نشست طعمه – قسمت دوم و پایانی
در قسمت اول راههایی که در صورت مخالفت با سازمان پیش رو بود را توضیح دادم. همچنین داستان زندان ابوغریب هم برای هر کس روشن بود و شخص ناچار بود به خواسته های آنها تن بدهد و با این شیوه توانست تشکیلات را از یک نقطه تضعیف به یک نقطه ثبات بیاورد و بعد از […]
مقدمه ای بر مرور خاطرات برخی از اعضا رها شده از فرقه رجوی
در سه سالی که در کمپ آمریکایی ها موسوم به تیف بودم برای اولین بار با کسانی آشنا شدم که آنها را در اشرف ندیده بودم. اکثر آنها غیر سیاسی بودند و هیچ گونه آشنایی با سازمان مجاهدین خلق نداشتند. ضمن صحبت با آنها بود که برای اولین بار داستان قاچاق انسان و شیوه های […]
رنگ زندگی در مجاهدین خلق
کلیپ مستندی از آفریقا دیدم که به تازگی در یوتیوب منتشر شده مربوط به معبدی در یکی از کشورهای آفریقایی بود که هر کس خلافی انجام بدهد فرزند خود را باید هدیه معبد کند. در این معبد زنان و کودکان و مردانی زندگی می کردند که فقط اجازه داشتند تا صد متری معبد بروند و […]
کنترل فکر یا ذهن – قسمت دوم
زمانی که سازمان مجاهدین خلق هنوز تبدیل به یک فرقه مخرب تمام عیار نشده بود، روابط درونی آن به گونه ای بود که بسیاری از خانواده ها احساس می کردند که به تدریج از بچه های کم سن و سال خود به دلیل هواداری از مجاهدین خلق جدا می شوند و به نوعی آن ها […]
سازمان مجاهدین خلق، کامل ترین نمونه یک فرقه مخرب کنترل ذهن است
تاکنون دو کتاب با عناوین “فرقه ها در میان ما” (1) نوشته دکتر مارگارت تالر سینگر (2) و “گسستن بندها: قدرت بخشیدن به افراد برای این که خودشان فکر کنند” (3) نوشته دکتر استیون حسن (4) را به فارسی ترجمه و منتشر کرده ام. همچنین ده ها کتاب در این خصوص از جمله کتاب معروف […]
چرا و چگونه برده فکری شدم؟!
قبلا بارها نوشته ام که انتخابم از روی جهل و نادانی و شور و شوق بود نه آگاهانه و از روی شعور، میخواهم به یک نمونه آن اشاره کنم. شبی که میخواستم از مرز رد بشم در جایی استراحت می کردیم به قاچاقچی گفتم موقع رسیدن به مرز به من خبر بده سوار اسب شده […]
روایت علی اکرامی از ۴ سال زندگی مخفی تا ۲۳ سال اسارت
کتاب ” قصه ای ناتمام برای دخترم” ، قصه زندگی جوانی ایرانی است که با آرمان های بزرگ به جایی کوچک و حقیر کشانده می شود. علی اکرامی با صداقت تمام پای در راهی می گذارد تا شاید آزادی را برای مردم سرزمینش به ارمغان بیاورد. او 4 سال زندگی مخفی در اتاقی نمور و […]
بخوان برای زندگی
کتاب، فی نفسه ارزشمند و دوست داشتنی است و دوستی بی نظیر برای انسان . خواندن، کلید ورود ما به دنیای تفکر، تخیل، تجسم و واقعیت هاست. خواندن اجازه میدهد با چشم های عمیق تری ببینیم و با گوشهای شنواتری بشنویم و سرنوشت های گذشته را در آینده به ایده آل ترین وجه تغییر دهیم […]
سازمان مجاهدین خلق؛ فرقه ای با کارکرد تروریستی
اگر از بیرون به فرقهها نگاه کنید جذاب به نظر میرسند زیرا لعابهای رنگانگ آنها مانع درک شما از ماهیت «فرقه» میشود اما زمانی که درون آنها را واکاوی کنیم زوایای دیده نشدهای را درخواهیم یافت که فرقهها نمیخواهند بدانیم. رهبران فرقهها در پی جذب فریبکارانه هستند و میخواهند تمام ابعاد زندگی اعضا را در […]
دو راهی های انتخاب – من شستشوی مغزی شده بودم
علی بیگلری نوجوان چهارده ساله ای بود که بدون اطلاع خانواده و با جعل امضای پدر به جبهه جنگ میان ایران و عراق می رود تا از مرز و بوم میهنش دفاع کند. زمان زیادی نمی گذرد که اسیر نیروهای عراقی می شود و به کمپ الرمادیه منتقل می شود. سه سال و نیم در […]
ملاقات با خانواده در اشرف – قسمت اول
بعد از سرنگونی صدام، خانواده های اعضای فرقه که سالیان متمادی بود از فرزندان خود بی خبر بودند، مطلع شدند که فرزندان شان در قرارگاه اشرف در عراق هستند. بنابراین با تمام مشکلات بخصوص در آن زمان که هنوز عراق بدنبال جنگ، کشور با ثبات و امنی نبود و کنترلش دست اشغالگران بود، دنبال دیدار […]
ماهی سیاه کوچولو و فرار از دست رجوی ها
نویسنده این مطلب به نام هزار خانی که به تازگی فوت کرد سعی داشت در چند صفحه به جهان بینی ماهی سیاه کوچولو برگرفته از کتاب صمد بهرنگی بپردازد. برایم روشن بود که نویسنده سعی دارد از همان ابتدا با فرهنگ پوسیده رجوی همه منتقدان را به خیانت تشبیه کند و او را به بت […]