داستان برادران دانافر
داستان نوید دانافر و برادرش شاپور به این قرار هست. من و نوید در یک مقر بودیم و به مدت شش ماه باهم در یک یگان بودیم و این نوید روزی نمی شد که با مسئول و تشکیلات، جنگ نداشته باشد. آن هم به خاطر تمرین ساز هست. نوید تنبور زن هست و دست به […]
خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت ۴
آقای بخشعلی علیزاده از جداشدگان فرقه رجوی در قسمت های قبل خاطرات خود از اسارت در جبهه، شرایط اسرا، آزادی ها و محدودیت ها در کمپ مجاهدین، عملیات فروغ جاویدان، شکست حمله صدام به کویت و عملیات کرد کشی، بسته شدن مرز، نشستهای ایدئولوژیک، بحث طلاقهای جمعی و جداکردن کودکان و شروع نشستهای رجوی با […]
از اشرف عراق تا مانز آلبانی – قسمت اول
26 سال از عمرم را در کمپ های سازمان مجاهدین خلق گذراندم. طی این مدت بیشترین چیزی که دیدم تضییع حقوق افراد درون مناسبات بود. از فشارهای روحی و روانی گرفته تا شکنجه و قتل و وادار به خودکشی و عدم رسیدگی به اعضا. در این مناسبات جهنمی ارزانترین کالا جان افراد بود. افرادی که […]
خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت ۳
“افراد را مکلف میکردند که بیایند انتخاب کنند. انتخاب هم به این معنی که مردهایی که زن داشتند زنهایشان را طلاق بدهند و زنانی که شوهر داشتند شوهرهایشان را طلاق بدهند. حلقه هایشان را بیاورند و تحویل بدهند” آقای بخشعلی علیزاده از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق که در گفتگویی با مسعود خدابنده خاطرات […]
برچسب نفوذی برای اسیر جنگی !
من آگاهانه به فرقه رجوی نپیوستم. در دوران جنگ سرباز بودم و به اسارت در آمدم و با فریب و وعده های فریبنده وارد مناسبات فرقه رجوی شدم. دورانی که در فرقه رجوی بودم هیچ یک از سران فرقه و کادرهای آنها که رده پوشالی فرمانده را به آنها داده بودند، قبول نداشتم و اساسا […]
این زن از قربانیان نقشه شوم مسعود رجوی بود
چند روز پیش تلویزیون فرقه را مشاهده می کردم، زنی را دیدم که چهره اش برای من آشنا بود البته نسبت به دورانی که در یک یگان بودیم، خیلی شکسته شده بود. داستان جفایی که به او شده بود در خاطرم زنده شد. زمانی که رجوی تصمیم گرفت کودکان را از والدین جدا کند، صحنه […]
خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت ۲
آقای بخشعلی علیزاده از اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق که هم اکنون ساکن ایران است در گفتگویی با مسعود خدابنده خاطرات خود را از جنگ و اسارت تا آزادی و بازگشت به وطن مرور می کند. او در قسمت اول خاطراتش از فرایندهای رفتن به سربازی، اتفاقات خط مقدم، نحوه اسارت در جبهه به […]
مستند در دام فریب مجاهدین – نادر مهدی پناه
آقای نادر مهدی پناه عضو پیشین مجاهدین است. وی در سال ۱۳۴۹ در یکی از روستاهای شهر میاندوآب بدنیا آمد. تحصیلات وی تا دوم راهنمایی است. وی از همان دوران کودکی با مشکلات فراوانی در محیط خانواده مواجه بوده و با فقر دست و پنجه نرم کرده است. خدمت سربازی تحولی بود که آقای مهدی […]
خاطرات بخشعلی علیزاده – قسمت ۱
یک برنامه پادکست Podcast به همت آقای مهندس مسعود خدابنده در انگلستان در سایت ساوند کلاود Sound Cloud طراحی گردیده که اولین قسمت آن به گفتگو با آقای بخشعلی علیزاده از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق و بیان خاطرات وی در خصوص نحوه اسارت در جنگ صدام حسین علیه ایران و بعد تجربه نوع دیگری […]
روزی که چاروادار شدم – قسمت دوم
در قسمت اول تا جایی گفتم که معاون گردان طی یک برخورد تشکیلاتی که در یک نیمه شب تاریک انجام گرفته بود، به من گوشزد کرده بود که اینجا مقدس است و ما می توانستیم صدها جوان آماده به جنگ را که در ایران و برای آمدن به اینجا له له می زنند را اینجا […]
در نشست طعمه چه می گذشت – قسمت سوم و پایانی
در قسمت قبل خواندیم: نسرین مرا صدا کرد و گفت تو از جان سازمان چه می خواهی؟ چرا این همه خراب کاری می کنی؟ محفل می زنی، به شورای رهبری با عینک جنسیت نگاه می کنی. چرا حرف نمی زنی؟! *** وقتی گزارشم را دادم منتظر بودم مرا صدا کنند. همین هم شد و مرا […]
در نشست طعمه چه می گذشت – قسمت دوم
در قسمت قبل تا جایی گفتم که در نشست یکی یکی بلند می شدند و به من بد و بیراه می گفتند. مزخرف می گفتند، مواردی که به من می گفتند ربطی به من نداشت. از بس سرم داد می کشیدند احساس می کردم چادر روی سرم خراب می شود. فرزانه همه را ساکت کرد […]