شرح ماجرای مراجعه خانم بتول سلطانی و بستگانش به قرارگاه اشرف
بعد از معطلی بیش از یکساعت در مقابل درب قرارگاه خانم ژیلا دیهیم از مسئولین سازمان آمده و گفت که مراجعه کنندگان باید تک تک به اتاق ملاقات داخل قرارگاه بیائید که نفرات قبول نکردند و خواستند که آقای حسین مرادی را بدون واسطه و در بیرون قرارگاه ملاقات کنند. مسئولین سازمان به بهانه های مختلف وقت کشی میکردند. مثلا میگفتند که حسین در دسترس نیست و یا اینکه حسین باید آماده شود (لابد به لحاظ ذهنی). دو نفر از مسئولین ارشد سازمان یعنی خانمها ژیلا دیهیم و فاطمه طهوری (زرین) سعی میکردند با مراجعات خود نفرات را به بهانه های مختلف از یکدیگر جدا کنند ولی آنان نپذیرفتند.
جشن والنتاین و سر افکندگی فرقه مجاهدین
والنتاین جشنی است که در آئین مسیحیت به روز مهربانی و عشق و ازدواج شهرت دارد و امروز بعد از گذشت 17 قرن بصورت یک جشن جهانی درآمده است که عشاق در این روز علاقه خود را با گل و هدیه بهم ابراز می دارند. این روز به یاد کشیش شریفی که به عشق و علاقه انسانها احترام میگذاشت و در راه ازدواج جوانان جان خود را هم فدا نمود نام گذاری شده است
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۱
به جزئت می توانم اقرار کنم اغلب افراد قرارگاه اشرف اصلا به لحاظ روحی و روانی متعادل نیستند. اجازه بدهید صریح بگویم من نیز وقتی به ایران آمدم حالات روحی و روانی متعادلی نداشتم و این یک واقعیت است و بعدها به شکلی تدریجی و طی مرور زمان در کنار خانواده ام تعادل روانی خودم را به دست آوردم و حالات روحی مناسب و مطلوبی پیدا کردم.
« پیروان شیطان » و دستیاران
هرکس از شرارتی که مرتکب شده است سخن گوید و بدان واکنش نشان دهد، به زشتکاری که از وی سرزده است می اندیشد وبا تمام روح یکسره اسیر هرآنچه بدان می اندیشد، می شود و بدین ترتیب اسیر زشتکاری می ماند و یقینا قادر به بازگشت نخواهد بود، زیرا روح او خشن و دلش تباه و به علاوه چه بسا دچار اندوه می شود،
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۱
مرضیه قرصی: نه، آنها به راحتی از کنار همه واقعیت ها ی تلخ و دردناک می گذشتند. معمولا سعی داشتند برای توجیه اعمالشان و شرایط ناجوری که درست کرده بودند، به حرف ها و سخنان مسعود اشاره کنند. آنها می گفتند رهبر عقیدتی ما یعنی مسعود معتقد است شما خانم ها تحت فشار شرایط حاکم بر سازمان و به علت مشکلات درونیتان دچار راست روی شده اید
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۱۰
چه حسی به شما دست میدهد؟ یک آدم سالم را به قول معروف وادارش کنند بیست و چهارساعت فقط وراجی های مثلا یک نفر را گوش بکند، خوب دیوانه میشود. واقعا بیست روز مداوم با چهارده ساعت تا پانزده ساعت در روز حضور اجباری در نشست سرگیجه آور بود. وقتی که نشست تمام می شد بعد سوژه می آوردند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۲۰
افسردگی مرض شایع در بین ما بود. ولی اینجا در ایران در میان خانواده خودم، بستگانم، شهرم، وطنم و ملتم احساس خوشبختی می کنم چون یک انسان آزادم. فردیت مرا کسی پایمال نمی کند. من خودم هستم. آدم آزادی هستم و واقعا نمی خواهم این آزادی و راحتی را با هیچ چیز عوض کنم.
گفتگوی صمیمانه با یکی از هواداران بازگشتی از اروپا
بدلیل حضورم در سلول عمومی نفرات دیگر رویم کار کردند وانگیزه بیشتری گرفتم، تا اینکه بعد از آزادیم فضای عجیبی ایجاد شده بود وکسی بامن نمی چرخید و خود را تنها احساس می کردم. س: چطور شد از ایران خارج شدید؟
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۹
مهران کریم دادی: بله، دقیقا این عبارت را بکار می بردند که در مناسبات حلقه ضعیف شدی و در همه مسائل ضعف داری یا اگر در عملیات جاری شرکت نمی کنی پس داری با یکی دیگه محفل می زنی و شعبه سپاه پاسداران را در اینجا باز کرده ای و تو شدی شعبه سپاه پاسداران همه اون مارک هایی که می زدند روش های فشار روانی بود و به کار می بردند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۹
مرضیه قرصی: آقای رضایی، من وقتی به ایران آمدم و با واقعیات اجتماعی ایران از نزدیک مواجه شدم با مقایسه میزان آزادی زنان در ایران و وضعیت زنان قرارگاه اشرف و محدودیت های شدیدی که در آن بسر می برند، متوجه شدم واقعا زنان قرارگاه اشرف در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و از حداقل آزادی فردی نیز برخوردار نیستند. صرفا در قرارگاه اشرف تبلیغات شدیدی بر علیه ایران وجود دارد و سازمان با بمباران ذهن و روان بچه ها سعی می کند همه وجود افراد را پر از نفرت و کینه کند.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۸
مرضیه قرصی: حتی در نشست عملیات جاری وقتی فاکت ها از سوی بچه ها خوانده می شد چون همه می دانستیم محتوای فاکت ها واقعیتی ندارد و به اصطلاح من در آوردی است همگی می خندیدیم و همدیگر را مسخره می کردیم خوب ما ناچار بودیم حالا یک جورهایی هر کدام از ما یکی دو تا فاکت سرهم بندی کنیم و در نشست بخوانیم.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۸
خلاصه برای من فرمانده ویژه گذاشته بودند که شب و روز مرا تحت کنترل داشت. آنها فهمیده بودند در اشرف نخواهم ماند و به ایران باز می گردم. فرماندهانم حتی نمی خواستند کسی متوجه بشود قصد دارم از قرارگاه اشرف خارج شوم و به ایران برگردم. به من گفته بودند و هشدار داده بودند تا این موضوع را با کسی در میان نگذارم مبادا تاثیر منفی بر روی افراد بگذارد.