تروریسم ضد مردمی، نفی بنیادهای خرد
سران فرقه رجوی باید به این نکته مهم پی ببرند که در دنیای توسعه یافته هیچ عنصر و جریان سیاسی برای تئوریزه کردن و مقدس جلوه دادن ترور، خشونت و حذف فیزیکی مخالفین خویش جایی ندارد. البته توجیهی نیز برای مشروع قلمداد نمودن خشونت و ترور سازماندهی شده نداشته و نخواهد داشت.
سی خرداد، ناکامی منطق جنگ مسلحانه – قسمت اول
رهبران فرقه مجاهدین در تحلیل های درون گروهی اعتراف به شروع جنگ مسلحانه برای کسب قدرت سیاسی می نمایند واما در مواضع بیرونی و علنی از تحمیل درگیری و جنگ مسلحانه به سازمان از سوی رژیم سخن به میان می آورند و اما علیرغم باور ذهنی و قلبی به اعمال تروریستی و سوابق آشکار خشونت آمیز، ریاکارانه و با گستاخی تمام از راه حل سوم و تغییرات دموکراتیک سخن می گویند
اولین چالش سیاسی با رای دادگاه انگلیسی
در کمتر از یک ماه از گذشت حکم دادگاه انگلیسی سازمان مجاهدین نشان داد، نه تنها به این الزامات وقعی نمی گذارد که بر عکس به دلیل اطمینان خاطر از عدم درک تعارضات مورد اشاره از سوی صادرکنندگان رای و همچنین حامیان خروج مجاهدین از لیست تروریستی، نه تنها بر صحت و درستی و ستایش و تقدیس مشی تروریستی اش که در نهایت بر ادامه و ضرورت آن تاکید استراتژیک دارد.
مبارزه مسلحانه، راه حل سوم، ماهیت فرقه ای
با گذشت 3 دهه، با انحرافات ایدئولوژیک رهبری آن نه تنها سازمان به اهداف خود نرسیده بلکه آن را به یک گروه و فرقه تروریستی مبدل کرده که امروز تمامی تلاش مسئولین آن برای اثبات وجود و حیات سیاسی شان در خارج از ایران می باشد.
هشدار کانون رهایی به هموطنان و فارسی زبانان
پس از محکومیت هائی که آقای رجوی در رابطه با نقض حقوق بشر از طریق مجامع بین المللی و دیده بان حقوق بشر دریافت نمود و پس از سقوط صدام و خلع سلاح نظامی توسط امریکا اکنون برای نجات از مخمصه قرار گرفتن در لیست گروه های تروریستی پشت پرده و بدون اعلام رسمی قرار دادهائی را مبنی بر نفی مبارزه مسلحانه با دولتهای غربی امضاء کرده است.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها- قسمت سوم
شاید این گونه خشونت گرایی در میان مجاهدین یکی از نادرترین نوع اعمال خشونت فرقه ای باشد. گو اینکه شاهدان این گونه خشونت ها ممکن است در حال حاضر هم در مناسبات مجاهدین باقی مانده باشند، اما بیشتر جداشدگان به این شیوه خشونت گرایی در مناسبات درونی مجاهدین اذعان دارند.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها – قسمت اول
این شق خشونت بیشتر جنبه روانی و به انگیزه ایجاد هراس و تنش های روانی و روحی در هدف های فرقه ای دارد. در فرقه های سیاسی اگر چه هدف های خشونت آمیز عمدتا از میان چهره های سیاسی و دولت مردان انتخاب می شود، اما در سایر گروه ها این اهداف در میان مخالفین و فعالان بر علیه فرقه ها سازماندهی و مدیریت می شود. شق دیگری از خشونت ها متوجه اعضای خود فرقه ها می شود.
خشونت گرایی وجه مشترک سازمان مجاهدین و فرقه ها – قسمت دوم
اعمال انواع خشونت های جسمی و روحی بر روی عناصر ناراضی و داوطلب جدایی از مجاهدین تقریبا مورد تاکید بیشتر اعضای جداشده از مجاهدین بوده است. به طور مشخص در این رابطه می توان به بیانیه دیده بان حقوق بشر و همچنین بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا، سرویس های اطلاعاتی فرانسه موسوم به دی اس دی و بیشتر دولت هایی استناد کرد که نام مجاهدین را در لیست های تروریستی خود ملحوظ کرده اند.
خانواده سحر، نگران بهره برداری سازمان مجاهدین خلق از واقعه اخیر می باشد
خانواده سحر بطور کلی هر گونه اقدام خشونت طلبانه را در هر کجا و توسط هر کس و به هر دلیلی که باشد قویا محکوم میکند و دقیقا به همین علت است که اعضا و فعالین آن از سازمان مجاهدین خلق جدا شده و خواهان تغییر رویه در عملکرد این سازمان خصوصا در قبال اعضای ناراضی تشکیلات می باشند.
بیژن نیابتی زبان ترجمان استراتژی مجاهدین
اما به هر حال شواهد و قرائن نشان می دهند بر خلاف پیش بینی های آقای نیابتی در سال 2009 هم یک رئیس جمهور دیگر در کاخ سفید حضور خواهند یافت و هم مثل سه دهه گذشته آب از آب تکان نخواهد خورد. البته این به آن معنی نیست که جنبش عدالت خواهانه و مدنی ایران چشم انداز امیدوارکننده ای نخواهد داشت. بلکه به این معنی است که این جنبش ماهیتا سال ها است از سطح مطالبات و توقعات اپوزیسیونی مثل مجاهدین خلق گذر کرده است و به دنبال راه حل های اساسی تر و فراتر از دیدگاه های جزمی و ایدئولوژیک است. توقع حداقلی ما از آقای نیابتی که اتفاقا اصرار عجیبی دارند خودشان را از سطح درک و فهم مجاهدین بسیار فراتر معرفی کنند این است که عملا راه و مسیر خود را چه به لحاظ دنباله روی از تحلیل های کلیشه ای مجاهدین و چه به لحاظ محتوای ایدئولوژیک مجاهدین جدا کنند و آن گونه که مدعی هستند فرسنگ ها از مجاهدین جلوتر هستند عملا حرف و حدیث تازه ای در باب جنبش نوین ایران ساز کنند.
درجایگاه اول درتاریخ خیانت وسرسپردگی یک تشکیلات سیاسی
حزب توده آخرین تشکیلات غیرخوشنام درتاریخ ایران نبود وازسا ل شصت بدین سو سازمان مجاهدین که بنابرتحلیل های درون تشکیلاتی خود جهت جلوگیری تبدیل شدن به حزب توده ای دیگرچنان غرق خود بزرگ بینی مفرط تاریخی گردید که با اعلام فازنظامی وقبول تبعات وپیامدهای حاصل از آن که نزدیک به سه دهه بطول انجامید به منفورترین وضد مردمی ترین وخیانتکارترین وسرسپرده ترین تشکیلات تاریخ سیاسی معاصر ایران مبدل گردید. به باوراین نگارنده درکسوت یک روزنامه نگارکه شاهد شکل گیری دوباره این سازمان از سال 1358 بدینسو وتحلیل ها و عملکردهای این تشکیلات مذهبی- مارکسسیستی بوده ام… درتاریخ معاصرایران هیچ حزب و گروه وسازمانی به بدنامی وبی سرانجامی این فرقه جنایتکاروجود نداشته است و لذا درمقایسه ای ساده بایستی حزب توده را درمقابل این فرقه دجال وشیاد و وطن فروش راازلیست خائنین به تاریخ ومردم ایران خارج نمود.
تاکید مجدد رجوی بر مشی مسلحانه در پیام ۷ آبان
سازمان مجاهدین خلق کماکان و علیرغم اصرار به دولتمردان غربی مبنی بر ترک استراتژی مسلحانه و خشونت آمیز و القای این معنی که آنها از سال 2001 تا کنون هیچ اقدام مسلحانه ای انجام نداده اند، در مواضع سیاسی و بخصوص در پیام های رسمی رهبری(مسعود رجوی) به کرات بر پیگیری مشی و استراتژی مسلحانه و خشونت آمیز تصریح و تاکید دارد.