حامیان رجوی از کدام حقوق بشر حرف می زنند؟
آنچه ظاهرا در این میان فراموش شده توامان سرنوشت آن کسانی است که در برزخ رجوی هنوز گرفتار و دربندند و آن خانواده هایی که در اطراف قرارگاه اشرف و در گرمای طاقت فرسای بیابان های عراق روز و شب را تنها به امید دیدن و نجات فرزندان شان سپری می کنند. تصور اینکه گروهی پدر و مادر کهنسال و درمانده و پیر و فرتوت در چنان وضعیتی ماه ها در انتظار باشند، تصور دشوار و آزاردهنده ای است.
فرقه رجوی سرابی بیش نیست
آید روزی بی حصار نه دیوار ونه سیاج ونه افسار شود روز فروریزد قلعه ویرانگه کرکس وکفتار کنده شوم زین دام مرگ خسته شدم زین حیله گر مکار فریفته آرمان نامقدسش گشتم افسوس ندانستم که خود بود خون خوار بیابان و آفتاب وحس غربت پرسه در دور باطل تکرار بوی مرگ ونیستی اندر حصار واسه پر گشیدن بیقرار اسیر در حصار تشکیلاتی دلتنگ خاک پاک دیار غم تنهایی وگریه شبانه سرگردان بیابان وخفتن در شیار
دومین پیام صوتی خانم سلطانی به قربانیان اسیر در قلعه اشرف
آهای برادرها و خواهرانم جامعه بی طبقه توحیدی که سالها این شعار ما را فریفت فقط یک شعار است حتی در همین اشرف هم سطح شورای رهبری و امکاناتی که دارند را با پائین مقایسه کنید ببینید عضو تیم ها چه می کشند همه بار کار بر روی عضو تیم هاست و همه را گذاشته اند تا همدیگر را بپایند اساس و بنیاد تشکیلات را بر این سوار کرده اند.
خاطراتی از دستگیری مریم رجوی
یکی دو روزی گذشت تا اینکه در سالن غذا خوری فیلم خودسوزی در خارجه را برای ما پخش کردند. سازمان در خارجه با فریب و حیله گری چند نفر را مجبور کرده بود که خودشان را به آتش بکشند. در اشرف هم می خواستند همین خط را پیاده کنند. خودسوزی افراد جلوی آمریکاییها و محکوم کردن دولت فرانسه!!! به همه ابلاغ کردند که درخواست خودسوزی را بنویسند. در یک نشستی زهره قائمی گفت:”سریعتر درخواست را بنویسید. اگر تعدای از ما جلوی آمریکاییها دست به خود سوزی بزنند خواهر مریم زودتر از زندان آزاد می شود
انقلاب درونی سال ۶۴ مجاهدین
معتقدم اگر در جریان حمله آمریکا به عراق،مسعود ومریم سینه سپر می کردند، شاید می تواستند ادعا کنید رهبری عقیدتی به حرف هایی که می زند اعتقاد دارد اما تمامی حرفها و حدیث های بقول مجاهدین،” اضداد” در این جریان جنگ عراق نمود یافت و ذات اصلی مسعود ومریم مجدداً آشکار گشت،انقلابی ایدئولوژیکی که نتوانست به مریم یعنی نفر اول آن بفهماند که نباید اشرف و عراق را به مقصد فرانسه ترک کند و نفرات سازمان را زیر بمبارنهای آمریکا تنها بگذارد چطور باید به من نوعی می فهماند که مسعود و سازمان را برحق بدانم و ایستادگی پیشه کنم؟
همایش انجمن نجات گیلان با حضور خانواده های چشم انتظار آستانه اشرفیه – قسمت ششم
این تاخیرچندین ساله دربازگشتم توام با موانعی بوده است که به قطع ویقین عزیزان شما نیزکماکان با آن دست و پنجه نرم میکنند ومتاسفانه نتوانستند که برآنها غلبه کرده وازآن مناسبات مرگبارکنده شوند. دلیل اول بواسطه مغزشویی که شده بودم برغم عدم تطابق با سازمان درعین حال تمایل نداشتم ضمن جدایی به ایران برگردم چونکه ترس داشتم که مورد مواخذه قراربگیرم وواضح تربگویم ترس داشتم که شکنجه واعدام بشوم چون همین تصویرازایران را سازمان ماهرانه به من القاء کرده بود ومن باورم شده بود
بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و پنجم
اعتراض افراد به دادگاههای فرمایشی در واقع نوعی خود زنی و خودکشی بود. چه اعتراضی بین جمع هتاک؟ کسی جرئت اعتراض یا دفاع نداشت. در نهایت روی فرد مسئله دار تف می انداختند این رفتارها واقعا مختص رهبران سازمان بود. شما فکر کنید بعد از این وضعیت افراد به چه حالت روحی می افتادند عاطفه، نمیدونم عشق و علائق انسانی واقعا در این افراد نابود می شد مگر در آن شرایط افراد می توانستند به این مسائل فکر کنند؟
پیام آقای مسعود جابانی به اسیران اشرف و خانواده های آنان
دوستان عزیزی که الان توی اشرف هستید دوستان عزیزی که سالهای سال است اونجا قفل شدیدنمیدونید عشق چیه بچه چیه و سالهای سال است عشق و علاقه تون را دادید به مجاهدین و دست مجاهدین را باز گذاشتید که بتونن از شما سوأستفاده کنند. شما آدمهایی هستید غیور آدمهایی هستید عدالتخواه آزادیخواه آرمانگرا خودتون را نجات بدید نگذارید اونجا بپوسید
گفتگو با آقای نصیر حیدری عضو سابق مجاهدین و ارتش آزادیبخش ـ قسمت ششم
بعد از خروج تعداد زیادی از بچه ها و رفتن آنها به کمپ امریکا مسئولین سازمان نشست های مختلفی را برای ما گذاشتند. یکی از این نشست ها، نشست عمومی در روز عید بود. در عید سال 84 نشست در سالن اجتماعات برگزار شد زهره اخیانی آمد و برنامه را اعلام کرد. وسط برنامه یک پیام از مریم رجوی به صورت تصویری پخش شد که کلی در رابطه با بچه هایی که در داخل اشرف مانده بودند تعریف و تمجید کرد
رهبر عقیدتی مجاهدین و ضرورت تصمیم گیری معقول
حال سران فرقه ی ستیزه جوی مجاهدین در شرایط سخت و تنگنای خفه کننده ای بسر می برند چرا که هرگز تسلیم واقعیت ها نشدند و فروتنانه در برابر مسائل و رویدادهای مهم جامعه خویش قرار نگرفتند. غرور کاذب و مضحک رهبر عقیدتی مجاهدین موجب گردید تا مجاهدین سالیان دراز با توجیه های غیر منطقی به رفتارها و مواضعی متوسل شوند که بیزاری مردم ایران را از آنان موجب گردد.
گفتگوی اعضای جدا شده مجاهدین درباره ی ترفندهای سران مجاهدین ـ قسمت سوم
رهبران سازمان باید نیروهایشان را از اشرف و عراق خارج کنند. اینکه چرا اصرار دارند در اشرف بمانند جای سوال دارد؟ قبل از سرنگونی صدام اگر یادتان باشد در نشستی لوح بزرگی را مسعود رجوی نشانمان داد و گفت این سند اشرف است. سند مالکیت اشرف بود به عنوان اینکه آنها از سوی رژیم صدام به رسمیت شناخته شده اند شاید یادتان باشد؟ آن موقع در زمان صدام این سند موجود بود ولی وقتی رژیم صدام سرنگون شد حکومت تغییر کرد خب این سند اعتبار خودش را از دست داد
خانواده های ایرانی خواستار کمک سفیر امریکا برای ملاقات با فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف شدند
در متن این نامه به آقای هیل آمده است:” ما شاهدیم که دولت شما اکنون موفق شده است تا ملاقات مادران امریکایی با فرزندان زندانیشان در ایران را بر مبنای یک حرکت انسان دوستانه برنامه ریزی کند. ما امیدواریم که این مادران بتوانند از این ملاقات حد اکثر استفاده را کرده و وقت خوبی را با یکدیگر داشته باشند. ولی اگر امریکا می تواند چنین مذاکره ای را با دولت ایران به نتیجه برساند، به ما حق بدهید تا انتظار داشته باشیم که شما بتوانید با این گروه تروریستی کوچک نیز وارد مذاکره شده و اجازه ملاقات آزاد بین ما و اسرای داخل کمپ را بدست آورید.