عمق دجالیت مجاهدین را بنگرید
دربار خانم قجر عضدانلو به سنت اجدادیش این بار طرحی با همکاری دلقک دربار و شوهر سابق خود مهدی ابریشم چی برای اسیران اشرف طراحی کردن که هم کمدی وهم عمق دجالیت فرقه را بیان میکند. در این طرح که القا کننده است که شما اسیران به امریکا می روید واز طرفی هم القا کننده این که طرف حساب ما امریکا است وشما باید در مقابل نیروهای عراقی اصرار به رفتن به امریکا بکنید.
رسوایی مجاهدین و به میدان آمدن رهبر فرقه
به هرحال، آقای مسعود رجوی که بوی رسوایی و فروپاشی به مشامش رسیده، ناچار برای حفظ پادگان اشرف، خود به صحنه آمد و در یک نطق پراحساس صوتی که برای اشرفیان پخش می شد از آنان خواست که باز هم به همان اشرف بچسبند و رهایش نکنند. جالب اینجاست که آقای رجوی طبق معمول با یک قدرتنمایی پوشالی (که پیش تر هم نمونه اش را در مورد تهاجم به ارتش آمریکا در صورت پیشروی به سمت بغداد دیده بودیم)، اشرف را محور کل جهان ارزیابی نموده…
یارو زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه
اما دلیل این پیام صوتی که اسمش را حضور گذاشته اند چه میتواند باشد شاید بقول آقای مسعود خدابنده که در مطلبی نوشته است:”….. آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد…”
آیا رجوی مرده یا خودش را به مردن زده
آیا خروج از لیست اروپا و تخته شدن دکان دجالیت تبلیغاتی رجوی و لیستش و ایضا بسته شدن قریب الوقوع کمپ اشرف چنین صحنه سازی ای را می طلبیده؟ و آیا این سرآغاز دستور تشکیلاتی به گرفتاران کمپ برای قبول تخلیه”قرارگاه اشرف” است؟ و یا می تواند حضوری مصنوعی و ساختگی برای تجویز”خود سوزی تشکیلاتی” و”آدم کشی ایدئولوژیک” در قبال بن بست نهایی باشد؟
سنگ بزرگ برداشتن علامت نزدن است
اگر به رهبران این سازمان باشد انها هیچ کمکی به نیروهای خود بخصوص نیروهای با رده پایین تر در خروج از عراق نخواهند کرد و در نهایت انها را سرازیر ایران خواهند کرد. اگر هم بخواهد به خارج بفرستد شورای رهبری و مسئولین بالای خود را خواهد فرستاد و نه کس دیگر را. این را رهبران سازمان در بحبوحه جنگ با رژیم جمهوری اسلامی ایران بخوبی نشان دادند و حتی نیروهای جدا شده خود را دو دستی تحویل مقامات دولت صدام حسین میدادند
« بینه » ی مریم رجوی در ملبورن
درحقیقت رجوی جهت همکاری، بر نقطه ضعف افراد دقیق می شود و همواره ضعیف ترین ها را انتخاب می کند تا با متورم کردن عقده ی « جاه طلبی» و آماس « خودشیفتگی» شان، معتاد آنچه رجوی از کیسه ی خلق محروم عراق وزیر سرنیزه ی صدام حسین به حلقوم شان ریخته، فرزندان ما که هیج، زاده ی خود را هم به دریا و بیابان خواهند بیندازند.
نماینده مجلس بلژیک: مجاهدین فرقه هستند
ژوزی دوبیه در گفت وگو با روزنامه”لیبر بلژیک” با اشاره به حضورش در عراق افزود: رفتاری که رئیسان گروه مجاهدین با اعضای خود در عراق می کردند، شبیه رفتار فرقه ها با پیروان خود بود. این نماینده حزب سبزهای فرانسوی زبان در مجلس سنای بلژیک با چندش آور خواندن رفتار روسای این گروه با مردان، زنان و زندانیان ایرانی در عراق ادامه داد: رفتار این گروه شبیه به رفتار اعضای گروه مسیحی”ساینتولوژی” (فرقه ای با رفتارهای خاص در مسیحیت که از نظر کلیسا نیز مطرود است)، می باشد.”
خارج شدن مجاهدین از لیست تروریستی یا مماشات با ایران
علت اصلی از لیست در آوردن سازمان نه به خاطر شدت علاقه سران اروپا به سازمان، بلکه به دلیل به بن بست رسیدن دولت عراق برای اخراج سازمان و مذاکرات آنها با دولتهای اروپایی برای قبول نفرات سازمان در کشورهایشان بود.مسعود به تروریست بودنش افتخار میکرد. خارج شدن از لیست تروریستی نه توسط خودشان بود بلکه توسط خارج از خودشان صورت گرفته است.
گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت هفتم
نشست های موسوم به انقلاب ایدئولوژیک دقیقا برای این طرحی شده بود تا افراد را وادار کنند مطیع کامل رهبران سازمان باشند. و در عملیات تروریستی بدون کوچکترین سوال و یا ذهنیتی و یا تناقضی دست به کشتار شهروندان ایرانی بزنند. نشست انقلاب ابتکار شخص رجوی بود او می خواست افراد را مبدل به رباط هایی بیرحم کند که قدرت تفکر نداشته باشند.
آیا سرنوشت مجاهدین تغییری خواهد کرد
مجاهدین طبق روش معمول که از هر خس و خاشاکی پیروزی می سازند و هر اتفاق کوچک را یک حادثه بزرگ نشان می دهند شروع به جشن و پایکوبی نمودند که شکر خدا ما دیگر تروریست نیستیم. آنها روزی به تروریست بودن افتخار می کردند و امروز به زدودن آن از دامن شان، اما این زدودن نه توسط خودشان که توسط خارج از خودشان صورت گرفته و خود هنوز در باور ضمیرشان تروریسم را ارج می نهند.
قدیسه های شورای رهبری مجاهدین
الان من فکر می کنم یکی از دلایلی که علیرغم همه صحبت هایی که من با رسانه های خارجی کردم یا فعالیت هایی که در بنیاد خانواده سحر دارم، اگر توجه کنید، می بینید که سازمان هیچ موضع گیری سر من نمی کند. این کار را برای چه نمی کند؟ در حالی که برایش خیلی راحت و ساده است که جعل سند کند یا هر اتهامی را ببندد و بگوید ولی هیچ موضع گیری نمی کند، چرا؟ به خاطر اینکه نمی خواهد این موضوع دامن زده شود و در داخل خودش افراد متوجه بشوند که از این قدیسه ها و افرادی که تا این میزان در ذهنشان اینها را مقدس کرده اند یک نفر فرار کرده است.
تهدید به مرگ از زندانهای اشرف تا دنیای آزاد اروپا
که این آرزوی همیشۀ مریم قجر عضدانلو با انقلابش بود تا ما را به صفر به هیچ و هیچ چیز و هیچ کس تنزل بدهد. صفر به این خاطر که ما را از گذشته از خاطراتمان از دوستانمان از بستگانمان و از کسانی که عاشقشان بودیم گسستند. صفر به این خاطر که هویتمان را فردیتمان را دوست داشتنهایمان را تنفرهایمان را پر نسیبهایمان و باورهایمان را از دست داده ایم. صفر به این خاطر که احساس می کنیم هیچ چیز نمی دانیم و همه آن چیز را که یک وقتی می دانستیم نیز با علامت سئوال بزرگی روبرو است و باز هم صفر به این خاطر که از همه آن چه که داشتیم فیزیکی و روانی اکنون چیزی بر جا نمانده جوانی و سلامتی مان را از دست نهاده ایم