یکشنبه, ۲۱ تیر , ۱۴۰۵
آوای دوست، خطاب به اسیران اشرف 28 دی 1389

آوای دوست، خطاب به اسیران اشرف

می دانم که با عشق به مردم ایران به اسارت ذهنی و جسمی فرقه در آمده ای. اگر خودت را از اسارت برهانی عشق واقعی را می یابی. از آن عشقی سخن می گویم که از عمق وجود مادر شعله می کشد. می دانم که مجبورت می کنند که باور کنی دنیایت، شرافتت، عشقت، ناموس و اعتبارت درمحدوده همین اشرف خلاصه شود. معنی واقعی این واژه ها را باید در دنیای واقعی جستجو کرد. فرقه روح و روان و کارکرد این واژه ها را از درون تهی کرده است.

نامه سرگشاده علی اکبر راستگو به باراک اوباما رئیس جمهورآمریکا 28 دی 1389

نامه سرگشاده علی اکبر راستگو به باراک اوباما رئیس جمهورآمریکا

اخیرا نیز این سازمان توانسته شهردار سابق نیویورک، رودلف جولیانی و دیگر جمهوری خواهان وهمچنین بعضی از کارمندان عالی رتبه اسبق دولت بوش را با تطمیع به پاریس بکشاند تا از آنها برای حذف شدن از لیست تروریستی و حمایت از سازمان مجاهدین خلق کمک بگیرد. این سازمان همچنان در افکار عمومی به خاطر شیوه های خلافکارانه جمع آوری اعانه، نبرد برای ماندن در کمپ اشرف و تلاش برای زیبا کردن تصویر خود مورد سوء ظن است.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت پانزدهم 28 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت پانزدهم

بچه‌های فرقه معبد خلق‌ها پیوسته مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گرفتند. در حالی ‌که گروه هنوز در کالیفرنیا بود، دختران نوجوان در سنین پانزده سال مجبور بودند با افراد با نفوذی که جونز تعیین می‌کرد روابط جنسی برقرار نمایند. یک مربی کودکان در جونزتاون دارای سوابق سوء استفاده از کودکان بود، و جونز خودش به برخی از بچه‌ها تجاوز می‌کرد.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهاردهم 27 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت چهاردهم

در مقر فرقه در جنگل‌های گویان، بچه‌ها به لحاظ فیزیکی در شرایطی فشرده زندگی می‌کردند؛ به طوری که یاد آور وضعیت بردگان در کشتی‌های قدیمی‌ بود. غذا به سختی قابل خوردن و مراقبت‌های پزشکی و لباس غیر کافی بود. بچه‌ها از والدین و خواهر و برادر خود جدا شده بودند و تحت مراقبت مربیان و معلمان کودکستان و والدین مشخص شده قرار داشتند، که آنها را در گروه‌های حدود دوازده نفره هدایت می‌کردند.

خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند 27 دی 1389

خانواده فاطمه طهوری: تناقض در گفتار و عملکرد رجوی موج می زند

خانواده فاطمه طهوری پس از حضورشان به جلوی درب اشرف اظهار داشتند: مطالب زیادی را از سازمان خوانده و یا از شما بازگشتی ها شنیده بودیم ولی تا موقعی که ندیده بودیم برایمان مسجل نشده بود وقتی وضعیت افراد را در اشرف دیدیم که آنها حتی به دستور سازمان جرات بالا کردن سرشان را هم ندارند و مثلا خانم ها می خواستند سرشان را بالا کنند می ترسیدند , خوب فهمیدم جه بر سر آنها آوردند.

در فرقه رجوی، ما هم بیمار بودیم 26 دی 1389

در فرقه رجوی، ما هم بیمار بودیم

من بیمار شدم آنهم بیماری عفونت سرخرگ آئورت قلب. دکترخودمان که بعدها در نشست های عملیات جاری معلوم شد که فقط سه ترم دانشجوی پزشکی بوده و با تدبیر سازمان دکتر خطاب میشده و میشود با درایت تشکیلاتی تشخیص داد که مبتلا به تمارض شده ام و برای فرار از کار و نشست و ….. به درد نداشته اذعان میکنم وهمین شد منشاء نشست و فحش و بد و بیراه به این حقیر که تصمیم گرفتم که برای خلاصی از این همه بپذیرم که مشکلی در کار نبوده و همان طور که سازمان میگوید باید با تمارض مقابله کنم ؛گذشت و بیماری چون واقعی بود رنجم میداد.

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم 25 دی 1389

مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت دوم

اینبار می خواهم بدانید که چطور برای القای فکری انسانها قرنطینه می شوند. در سال 73 یکسری از افراد انقلاب درونی را قبول نمی کردند و می گفتند گفته های مسعود را به عنوان مبارزه سیاسی قبول داریم اما گفته های مریم درباره انقلاب درونی را قبول نداریم. اینها 6 ماه قرنطینه شدند و سرانجام بعد از سر به نیست شدن چند نفر و اعدام و شکنجه هزاران نفر القای افکار جدید فرقه گری را به لایه سوم سازمان قبولاندند. آنها بعد از بازگشت طوری عقده ای شده بودند که به کسی رحم نمی کردند و حتی به خواهر و برادر تنی اعتمادی نداشتند اگر چه درون این نفرات ضدیت موج می زد اما روح مرده و دل شکسته جسارت را از آنها گرفته بود و اینگونه دو چهره گی در تشکیلات رواج پیدا کرد…

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سیزدهم 25 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت سیزدهم

در مراسم یادبودی، دختری که نجات یافته بود، درباره دوستش که کشته شد صحبت کرد.‌این دختر گفت که دوست او نمی‌دانست که دنیای خارج از فرقه چگونه است، ولی گاهی در خصوص آن صحبت می‌کرد و می‌گفت: «فقط برای یک روز مایلم بدانم که جهان خارج از فرقه چگونه است.» او می‌خواست‌این شانس را داشته باشد، ولی هرگز آن را به دست نیاورد. او راهی برای خروج از فرقه نداشت، زیرا هیچ کسی را برای مراجعه و درخواست کمک نداشت.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دوازدهم 23 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت دوازدهم

«جیم جونز» در جونزتاون تعدادی مختصص پزشکی داشت که شامل لاری شاخت یک پزشک جوان، و چندین پرستار می‌شد. میزان زیادی دارو از سان فرانسیسکو برای استفاده در «واحد مراقبت‌های گسترده» فرقه؛ جایی که قانون شکنان فرقه یا کسانی که می‌خواستند جدا شوند در آنجا محبوس و سپس رام می‌شدند، فراهم می‌گردید. شاخت و پرستاران «معبد خلقها» از دارو برای تنبیه، ارعاب و کنترل پیروان جونز استفاده می‌کردند.

چگونه رجوی دعوی پیامبری می کند؟! 23 دی 1389

چگونه رجوی دعوی پیامبری می کند؟!

واقعیت این است که از زمان تحصن خانواده ها در ورودی اشرف که قریب یک سال می گذرد، رجوی هنوز نتوانسته راهکار تدافعی مناسبی در جهت خاتمه دادن به تحصن آنها اتخاذ کند. تلاش های مذبوحانه به اصطلاح سیاسی و رایزنی ها و لابی های گسترده در این مدت نه تنها مشکلی حل نکرده که با پیوستن گروهی خانواده های عراقی به متحصنین شرایط را برای رجوی سخت تر کرده است.

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت یازدهم 22 دی 1389

برگزیده ای از کتاب فرقه ها در میان ما – قسمت یازدهم

در آن فرقه، رهبر «تجارب ماراتونی» بسیاری را به اجرا در می‌آورد، که معمولا روزهای جمعه عصر شروع شده و تا یکشنبه ادامه می‌یافت. در طی‌این تجارب، رهبر و پیروانش از همه سنین در برابر یک بوفه مملو از مشروبات الکلی، ماریجوانا (ماریوانا)، کوکائین، و آمفتامین، با خواب بسیار کم، دلی از عزا در می‌آوردند. رهبر حلقه‌ای از به اصطلاح زنان و همسران داشت، و وقتی او کارش با زنانش در اقامتگاه خصوصی اش در طی‌این جلسات تمام می‌شد، غالبا نسبت به آنها در بازی‌های جنسی‌اش با خشونت رفتار می‌کرد.

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت دوم 22 دی 1389

گفتگو با آقای جابر مجدمیان عضو جدا شده ی مجاهدین – قسمت دوم

او اصرار داشت تا افراد حاضر در نشست تتاقضات خودشان را یادداشت کرده و به مسئول خود بدهند. او می گفت برخی از افرادی که در قرارگاه اشرف حمل تناقض می کنند دیوانه می شوند و برای اینکه آنان دچار پریشانی روحی و روانی نشوند باید تناقض خودشان را صادقانه نوشته و در جمع افراد بخوانند و کسی که اینگونه عمل نکند در” جیم” یا لحظات جنسی غرق می شود.

blank
blank
blank