شمارش معکوس برای فاجعه انسانی در اشرف
مریم قجر عضدانلو و مسعود رجوی همچنان مشغول بازی سیاسی با اشباح گذشتگان هستند و این تراژدی انسانی و سیاسی است که در اردوگاه اشرف در شرف وقوع است به فرمان مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو. این بار رجوی هدف نهایی خود را نه در سوء استفاده از عواطف و احساسات اسیران خود، که به جد در اهتمام به قربانی کردن تمامی آنها متمرکز کرده است. وقتی رجوی پیشاپیش دم از یک فاجعه انسانی می زند.
عجز و التماس به سران کشورهای عربی
به نظر می رسد خانم رئیس جمهور در تبعید، از پیامها و عجز و لابه هایش به پارلمانترهای اروپایی و نیز دریوزگیهایش به درگاه اربابان بی مروت دنیا و شخص باراک حسین اوباما و از آمار چند هزار نفری وکلایش در اروپا و عراق و همچنین از آمار میلیونی حمایت مردم عراق و شیوخ مختلف سنی و شیعه در عراق و مهمتر از آن درخواستهایش از مردم سراسر جهان برای خیزش!، باز هم هیچ طرفی نبسته و اینبار روی به درگاه سران کشورهای عربی آورده است.
پادگان اشرف یا جیمز تاون؟
فرقه ها با روش های شناخته شده و مشخص عمل میکنند و در جهان علمی کنونی، شناخت عملکردهای آقا و خانم رجوی نه تنها دور از پیش بینی و انتظار نبوده بلکه آثار بیمارگونه یک دون کیشوت فرضی را نیز نمی توان بر سیمایش مشاهده کرد. جدای از تمامی کم و کاستی ها، راه حل دولت عراق راه حلی انسانی و بین المللی برای تمامی اعضاء محصور در پادگان اشرف است.اگر چه رجوی آن را دانسته و با ابزار کهنه شده” جیم جونز” و با استعاره”فاجعه انسانی” نوید”جیمز تاون” را در پادگان اشرف بلوف می زند!
دلایلی بر عمق فرو پاشی فرقه مجاهدین
استراتژی مسلحانه مجاهدین نیز طوری شکست خورده که خود مسئولان این فرقه سعی دارند تا با ارائه مدارک و شواهد به غربی ها نشان بدهند که دیگر مسلح نیستند. مردان لباسهای شبه نظامی را در آورده و با پوشش رسمی و کراوات در تجمعاتشان ظاهر میشوند. در رسانه هایشان مطلقا از ارتش آزادیبخش، توپ و تانک خبری نیست. دیگر نه تنها توان حمل خمپاره به داخل ایران را ندارند بلکه به جائی رسیده اند که از صدای یک طرقه هم میترسند.
تکرار مجدد فاجعه خودسوزی پاریس
رهبران خائن این فرقه این نکته را مد نظر دارند که برای ادامه بقا میتوان به محصولات انقلاب ایدئولوژیک امیدوار بود اما این بار بازی که مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو شروع کرده اند به مراتب خطرناک تراز حیله آنها در حوادث پس از ژوئن 2003 است فرقه رجوی پس از تسلط ارتش عراق بر اسارتگاه اشرف بارها نسبت به بروز یک فاجعه انسانی هشدار داده است اما این بار رجوی هدف نهایی خودرا نه در سو استفاده از عواطف و احساسات اسیران خود که به جد در اهتمام به قربانی کردن تمامی آنها متمرکز کرده است
پیام نوروزی یا هزیان گوئی مریم رجوی
شما بهتر است به جای نام بردن از ستار خان وباقر خان بگوئید که سرمشق شما برای شکنجه کردن چه کسی بوده وبگوئید که معلم شما برای شکنجه روحی ان هم به شیوه مدرن کی بوده و از کی یاد گرفتید که انسانها را از عواطف انسانی تهی کنید وارتباط انها را با دنیای بیرون قطع کنید معلم ایدئولوژی شما کی بوده که به شما اموزش داده که چطوری به اسم انقلاب ایدئولوژیک شخصیت انسانها را خورد کنید هویت انسانی را از افراد بگیرید
استفاده مریم رجوی از هر فرصتی برای فریبکاری
شما که تا قبل از سقوط صدام زیر پرچم او بودید بعد از آن هم زیر پرچم بیگانگان. حالا هم مستقیم وغیر مستقیم و با عجز و التماس میخواهید پرچم آمریکا بالای سرتان باشد. آیا شما سنخیتی با ستارخان دارید؟ ستارخان کجا از بیگانگان پول و سلاح و… گرفت در صورتیکه رسوایی گرفتن پول و سلاح و تجهیزات شما زبانزد خاص و عام شده.
سران فرقه رجوی غم خودشان را میخورند
غم آنها این نیست که در این سالیان گذشته چه بلاهایی سر خانواده ها آمده و چه خانواده هایی از هم پاشیده شده است. غم سران فرقه و علت نوشتن نامه توسط مادر خوانده فرقه را ما جداشده ها خوب میدانیم. چون در همین چند هفته گذشته بحث ملاقات خانواه ها بطور وارونه توسط فرقه اعلام شد و این بار هم محاصره اشرف در صورتیکه سران فرقه به عمد میخواهند هر اتفاقی رابه سوی تنش و برخورد خشونت بار سوق دهند.
ذهن بیمار رهبری عقیدتی مجاهدین (مسعود رجوی)
بنا به اذعان تعداد بیشماری از جداشدگان و کادرهای زن و مرد مجاهدین، مسعود رجوی در هزارتوی تشکیلات خویش و مناسبات درونی آن واقعیت ذاتی و ماهوی نیروهای و کادرهای تشکیلاتی را در مسیر اهداف تروریستی و خشونت طلبانه ی خویش مخدوش کرده است. افراد مستقر در قرارگاه اشرف از دیدگاه کادرهای جدا شده مجاهدین و ارتش آزادیبخش ملی در تنگنای شرایط و موقعیت پدید آمده از سوی سردمداران مجاهدین مبدل به بردگانی شدند که جز به کشتار و ترور نمی اندیشیدند.
اشرفی ها و اوری ها – قسمت دوم
وابستگان سازمان و بخصوص افراد مستقر در اشرف چنان بزرگ نشان داده میشدند که هرکس در مقابل آن کارها احساس خودکم بینی کند و کم کم اشرفی بودن به عنوان یک ارزش نشان داده میشد؛افراد جذب شده که حالا وارد یک مناسبات دوستانه شده بودند ؛ باید نشان میدادند که کارهایی که میکنند در مقابل کارهای اشرفی ها هیچ است و به حساب نمیاید, پس مجبور بودند که یا تن به کار بیشتر بدهند و یا درخواست کنند که به اشرف بروند.
سوال از خانم مریم رجوی
ایا این فاجعه نیست که در مناسبات درونی خود، همین مردان و زنان را هر روز مورد بدترین شکنجه های روحی و روانی قرار می دادید و جهنمی بزرگ را در مناسبات کوچک خود ایجاد کرده بودید بطوریکه تعدادی برای رهایی از این فرقه جهنمی خود را ناچارا از بین بردند. البته فاجعه می تواند بوجود بیاید وانهم چیزی نیست به جز اعتصاب غذای اجباری و به اتش کشاندن افرادی در اشرف و یا در قلعه مریم رجوی در پاریس انهم به خواست بی مهر تابان این باند مافیایی و یا شیر در سوراخ خفته این فرقه.
پیام مریم رجوی سنخیتی با روز جهانی زن ندارد
اگر منظور شما از آزادی و دمکراسی برای زنان همان است که در قرارگاه اشرف در حال اجرا است، قبل از آن در گروه ها و حاکمان فرقه ای همچون طالبان سال ها قبل در افغانستان به اجرا در آورده بودند آنها هم با قوانین خاصه شان. کسانی که در فرقه بودند می دانند که چگونه افکار فرقه ای و قرون وسطایی و طالبان گونه تو که بر مناسبات و رابطه زنان و مردان تاثیرات منفی و سو بوجود آورده و بهترین مناسبات تشکیلاتی گذشته را به منجلاب مناسبات اخلاقی کشانده است