نامه محمدرضا درویشی به برادرش نوروز درویشی اسیر مجاهدین خلق
برادر جان نوروز عزیز ضمن سلام امیدوارم که در صحت و سلامت به سر ببری. از حدود 17 یا 18 سال پیش که آمدم اشرف در عراق و ملاقات کوتاه تحت الحفظ سازمان داشتیم، هر روز و هر ساعت منتظر عملی شدن آن جمله ای که در ملاقات گفتی هستم. آنجا قول دادی که خودت […]
نامه اکبر مرادی به برادرش هوشنگ مرادی اسیر در کمپ مجاهدین خلق
هوشنگ جان سلام برادر بزرگوارم از راه دور می بوسمت و برایت سلامتی و تندرستی مسئلت دارم. همه اعضای خانواده و اقوام مشتاق دیدارت هستیم و امید داریم روزی این اتفاق بیافتد. هوشنگ عزیز ما سال 69 تدارک دیدیم و منتظر آمدنت همراه کاروان اسرا بودیم، 79 هم گذشت، 89 هم گذشت و 99 هم […]
یادداشتی برای برادرم محمدمهدی ثابت رستمی
برادر عزیزم محمد مهدی ثابت رستمی خوب به عکس نگاه کن ببین خانواده اصلی اینجاست. عشق و محبت و دل گرمی پدر و مادر اینجاست . ولی رجوی ها چهل و یک سال عشق و محبت خانوادگی را از تو گرفتند و از خانواده ات دورت کردند. برای چی؟ برادر خوبم محمد مهدی، تک تک […]
نامه سمانه نوری به پدرش حمید رضا نوری در کمپ مجاهدین خلق
پدر جان سلام من برایت نامه می نویسم و آنقدر این کار را ادامه می دهم تا جواب مرا بدهی . من پدرم را دوست دارم . پدر جان درست است که از کودکی بالای سر من نبودی اما من از شما دلگیر نیستم. از کسانی دلگیر هستم که شما را فریب دادند و چندین […]
نامه جواد نصیری به برادرش هادی نصیری گرفتار در کمپ آلبانی مجاهدین
هادی جان سلام. روی ماهت را میبوسم. نمیدانم از کجا شروع کنم اما هرچه به عقب برمیگردم و به یاد خاطرات با هم بودنمان می افتم نمیتوانم اشک دیدگانم را کنترل کنم. هرچه فکر میکنم باورم نمیشود که شما با این همه هوش و ذکاوت چرا گرفتار این سازمان آزادی کش شدی ؟! و چرا […]
نامه خانواده به علی مدد صادقی اسیر در کمپ آلبانی مجاهدین خلق
علی مدد جان سلام حال و احوالت چطور است؟ نمی دانم تا چه حد به اخبار بیرون از کمپ اشرف دسترسی داری! اگر سران فرقه مجاهدین اجازه شنیدن اخبار بیرون از دیوارهای بلند اشرف 3 را به اعضاء داده باشند، حتما در جریان خبر آغاز فعالیت انجمن نجات آلبانی قرار گرفتید. فرصت تاریخی و مهمی […]
نامه پدر و مادر یوسف مبرهن از افراد گرفتار در کمپ مجاهدین خلق
یوسف جان سلام. امیدوارم خوب و سلامت باشی. من و مامان دیگر پیر و سالمند شده ایم و بسختی روزگار می گذرانیم. هر چند بچه ها مدام نزدمان می آیند و مراقبت مان میکنند ولی جای تو همیشه خالی است و یاد تو و سالهای دوری و بیخبری آزارمان میدهد. یوسف جان نزدیک به چهار […]
نامه عبدالحسین یگانه به خواهرش طیبه یگانه در آلبانی
خواهرم طیبه سلام همیشه برایت آرزوی بهترین ها را داشتم، همیشه از غمهایت غمگین بودم و از شادیهایت شاد، روزی که از خانه ما رفتی، جای خالی ات اذیتم کرد، اما برایت خوشبختی را آرزو کردم. تمام این سالها در تنهایی به شما فکر می کردم، تو اینها را ندیدی اما من برایت دعا می […]
نامه محمد قاسمی به دخترش شکوه قاسمی در کمپ مجاهدین خلق
دخترم شکوه سلام مطالبی که در این نامه برایت بازگو می کنم داستان و افسانه نیست. بلکه درد دل پدری با دخترش است؛ دختری که سالها پدرش را رها کرده است. برای او نامه می نویسم ولی جواب مرا نمی دهد، و تماسی با پدرش نمی گیرد. ولی من دخترم را فراموش نخواهم کرد. هر […]
پیام مادر مرتضی قدیمی به پسر اسیرش در کمپ مجاهدین خلق
فاطمه پیکانی مادر مقاوم و چشم انتظار مرتضی قدیمی عضو اسیر در فرقه منحوس رجوی که سالهاست برای آزادی فرزندش در کنار سایر خانواده های چشم انتظار در تمامی عرصه ها تلاش می کند، طی گفتگویی با مسئول انجمن نجات زنجان در جریان آخرین تحولات انجمن نجات در آلبانی قرار گرفت. ایشان ضمن تبریک به […]
نامه علیرضا قادری به برادرش غلامرضا قادری در کمپ آلبانی مجاهدین
سلام برادر ان شاالله که حالت خوب باشد. مدتهاست که از تو بی خبرم. هیچ امکان تماس و ارتباطی هم با تو ندارم. مرتب اخبار مربوط به کمپی که در آن هستی را دنبال می کنم تا در جریان شرایط کلی جایی که در آن به سر می بری باشم. زمانی که پلیس آلبانی وارد […]
نامه مرتضی پورحسن به برادر اسیرش اسماعیل پورحسن
اسماعیل جان سلام حالت چطور است؟ ما همه خوب هستیم و مشتاقانه در انتظار رهایی و بازگشتت به دنیای آزاد و آغوش گرم خانواده هستیم. اسماعیل جان، خیلی ذوق زده هستم. احتمالا خبر مسرت بخش تشکیل انجمن نجات آلبانی را شنیده ای. این اقدام نوید بخش رهایی تمام اسیران رجوی است. اسماعیل جان، اطمینان دارم […]