محکومیت اقدامات خونینی که جز منافع رجوی را تامین نمی کند
نمی توان براحتی از این مسئله انسانی عبور کرد و اقدامات خشونت آمیز دولت عراق را محکوم نکرد، اما دوسال پیش هم چنین فاجعه ای پیش آمده بود و طی یکسال و نیم گذشته هم هشدارهای دولت عراق نشانگر پایان نیافتن مسئله بود، اما کسی به عمق ماجرا نرفت و باز هم ریخته شدن خون باعث احساساتی شدن عدۀ زیادی شد و کسی از مریم و مسعود رجوی نپرسید چرا اصرار به ماندن در اشرف دارید؟ وقت آن رسیده تا به این حادثه از زوایای مختلف بنگریم و براحتی از آن عبور نکنیم. چون سرسری رد شدن از این مسئله می تواند خونهای بیشتری را بخاطر سیاستهای ضد انسانی و قدرت طلبانه مسعود رجوی و مریم رجوی بر زمین بریزد
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت شانزدهم
به خلاف همه مظلوم نمائی ها و فرار به جلوهای این سازمان و رهبری آن برای گریز از مسئولیت و پاسخ گوئی باید بگویم که مدت هشت سال است که دولت آمریکا به عراق حمله کرده است و این چیزی بود که حداقل آن موقع من داخل اشرف بودم و حتی رجوی و تشکیلاتش امکانش را داشت که اعضا را خودش خارج کند اما رجوی در سر یک خیال واهی می پروراند و در نشست شورای رهبری گفت ما در عراق می مانیم و فقط کسانی که برای کلفتی و نوکری مریم رجوی و کارهای او در فرانسه لازم بود به خارج از عراق فرستاد
چرا نیروها را از عراق خارج نمی کنید؟
ایا در عراق چه مبارزه ای را می توان علیه جمهوری اسلامی سازمان داد؟ این اساسی ترین سوالی است که باید از رهبری مجاهدین و قبل از آن از اپوزیسیون و مجامع حقوق بشری نمود که چرا طی این سالها سکوت کرده و حالا بر مرده مجاهدین می گریند؟ پس چرا نیروهای خود را از عراق خارج نمی کند و آنها را از محل خطر دور نمی سازد؟هر کس و هر سازمانی که می خواهد دولت عراق را محکوم کند باید قبل از آن مجاهدین را محکوم کند و سپس داعیه حمایت از جان ساکنین اشرف را سر دهد.
رجوی خونخوار مسئول ریخته شدن خون اعضا در اشرف
آیا درگیر نمودن اعضا با نیروهای حفاظت عراقی به منظور بقا در اشرف به معنی امضا قتل آنان نمی باشد؟ با گذشت یک سال و اندی از حضور خانواده ها در جلوی درب اشرف برای ملاقات با عزیزانشان، تنها این رجوی فریبکار بوده که اجازه نمی داده این ملاقات انجام شود و با انواع فریبکاری می خواست که اعضای خود را در مقابل خانواده ها قرار دهد و با انواع توهین ها و ناسزا گفتن سعی می کرد که حتی برای یک ساعت هم این ملاقات ها انجام نشود.
کشتن یا به کشته دادن اسیران اشرف
عملا تنها راه مطرح شدن خود در صحنه سیاسی و بین المللی را خلاصه کردند به خوشخدمتی و مزدوری برای بیگانه و درخواست کمک از آنها و به کشتن دادن اعضایشان که حالا مصرف دیگری نداشتند.در مورد مزدوری و جاسوسی البته خدمات مجاهدین برای غرب و شرق مسبوق به سابقه است والبته در به کشتن دادن اعضایشان هم یدطولایی دارند ؛ بارها مسعود رجوی بعد از عملیاتها یا تهاجمات نافرجام این گروه اعلام کرده بود که ما پذیرفته بودیم سه برابر این کشته بدهیم
چه کسی امنیت ساکنان اشرف را تأمین میکند؟
آنچه مسلم است اینست که رجوی برای بقای خود نیاز به ریخته شدن خون دارد. اینکه این خون از طرف چه کسی ریخته شود آنقدر مهم نیست. چه بهتر که از افراد خود سازمان باشد تا”شهید!” جدید تولید گردد. رجوی نیاز مبرم به”شهید!” سازی دارد تا عراق را تحت فشار قرار دهد و امتیاز بگیرد و تمامی کسانی که رجوی را حمایت میکنند یا نمیکنند به تنها چیزی که توجه ندارند حقوق از دست رفته ساکنان اشرف است.
بن بستی که فرقه رجوی می خواهد با خون از آن عبور کند
رهبری فرقه و سرانش چرا از خودشان مایه نمی گذارند. داستان مریضی افرادی که در پادگان اشرف دارند با مریضی خودشان دست و پنجه نرم می کنند و فرقه هیچ توجهی به آنها نمی کند. آنها را تبدیل کرده است به یک ابزار تبلیغاتی و اهداف شومش را پیش می برد. به سران فرقه بارها ابلاغ شده که قانونی هم که شده افراد مریض را تحت درمان به بیمارستان مناسبی منتقل کنیم ولی فرقه عکس آن را ثابت کرده.
نگاهی به درگیری خشونت آمیز مجاهدین خلق و نظامیان عراقی
محکومیت این گونه وقایع بدون ریشه یابی آن، صرفا به ابزاری برای یک بازی و یارگیری سیاسی بدل می شود که در آن جان انسان ها و قربانیان بمثابه وسیله برای رسیدن به اهداف سیاسی استفاده می شود. جان کلام این است، قبل از اینکه اعضای مجاهدین در این درگیری ها کشته شوند یا خود را به دست رهبری مجاهدین به کشتن بدهند و حقوقشان پایمال شود، در بی حقوقی کامل می زیسته اند و بسیاری از محکوم کنندگان و روضه خوانان امروز، در اصل، ناقضان حقوق، آزادی و رهایی آنان بوده اند.
خنجر مسعود رجوی را تیز نکنید
گزارش نشست درونی مجاهدین با مسعود رجوی خائن بعد از اولین درگیری در تابستان سال 2009 خوب نشان میدهد که چگونه از یک ماه قبل زمینه چینی ها برای این درگیری و کشته شدن تعدادی را فراهم کرده بودن مثل مانور و ساختن بمبهای دستی موانع فلزی سلاح های سرد و کارگذاری دوربین برای فیلم برداری. در همین نشست درونی بود که مسعود رجوی خائن از فهیمه اروانی بخاطر ادیت کردن فیلم ها و پخش آن به شکلی که فقط ارتش عراق را مقصر بداند تقدیر کرد. و میدانم که الان مسعود رجوی خائن از کشته شدن اسیران اشرف شادی میکند چرا که طرح خائنانه خودش را پیش برده است.
مصاحبه با سیروس غضنفری در خصوص درگیری کمپ اشرف – قسمت اول
موضوع که پیش آمده است از مدتها و از سالهای قبل کاملا برای همه و به خصوص برای رجوی قابل پیش بینی بود. اگر خاطرتان باشد بعد از سرنگونی صدام که پدر خوانده رجوی بود رجوی خود را مخفی نموده و تعدادی از اعضای مورد اعتماد فرقه رابه همراه همسرش مریم از عراق خارج وبا دلارهای اهدائی صدام به فرانسه فرستاد تا از خطرات احتمالی دور باشند. به جز عده قلیلی که آنها را هم برای نگهبانی ودر اسارت نگه داشتن نیروها در اردوگاه اشرف حفظ نمود.
درگیری های کمپ اشرف – دو تن از مجاهدین قبل از درگیری ها خود سوزی کردند
صبح جمعه یک منبع نیروهای انتظامی عراق گفت که” نیروهای عراقی در واکنش به شروع درگیری توسط مجاهدین خلق مجبور به گشودن آتش شدند”. وی افزود که” دو تن از این ایرانیان قبل از شروع درگیری ها خودشان را در مقابل نیروهای عراقی آتش زدند و سپس بقیه با سنگ و غیره به جان نیروهای انتظامی افتاده، شش نفر از نیروهای انتظامی عراق را زخمی کرد”.
چرا رهبر عقیدتی مجاهدین قربانی می خواهد؟
رهبر عقیدتی مجاهدین و سران فرقه برای حفظ بقاء به هر ترتیبی نیاز به قربانی کردن دارند. هر گاه که از مزدوری و جاسوسی آشکار و بیشرمانه برای سرویس های امنیتی غربی و مقامات کشورهای بیگانه نفعی نصیب شان نمی گردد و یا چندان به بازی گرفته نمی شوند سعی دارند برای حفظ موجودیت اعضا و کادرهای تشکیلاتی فرقه را قربانی کنند. افرادی که در حصارهای تنگ و بسته ی فرقه ای گرفتار آمده اند و از دنیای خارج از مناسبات درون تشکیلاتی و اسارتگاه اشرف هیچگونه خبر و یا اطلاعی ندارند.