بازی دوگانه دولت اوباما درباره تروریسم
اینکه استانداردهای دوگانه معیار رفتارهای سیاستمداران غربی برای مواجهه با مسائل حقوق بشری وجود دارد که در مواقع گوناگون از آن بهره میجویند امر تازهای نیست؛ از جمله تعریف تروریسم به تروریسم خوب و بد در مورد گروههای تروریستی در افغانستان، اما در مورد اخیر آنچه شاهد هستیم نمایشی عریانتر از دیگر زمانها در خصوص رویکرد ابزاری دولت اوباما نسبت به مفاهیم حقوق بشر و تروریسم است.
رجوی های سنگدل به کودکان ایرانی هم رحم نمی کنند
رجوی های خون آشام نه تنها بصورت مستقیم خون مردم ایران را ریخته اند، بلکه بصورت مستقیم یا غیر مستقیم اقدام به شکنجه و آزار مردم و منجمله کودکان خردسال نموده اند. این جنایتکاران که مردم ایران بدلیل آگاهی از ماهیت ضد اسلامی و ضد ایرانی شان فریب آنان را نخوردند، با مردم ایران عناد داشته و مستمرا در کنار اسرائیل و جنگ طلبان آمریکایی که اساسا حامیان صهیونیست ها در آمریکا می باشند، بر طلب جنگ کوفته و به تحریم و فشار بر ایران فرا می خوانند تا شاید به این طریق از ملت ما انتقام بکشند.
رجوی ها ضدیت شان با دین و پیامبر خدا را عیان تر کردند
در حالی که جهان اسلام و تمامی مسلمانان و حتی پیروان دیگر ادیان الهی، علیه توطئه جدید صهیونیست ها و توهین به پیامبر عظیم الشان اسلام به خشم آمده و موج اعتراضهای مردمی در کشورهای مسلمان به فیلم موهن به ساحت پیامبر اکرم (ص) همچنان ادامه دارد، رجوی های ضد دین با سکوت خود این اقدام را مورد تایید قرار داده و ضدیت شان با دین و پیامبر خدا را عیان تر کردند.
انعطافهای رجوی یا تسلیم در مقابل قدرت
رجوی به کمک دستگاه فکری و شخص محوری یا بهتر است گفته شود کیش شخصیت که راه انداخته است و تمام ذهن و قلب افراد را دارد به طور تمام عیار در اختیار خود میگیرد، راههای ارتباطی با جهان خارج را کاملا بر آنها بسته و عشق و علاقه به زن و فرزند و پدر و مادر و خلاصه هر چیزی که برای کسی عزیز است را همانند گناهی نابخشودنی جلوه داده است.
نیاز رجوی به درگیری و خون و تلاشش برای آب کردن اموال به غارت رفتۀ عراق
آنها از جمله افراد معدودی هستند که یکانهایشان قبلا با سریهای پیشین به لیبرتی منتقل شده اند و سازمان آنها را برای کارهای حقوقی و مالی مربوط به فروش داراییهای باقی مانده در اشرف نگهداشته است و درگیری مربوط به بازرسی افراد سری ششم نبوده بلکه با این افراد بوده که مشغول بار زدن اجناس اضافی فروشی به عنوان اجناس سری ششم بودند که نیروهای عراقی مانع شده اند و در نتیجه آنها با این نیروها درگیر و زخمی شده اند.
حبابی که در حال ترکیدن است
با درگیر شدن مجاهدین در موضوع تخلیه قرارگاه اشرف و رسانه ای شدن آن،، بشدت باعث احساس هویت در تشکیلات مجاهدین و بویژه رهبری آن میگردید، بنحویکه رجوی در کال کنفرانس 27 اسفند 1390 نیز، آنرا ارتقاء یک مدار کیفی هم در پهنه تشکیلاتی و هم در عرصه سیاسی و همچنین در سطح بین المللی تجزیه و تحلیل کرده بود. ولی رهبران مجاهدین دیگر به این فکر نکردند که این موفقیت برای مجاهدین با توجه به وضعیتی که در آن قرار دارند گذرا و موقتی است و بمثابه حبابی عمل میکند که اکنون در حال ترکیدن است.
کمپ ترانزیت، تخلیه کامل اشرف، تهدیدها و فرصت ها
سازمان به اتمام مهلت دادگاه استیناف ایالات متحده امریکا چشم دوخته تا با نزدیک شدن ایام آن و تسریع در تخلیه 680 نفر باقیمانده ساکنان اشرف ضمن اخذ بهانه به زعم خود از وزارت خارجه امریکا خروج اش از لیست را تامین و پشتبند آن بر فشارهای ماجراجویانه خود علیه دولت عراق با هدف آشوب سازی و بهره برداری از تضاد های سیاسی و قومی و مذهبی بیفزاید.
یک گام بزرگ دیگر به جلو در نابودی مجاهدین
سازمان در یک خود فریبی، مدارای معنا دار مقامات عراقی و سازمان ملل در تخلیه توام با آرامش پادگان اشرف و بها ندادن به فرصت طلبی های آنان برای هر ماجراجویی خونین را یک عقب نشینی برای عراق و یک پیروزی در نبرد صد روزه برای خود عنوان نمودند. قابل ذکر است دولت عراق با تعامل بسیار خوب با جامعه جهانی و نهاد های بین المللی تاثیرگذار ملل متحد اکنون توانسته است خواسته های بحق خود را این بار نه از زبان خود بلکه با خشم و قاطعیت وزیر کلینتون به فرقه مجاهدین تحمیل و براحتی به مورد اجراء گذارد.
عجله مجاهدین خلق برای تخلیه هرچه سریعتر از اشرف
وزارت خارجه آمریکا پیامی را با وساطت پاتریک کندی برای رجوی فرستاد و بلافاصله پس از رسیدن آن پیام، رجوی فرمان حرکت ستون ششم را صادر کرد. و هنوز یک هفته از ستون ششم نگذشته که اعلام کرده است اصلا بقیه نفرات را با یک ستون می فرستیم. جالب توجه اینکه اینبار مجاهدین عجله داشتند که ستون زودتر حرکت کند، و عراقی ها را متهم می کردند که با بازرسی وقت گیر مانع از حرکت می شوند.
چرخه بیحاصل تمدید مهلت های تخلیه اشرف و گستاخی رجوی
آنچه مسلم است و به هر دلایل مشخص و نامشخصی ایالات متحده امریکا این بار بطور جد مصمم است نسبت به تعیین تکلیف این گروه تروریستی اقدام نماید. واگر نرمشی نیز برای تمدید مهلت تخلیه اشرف ابراز میدارد شاید به دلیل اهمیت رده نودم و یا بالاتر موضوع مجاهدین در روی میز وزارت امور خارجه باشد. برای مثال زمانیکه کمپ تیف (جداشدگان سازمان) موجودیت یافت امریکا بعد از 18 ماه توانست به طراحی مناسبات واسطه ای نسبت به تحویل نفرات داوطلب اعزام به ایران مبادرت ورزد. و این صبوری در شناسایی موضوع تروریسم و نحوه کلنجار رفتن با حواشی آن غریب نمی باشد.
آقای کوبلر از تکرار اشتباه بپرهیزید!
اگر نماینده دبیرکل و مسئولین کمیساریا از ابتدا با قاطعیت به شیوه جاری خود عمل می کردند و افراد را مخاطب قرار می دادند شاید اساساً انتقال افراد از اردوگاه اشرف هم موضوعیت پیدا نمی کرد و اینگونه گرفتار ترفندهای رهبری شیاد گروه تروریستی مجاهدین نمی شدند. به هر روی مسئولین سازمان ملل نباید فقط به فکر اتمام پروسه انتقال از اشرف به لیبرتی باشند، بلکه باید با جمع بندی تجربه این مقطع، این نتیجهگیری کلی را در دستور کار قرار دهند که..
معمای تخلیه قرارگاه اشرف
بنظر میرسد تلاش مجاهدین برای ساقط کردن آقای مالکی با ایجاد اختلاف بین دولت با سایر گروههای عراقی که البته با پرداخت رشوه های کلان صورت میگیرد و خروج از لیست گروههای تروریستی آمریکا قبل از تخلیه قرارگاه اشرف ایده آل ترین عواملِ زمینه ساز در حل معضل مجاهدین در قرارگاه اشرف است که آنهم تنها با داشتن وقت کافی ممکن است محقق شود. به همین دلیل تاخیر در تخلیه قرارگاه اشرف دقیقا در راستای تحقق ایندو هدف طراحی و پیش برده میشود.