مادرت جویای حال تو می شود
مادرت بسیار از ما جویای حالت می شود و نگران است و هیچ گونه خبری از تو ندارد و سالهای متمادی است که این بی خبری ادامه دارد. تمام خانواده تو اعم از برادرانت و خواهرانت همه مشتاقانه منتظر تو هستند. و میخواهند که زندگی در کنار آنها داشته باشی، آن هم زندگی توام با موفقیت و احساس اینکه وجودت در نزدیکی آنها باشد ولی افسوس این همه سالها سپری شد و هیچ نتیجه و بهره ای هم از نظر ما نبرده ایی
بدون تعصب به نتیجه خوبی خواهی رسید
آنطوریکه فراریان ازآن زندان اعلام کردند در جای مخوفی گرفتار شدید. متاسفم که تاکنون به خود نیامدی وعاقلانه فکر نکردی اگر چنین می کردی 5 سال ازعمرت رادرآن زندان پر سراب به هدر نمی دادی.عمو جان قدری به آن کسانی که بیش از بیست سال فریب یک مشت جانی وجاه طلب ومردم فریب را خوردند وهمه چیز خود رافنا کردند بنگر آیا چیزی گیرشان آمد.آیا توانستند یک گام جلو بیایند. من مطمئن هستم وبه این باورم که مسئولین ورهبران آن گروه فریب کار این را به خوبی می دانند ولی می بایستی تو وامثال شما که فریب دروغ های آنها را خورده اید واز نزدیک همه آنها را لمس کرده اید می بایستی زودتراز این به خودت می آمدی وراه درست وراه نجات را پیدا می کردی
تا آمدنت همچنان گریان و چشم انتظار هستم
آنها بچه هایی را فریب داده وآلت دست خود قراردادند به خانواده آنها هم رحم نمی کنند که بتوانند یک ساعت بچه های خودشان را ببینند. آیا می توان آنها را دلسوزنامید. مجید جان بدان که من فقط به امید دیدارتوآمدم واین همه سختی را تحمل کردم تا فقط تورا ببینم تا دلم آرام بگیرد. ولی آن بی عاطفه ها نگذاشتند که حتی یک لحظه تورا ببینم. من ازدرقرارگاه تا ایران گریه کردم و بدان تا آمدنت به ایران همچنان گریان وچشم انتظارهستم.
رهبری مجاهدین آماج حملات انتقادی خانواده ها
اینکه مسعود رجوی و خانم مریم عضدانلو از درک احساسات خانوادگی و عواطف و علائق اعضای خانواده های افراد مستقر در قرارگاه اشرف عاجز و ناتوان هستند، شکی نیست. اما مهم است آنان بفهمند و درک کنند خود دختر و پسری دارند که همیشه در کنارشان و با آنها زندگی می کنند و در این شرایط کشیدن حصار مستحکم تشکیلاتی به دور افراد مستقر در قرارگاه اشرف به خاطر مانع شدن از هر گونه ارتباط آنان با اعضای خانواده هایشان در طی بیش از دو دهه، امری نامطلوب، غیر انسانی و غیر اخلاقی ست.
شنیدن صدای تو باعث تقویت روحی ما می شود
فرزندعزیزم روزبه غنی پور مدتی است که با ما تماس نگرفته ای. من ومادرت بشدت نگران توایم و مایلیم که صدای مهربانت را بشنویم مخصوصا چون مادرت کمی بیماراست شنیدن صدای تو باعث تقویت روحی وی می شود حتما با نامه و هم با تلفن با ما تماس بگیر. دایی فریدون با تلفن با ما تماس گرفت وگفت سعی دارد که شما را پیش خود ببرد من ضمن تشکرازوی خواستم که به این کارادامه دهد. ازشما می خواهم که به حرف دایی فریدون گوش کنید او خیر شما را می خواهد.
تا زنده ام تو را به آغوش گرم خانواده بر می گردانم
با توجه به تبلیغات فریبکارانه فرقه رجوی و به صحنه تلویزیون آوردن اسرای در بند خود جهت ادعای دروغ بودن نامه خانواده ها به فرزندان و عزیزان اسیرشان در اشرف، برخی از این خانواده ها با ابراز تنفر و انزجار از فریبکاری فرقه و دور نگهداشتن عزیزانشان از واقعیت و امکان برقراری ارتباط با بیرون از مناسبات، یک بار دیگر برای عزیزانشان نامه نوشته اند که در اینجا عین نامه را درج کرده ایم” تا سیه روی شود هر کی در او غش باشد!”
رد پای شرّ
تامل در وجه دوگانه و متضاد سیستم فکری رهبری مجاهدین که در حرف و عمل نمود مشخصی می یابد و می تواند ما را به اعماق ذهن بیمار و زشت کسانی رهنمون کند که جز به منافع تشکیلاتی آن هم در تعریف فرقه ی مجاهدین که عبارت است از حفظ موقعیت رهبری عقیدتی (مسعود رجوی)، متاسفانه به حقوق، شان و کرامت انسانی سایر افراد، اهمیتی داده نمی شود.
با آمدنت محفل سرد ما را گرمی ده
دایی جان بعد ازپذیرش صلح سال 1367 خبری ازشما را نداشتیم حتی به زنده بودن شما احتمال نمی دادیم. اخیرا ازطرف انجمن نجات متوجه شده ایم که زنده هستید. خدا را بسیارشکرگذارهستیم. امیدواریم که این نامه به دستت برسد.دایی جان خیلی دلمان برایت تنگ شده، روزوشب انتظاردیدارت را داریم که بسلامتی به آغوش خانواده برگردید.
تنها نگرانی ما سلامتی توست
. وقتی توبه لحاظ ذهنی وروحی درآن سازمان آزاد نباشی، بعید می دانم که جسم سالمی داشته باشی واین تمام نگرانی ما می باشد.ولی با توکل به خدا امیدواریم که صحیح وسالم به میهن برگردید وزندگی آسوده ای را دنبال کنید که ما نیزکمکارفرزندم خواهم بود وازاین بابت نگران نباش.
پدر و مادر با دوری حسرت دیدار شما سوختند
حال پدر و مادر با دوری و حسرت دیدار شما سوختند و به دیار ابدی رفتند. من نیز عمرم از مرز 60 گذشته. اگر صلاح می دانید با من بیشتر تماس داشته باشید که فرصت ها از دست نرود. زمانی می آید که دیر شده و اثری از ما نیست. خدمت خانواده ی محترم و نورچشمی امیر سلام مرا برسانید. خیلی خیلی دلم می خواست امیر را ببینم.
خود را از بند رها کن
میدانم که بخاطرشرایط محیطی که دران قرارگرفتی دست وبال توبسته است. هرکسی درفرقه رجوی باشد اسیروگرفتارمی شود. راستی نامه یوما جون را درسایت انجمن نجات مطالعه کردی؟ چرا جواب نامه را نمی دهی!؟ میدانم که هنوزبعدازگذشت بیست وچند سال هنوزروبی با ایمان وبا اخلاص وروشنفکری هستی که می توانی واقعیت را بببینی وخود را ازبند شیطان وابلیس های زما ن نجات دهی.
ما همچنان چشم به راهیم
تو را قسم می دهم به روح بلند ملکوتی مادر که حدود بیست و چند سال است که از دنیا رفته به فکر ما بیفتی و نظر خودت را عوض کنی و برگردی به وطن و آغوش گرم خانواده خودت مگر دوران قبل از سربازی فراموشت شده که منه پدر چقدر برای تو زحمت کشیدم