیه تعالیم عیسی مسیح و راهی که « آبه پیر » برگزیده است، برآمدیم. فقط شرح وقایع، خارج از هرگونه توضیح و تفسیر هم شده! متاسفانه راه در حلقه ی مشاوران ارزان قیمت و مادی پرست، بسته بود
نتیجهی تبلیغات وارونهی باند رجوی
45 روز از صدور رأی دادگاه بدوی اروپا برای رفع مسدودی اموال و حسابهای مجاهدین در اتحادیهی اروپا گذشت! حکمی که تاکنون با مناقشات زیادی از لحاظ میزان شمولیت در کشورهای عضو این اتحادیه و آثاری که میتواند در وضعیت سیاسی مجاهدین باقی بگذارد، توأم بوده است. مجاهدین تلاش کردند تا با بسترسازی بر مبنای این رأی، راهی برای تحمیل خود بر کشورهای اروپایی باز کنند و با تردستی، ارتباطی بین رأی صادره با لیست گروههای تروریستی برقرار سازند و از این رهگذر، بهزعم خود باعث تجدیدنظر در قرارگیری نام این گروه در لیست گروههای تروریستی اتحادیهی اروپا شوند.