گفتگو با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت چهارم
آخر کجای این سازمان انقلابی و مردمی است تعدادی آدم عقده ای در سازمان مجاهدین جمع شدند و با سرنوشت بچه های مردم بازی می کنند و از ین طریق عقده های خودشان را خالی می کنند و برای کسب قدرت به هر روش غیر دموکراتیک و غیر اخلاقی متوسل می شوند.
تجاوز آشکار به حقوق انسانی توسط سازمان مجاهدین
بعد از مدتی که مصطفی محمدی و همسرش سرگرم کشیدن چمدانها در روی جاده به سمت جاده اصلی بودند دو ماشین با 8 نفر که 6 نفر از اعضای درشت اندام مجاهدین و دو نفر دیگر پلیس عراقی بود ه اند بین آنها و جاده اصلی را بسته و مصطفی محمد ی را مورد ضرب و شتم قرار می دهند.
طرح ربودن محمدی ها در عراق خنثی شد
در روز 8 دسامبر نیروهای آمریکائی مصطفی محمدی و محبوبه همزه اتباع کانادائی ایرانی تبار را که به قرارگاه اشرف برای نجات دخترشان سمیه محمدی به عراق رفته بودند را در بیرون دروازه تیف (اشرف) که با جاده اصلی چند کیلومتر فاصله دارد پیاده می کنند.
گفتگوی با آقای غلامرضا شیردم عضو سابق فرقه مجاهدین – قسمت سوم
پرده از جنایات هولناک مجاهدین بر علیه نیروهای خودشان از جمله موارد قتل، شکنجه، طلاق، جداکردن کودکان از والدین، برداشت. بر همگان و افکار عمومی جهانی و نیز همه افراد و نهادهای فعال در زمینه حقوق بشر مسلم و مشخص شده است که سازمان تروریستی مجاهدین مفاد منشور جهانی حقوق بشر را زیر پا گذاشته و مبدل به فرقه و سکت مذهبی با مناسباتی غیر دموکراتیک و غیر انسانی شده است.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۹
مهران کریم دادی: بله، دقیقا این عبارت را بکار می بردند که در مناسبات حلقه ضعیف شدی و در همه مسائل ضعف داری یا اگر در عملیات جاری شرکت نمی کنی پس داری با یکی دیگه محفل می زنی و شعبه سپاه پاسداران را در اینجا باز کرده ای و تو شدی شعبه سپاه پاسداران همه اون مارک هایی که می زدند روش های فشار روانی بود و به کار می بردند.
خانه های امن مجاهدین در عراق
مجاهدین بخاطر نا امن کردن اوضاع سیاسی اجتماعی کشور عراق و تاٌمین خواسته شان مبنی بر ماندن در عراق، هیچ شریک و همراهی قابل اعتمادتر از اربابان سابق خویش نخواهند یافت. مهره های متواری استخبارات سالهاست که با مسئولین رده بالای مجاهدین ارتباطات عمیق و پنهانی دارند. آنها و مجاهدین نسبت به همدیگر دارای شناخت و اعتماد متقابل می باشند.
تاملی بر خاطرات خانم مرضیه قرصی – قسمت هشتم
در تمرینهای نظامی و مانور جمعی که همه یگانها و نیز یگان توپخانه ما هم در آن شرکت داشت به کارائی ما نمره می دادند. تا اینکه مجددا سازماندهی ها عوض شد و یگان من دوباره تغییر کرد. حتی مقر ما نیز عوض شد و من به مقر 14 منتقل شدم. و اینبار نرگس طریقت فرمانده یگان من شد. نسرین فیض طبق روال قبل فرمانده قبضه شد مرا نیز دوباره فرمانده قبضه کردند و محاسبگر ما نسرین ستارالعیوب و دیده بان ما مریم قریشی شد.
خشونت چرا؟ فیلمی از میلاد آریایی
کارگردان در این فیلم سعی دارد از نگاه قربانیانی که زمانی با گروههای تروریستی از نزدیک همکاری داشتند،تروریسم و شیوه عملکرد آن مورد نقد و بررسی قرار دهد و برخی از این مصاحبه ها از گزارشات مستند معتبر ترین کانال های تلویزیونی در اروپا استفاده شده تا در جهت درک بهتر مطلب به بیننده کمک کند.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۹
مرضیه قرصی: آقای رضایی، من وقتی به ایران آمدم و با واقعیات اجتماعی ایران از نزدیک مواجه شدم با مقایسه میزان آزادی زنان در ایران و وضعیت زنان قرارگاه اشرف و محدودیت های شدیدی که در آن بسر می برند، متوجه شدم واقعا زنان قرارگاه اشرف در وضعیت بسیار بدی قرار دارند و از حداقل آزادی فردی نیز برخوردار نیستند. صرفا در قرارگاه اشرف تبلیغات شدیدی بر علیه ایران وجود دارد و سازمان با بمباران ذهن و روان بچه ها سعی می کند همه وجود افراد را پر از نفرت و کینه کند.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۸
مرضیه قرصی: حتی در نشست عملیات جاری وقتی فاکت ها از سوی بچه ها خوانده می شد چون همه می دانستیم محتوای فاکت ها واقعیتی ندارد و به اصطلاح من در آوردی است همگی می خندیدیم و همدیگر را مسخره می کردیم خوب ما ناچار بودیم حالا یک جورهایی هر کدام از ما یکی دو تا فاکت سرهم بندی کنیم و در نشست بخوانیم.
نقد مناسبات فاشیستی حاکم بر قرارگاه اشرف – قسمت ۱۸
خلاصه برای من فرمانده ویژه گذاشته بودند که شب و روز مرا تحت کنترل داشت. آنها فهمیده بودند در اشرف نخواهم ماند و به ایران باز می گردم. فرماندهانم حتی نمی خواستند کسی متوجه بشود قصد دارم از قرارگاه اشرف خارج شوم و به ایران برگردم. به من گفته بودند و هشدار داده بودند تا این موضوع را با کسی در میان نگذارم مبادا تاثیر منفی بر روی افراد بگذارد.
نقض حقوق بشر در مناسبات فرقه تروریستی رجوی – قسمت ۷
ناصر سید بابایی: بین آرش تو خودت که به خوبی می دانی و اشراف داری در مناسبات چه اتفاقات عجیب و غریبی بین بچه ها می افتاد. نفرات و کادرها وقتی که با همدیگر درگیر می شدند از تحولات جاری و سیاسی بیرون از اشرف غافل می شدند و چنان در لاک خود فرو می رفتند که گوئی اینها آدمهای سیاسی و یا دارای آرمان انقلابی نیستند