کلفت دوم؟! شما در مقرها پادشاهی می کنید
زهرا مریخی و امثال زهرا مریخی که قرار بود کلفت دوم باشند، پادشاهی می کردند و در بهترین امکانات رفاهی بسر می بردند . رجوی در تمام وجودش یک روده راست وجود نداشت! وقتی انتخابات شورای باصطلاح رهبری یا مسئول اولی در فرقه صورت می گرفت رجوی در نشست عمومی به آنها می گفت مبادا […]
بیاد عطا موذن از قربانیان اخیر مجاهدین خلق
از طریق یکی از دوستان جداشده در جریان خبر فوت عطا موذن از اعضای خوزستانی تحت اسارت مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف سه درآلبانی قرار گرفتم. من با عطا از سال 85 در پادگان اشرف آشنا شدم. در یکی از روزهایی که برای کار جمعی به آشپزخانه رفته بودم درجریان کار متوجه شخصی شدم که […]
خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – روزهای سیاه – قسمت چهارم
در قسمت قبلی گفتم که بعضی از نفرات را به عنوان جاسوس در درون ما جا می دادند اما این فردی که در اتاق ما بود که اسم او هم سیامک بود و یک پایش را هم از دست داده بود پیش یک بیک بچه ها میرفت و می گفت که چیزهایی که من می […]
خاطرات غلامرضا شکری از زندان سازمان مجاهدین خلق – روزهای سیاه – قسمت سوم
در قسمت دوم تا جایی رفتیم که بعد از کلی گردش با ماشین که مشخص بود از زندانهای شاه یاد گرفته بودن بلاخره من را از ماشین پیاده کردند و تحویل دو شکنجه گر دادند. یکی مجید عالمیان و مختار جنت زاده که دو شکنجه گر و سلاخ بودند. وقتی تحویل این دو داده شدم […]
احمد رستمی: دستم را سوزاندند و ناخن های پایم را کشیدند
احمد رستمی یکی از اعضاء جدا شده از مجاهدین از قم عنوان می کند که در سازمان مورد آزار و شکنجه های بسیار قرار گرفته و بسیار به او سخت گرفته شده و هیچ امکاناتی برای اعضاء وجود نداشته، تا اینکه موقعیت فرار برای او ایجاد می شود و به کمپ آمریکایی ها می رود […]
رجوی : پخش فیلم سینمایی یعنی دنیاطلبی
در پادگان اشرف هفته ای یک بار، شب های جمعه یک فیلم سینمایی پخش می شد. آن هم چه فیلمی اگر پخش نمی کردند راحتتر بودیم! سر و ته فیلم را قبل از پخش در مقر می زدند. آنقدر فیلم را سانسور می کردند که فیلم از محتوا می افتاد. هر چه به فیلم نگاه […]
دلنوشته : زنی بودم که بی آنکه بدانم و بخواهم اسیر فرقه مجاهدین شدم
توضیحات: دل نوشته ای که ذیلا آورده می شود مربوط به زنی است که به دلایل شخصی نخواسته نامش در اینجا آورده شود. وی چندین سال از عمر و جوانی خود را همچون سایر اعضای جدای شده در فرقه رجوی سپری کرد. او می گوید: در طول اسارت در فرقه رجوی ، همسرش را از […]
تیرماه هر سال یادآور خاطره خوش رهایی از فرقه رجوی و آزادی از زندان ابوغریب
در خرداد ماه سال 66 به قصد پیوستن به سازمانی که آن زمان فکر می کردم اگر در راس قدرت ایران قرار بگیرد؛ جامعه بی طبقه توحیدی، حکومتی از نوع حکومت عدالت محور امام علی (ع) برقرار و آرزو و آمال ملت ایران بخصوص طبقات محروم آن را محقق خواهد کرد، با شور وشوق از […]
وقتی که می خواستم به ایران برگردم – قسمت دوم
بخشعلی علیزاده، یک نجات یافته از فرقه رجوی که تلاشهای زیادی برای این رهایی انجام داده، خاطرات خود از دورانی که می خواست به ایران برگردد را روایت کرد. به گزارش پایگاه خبری-تحلیلی فراق، بخش دوم و پایانی خاطرات این جداشده پرتلاش را در زیر می خوانید: ما در دانشکده یک استاد داشتیم که مهندس […]
به کارگیری تکاوران عراقی در کمپ اشرف برای مقابله با فرماندهان مرد سازمان
در سال 1372 وقتی مسعود رجوی مریم قجر را بعنوان رئیس جمهور معرفی کرد، فضای فرماندهان مرد در مقرها بهم ریخته بود. همه تناقض داشتند که چرا مریم قجر به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد! در آن زمان در مقر ما زنان باصطلاح شورای رهبری مستمر با فرماندهان مرد نشست می گذاشتند و از هر […]
خاطرات طالب فرحان از مناسبات بردگی در تشکیلات مجاهدین خلق
وارد مناسبات تشکیلاتی مجاهدین خلق در قرارگاه اشرف که شدم متوجه گردیدم که مسئولین اشرف که خط مسعود و مریم را پیش می بردند با شیوه ها و ترفندهای مختلف ذهن و فکر نیروها را بازخوانی و کنترل می کنند. آنها برای این کار از دو اهرم نشست های عملیات جاری وغسل هفتگی استفاده می […]
روزی که برای خوردن پنیرک اعتراض کردم
مریم رجوی رئیس جمهور قلابی فرقه رجوی برای ژست گرفتن و خوش گذرانی به فرانسه رفته بود و ما در پادگان اشرف کار می کردیم و عرق می ریختیم و هر شب در نشست های من در آوردی رجوی بایستی سرکوب و تحقیر می شدیم . به لحاظ صنفی و غذایی روزهای سختی را پشت […]