دوشنبه, ۴ اسفند , ۱۴۰۴
قدیسه های شورای رهبری مجاهدین 08 بهمن 1387

قدیسه های شورای رهبری مجاهدین

الان من فکر می کنم یکی از دلایلی که علیرغم همه صحبت هایی که من با رسانه های خارجی کردم یا فعالیت هایی که در بنیاد خانواده سحر دارم، اگر توجه کنید، می بینید که سازمان هیچ موضع گیری سر من نمی کند. این کار را برای چه نمی کند؟ در حالی که برایش خیلی راحت و ساده است که جعل سند کند یا هر اتهامی را ببندد و بگوید ولی هیچ موضع گیری نمی کند، چرا؟ به خاطر اینکه نمی خواهد این موضوع دامن زده شود و در داخل خودش افراد متوجه بشوند که از این قدیسه ها و افرادی که تا این میزان در ذهنشان اینها را مقدس کرده اند یک نفر فرار کرده است.

تهدید به مرگ از زندانهای اشرف تا دنیای آزاد اروپا 03 بهمن 1387

تهدید به مرگ از زندانهای اشرف تا دنیای آزاد اروپا

که این آرزوی همیشۀ مریم قجر عضدانلو با انقلابش بود تا ما را به صفر به هیچ و هیچ چیز و هیچ کس تنزل بدهد. صفر به این خاطر که ما را از گذشته از خاطراتمان از دوستانمان از بستگانمان و از کسانی که عاشقشان بودیم گسستند. صفر به این خاطر که هویتمان را فردیتمان را دوست داشتنهایمان را تنفرهایمان را پر نسیبهایمان و باورهایمان را از دست داده ایم. صفر به این خاطر که احساس می کنیم هیچ چیز نمی دانیم و همه آن چیز را که یک وقتی می دانستیم نیز با علامت سئوال بزرگی روبرو است و باز هم صفر به این خاطر که از همه آن چه که داشتیم فیزیکی و روانی اکنون چیزی بر جا نمانده جوانی و سلامتی مان را از دست نهاده ایم

مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند 28 دی 1387

مجاهدین اجازه نمی دهند فرد به جامعه بیرون فکر کند

سازمان خیلی حواس جمع کار می کند. یعنی یک چیزی که بحث سیاسی در آن باشد و از طرفی هم قیمتی هم برایش نداشته باشد از طرفی هم فرد با خانواده اش تماس پیدا نکند یعنی سازمان همه جانبه روی این موضوعات انرژی مکفی می گذارد که یک وقت فرد نتواند هوای جامعه عادی به ذهن اش بزند. یا در اصطلاح دیگر تشکیلاتی شان متوجه این هستند که فرد لب پر نخورد.

فرقه مخرب رجوی ها، از زبان سرویس اطلاعاتی آلمان 26 دی 1387

فرقه مخرب رجوی ها، از زبان سرویس اطلاعاتی آلمان

رهبری مجاهدین، خواهان اطاعت و سرسپردن و آمادگی برای عمل در تمام دنیا از طرف هوادارانش می باشد، این روش دیکتاتوری همسر رجوی هم می باشد.در تبلیغات شورای ملی مقاومت مطالبی به عنوان شاخصه های دمکراتیک به بیرون ارائه می شود که به هیچ وجه در درون مناسبات، اجرایی نمی گردد.در یک دایره بسته، با یک شیوه رهبری فرقه گونه، جبر تشکیلاتی و رهبری استالینیستی مسعود و مریم رجوی و همچنین شکنجه های روحی و روانی که به اعضاء ناراضی اعمال می گردد، جاری است.

منافع فرقه یا پر کردن جیب خدای فرقه 22 دی 1387

منافع فرقه یا پر کردن جیب خدای فرقه

خالق فرقه خود در ناز و نعمت مالی و رفاهی است و خرجهای چنین و چنانش برای جشن ها و مهمانی هایش که البته برای گسترش و حمایت از فرقه است و چشم هر حاتم بخشی را خیره می کند و از آنطرف هم خرجهای میلیونی برای سیر کردن شکم عراقیان که بلکه بتواند به بهانه فسنجان و قیمه آنها را به اشرف بکشاند برای کسی پوشیده نیست و این در حالی است که خود قربانیان اشرف از این بذل و بخشش ها محرومند.

طعمه – قسمت دوم 11 دی 1387

طعمه – قسمت دوم

چه بازی دردناکی با سرنوشت ما کرده اند و چطور ما را به خاک نیستی کشانده اند آیا آنهایی که ما را به بند اسارت خودمان کشیده بودند خودشان هم فاکت هایی به ما ارائه می دادند تا ما هم تعدادی از جنایت این جانیان آزادی را می دیدیم تا ما هم می دیدم و برای لحظه ای به خود می آمدیم که وای بر ما، ما چه کرده ایم با خودمان، با خانواده هایمان و با زندگی وجوانی مان. آیا اگر آنها هم به ما فاکت ارائه می دادند ما به این نقطه می رسیدیم یا نه؟

جا بجا شدن سنگ قبر مسعود رجوی 10 دی 1387

جا بجا شدن سنگ قبر مسعود رجوی

مریدان رجوی برای اثبات زنده بودنش یک سنگ قبر در سایت های وابسته به مجاهدین از قبیل: آفتابکاران، ایران افشاگر، همبستگی ملی، مجاهدین و غیرو… برایش اختصاص داده بودند. عکس و مشخصاتش در روی این سنگها ثابت بودند. هراز گاهی یک جمله به آن اضافه میشد. آنهم متن پیامی بود که مسعود از درون قبرش داده بود. شاید هم مریم و دیگر وابستگانشان دوست داشتند که این جنازه چنین پیامی داده باشد. لذا خودشان آن را نوشته و زحمت اموات را کم می نمودند.

فرافکنی شاخص پیام ۸ آذر رجوی 07 دی 1387

فرافکنی شاخص پیام ۸ آذر رجوی

گیریم که همه این عوامل جهانی دست به دست هم داده و حتی به تغییرات مورد نظر آقای رجوی هم منجر شوند، در این صورت تازه مشکل آقای رجوی با عنصر داخلی شروع می شود. اینکه در چنین فرضی این عنصر داخلی چه استقبالی از آقای رجوی خواهد داشت. کافی است ایشان نظری اجمالی به پل های شکسته پشت سر خود داشته باشند…مضحک ترین بخش پیام رجوی جایی است که ایشان برای فرار از توضیحات و پاسخ گویی به سوال اساسی و پیش روی قریب به سه دهه به هوادارانش روی به شاعرانگی می آورد و از زبان آلخو ویدال کوادراس، نایبرئیس پارلمان اروپا به وصف قرارگاه اشرف می پردازد…

رجوی قهرمان همانجا که هستی بمان 07 دی 1387

رجوی قهرمان همانجا که هستی بمان

غرض من از این نامه این است که بگویم شما یک وقت مثل ما که گول شعارهای شما را خوردیم و الان اینجا گیر افتادیم ؛ گول این شعارهای ما را نخورید و فکر نکنید که رسیده وقت دیدار و به اشرف بیایید، نه الان برای دیدار اصلا وقت مناسبی نیست. بگذار دشمن بگوید شما در سوراخ موش هستید عیب ندارد ما اشرفی ها هم میگوییم” شیر همیشه بیدار سوراخ موشت را نگهدار” یا میگوییم رجوی قهرمان تو سوراخ موشت بمان” که با این شعارها توطئه دشمن را خنثی کنیم. برادر مسعود وضع ما در اشرف اصلا تعریفی ندارد خوب شد شما و خواهر مریم و بقیه فرماندهان به موقع فرار کردید وگرنه الان مثل ما فعالیتتان در عراق ممنوع شده بود ؛ گرچه فعالیت شما فقط هر از گاهی اطلاعیه دادن است

نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر 01 دی 1387

نامه آقای کیوان رادبین به بنیاد خانواده سحر

آقای رجوی منظور حرفم شما هستید. خانم رجوی شما هم من را گول زدید، من در تهران با خلوص نیت و ته قلبم برای شما فعالیت میکردم و شما برایم مثل بت بودید، یک تنه برای شما در مقابل همه و همه می ایستادم و همیشه شکست ناپذیر بودم ولی همین شما من را شکست دادید و تمام احساسات و باورهایم را شکستید و نابودم کردید بطوری که دیگر در درونم اثری از آنها باقی نمانده است. شما من را نابود کردید و شما شیادانه من را گول زدید و خواستید از من یک برده و بت پرست و ربات بسازید.

بیهوده گردی های مریم رجوی 28 آذر 1387

بیهوده گردی های مریم رجوی

چگونه خانم قجر عضدانلو میتوانید بی شرمانه و به دور از ذره ای انسانیت و حیا به این طرف و آن طرف بچرخید و با مسترها و موسیوهای اروپائی خوش و بش نموده و کلان کلان پول خرج کرده و دم از حقوق بشر و آزادی بزنید در حالی که نیروهای اسیرتان از کمترین حقوق انسانی و ذره ای آزادی شخصی اولیه برخوردار نمیباشند؟!

رجوی: عملیات جاری، جهاد اکبر است 26 آذر 1387

رجوی: عملیات جاری، جهاد اکبر است

بحثی هم هست در مناسبات درونی سازمان به نام عملیات جاری. این عملیات اولین بار در سال 1374 در سازمان شروع و رواج پیدا کرد. این عملیات ابتدا به صورت گفتاری بود یعنی افراد می آمدند حرف می زدند و اما بعد به صورت نوشتاری شد. یعنی فاکت به فاکت مسائلی که فرد می خواست بگوید، می نوشت و بعد در جمع از روی نوشته می خواند. این عملیات جاری که آن موقع مسعود خیلی سرش شلوغ کرد و گفت: این جهاد نفس و جهاد اکبر است و به تدریج آن را به این مسائل ربط داد و بعد حتی گفت: این بالاتر از شهادت است به این معنی که فرد باید بیاید و گناهان و خطاهایی که مرتکب شده همه آنها را در حضور جمع مطرح کند و اعتراف کند که مرتکب این خطاها شده است.

blank
blank
blank