نگاهی به ماجرای ۱۷ ژوئن؛ دستگیری مریم رجوی در فرانسه – قسمت اول
کلیه نیروها می دانستند که اعضاء سازمان هیچ یک از عراق خارج نشده اند و پنهان کاری مسئولین رده بالایی که در اشرف مانده بودند و می دانستند که اعضاء اصلی سازمان از عراق خارج شده اند در واقع فریب نیروها بود. همین پنهان کاری بعداً ضربات بسیاری به پیکره ی تشکیلات سازمان وارد آورد و بی اعتمادی و شک و تردید به نوک هرم رهبری و سازمان در نیروها تقویت شد.
خاطرات قادر رحمانی عضو سابق ارتش آزادیبخش و مجاهدین – قسمت سوم
در حین آموزش نظامی و ایدئولوژیک انگار آسمان دهن باز کرد و معجزه ای خواهد شد؟ مسئولین به ما گفتند بچه ها بیائید انقلاب شده یک بحث جدید داریم خیلی هم تاخیر کردیــم ما باید این انقلاب(ایـدئولوژیک)را نیـز مـی انداختیم روی انقلاب 64. فیلمی برایمان گذاشتند مسعود در حال سخنرانی بود. از این پس مریم مسئول اول و هر مجاهدی باید از خودش بپرسد چرا مریم؟ من که چیز زیادی نمی فهمیدم ابتدا به بحث امام زمان گوش دادیم این بحث به حدی بی پایه و اساس بود که باید اعتراف کنم کسی چیزی از آن نفهمید استنباط اغلب نفرات این بود، رهبر عقیدتی می خواهد از نام امام زمان سوء استفاده کند ولی جوهره حرف چیست؟
۱۷ ژوئن افشای ماهیت واقعی سرکرده فراری فرقه رجوی
اعضا سازمان مجاهدین خلق مستقر در اشرف در آن روز متوجه خیانتی بزرگ ازسوی رهبرانشان گردیدند.اعضا ساده لوح سازمان که باور می داشتند سران سازمان نیز مانند خود آنها در اشرف بسر میبرند به یکباره متوجه گردیدند آنها ماهها پیش خاک عراق را ترک کرده اند بر خلاف آن همه رجزخوانیهای شهادت طلبانه ای که رجوی سر میداد. فرار را برقرار ترجیح داده اند و به خاک اروپا گریخته اند
انتظارخانواده ها در درب اشرف و شکستن محاصره غزه هردو یکی است
این شاگرد خلف اسرائیل نفرات را در مجموعه ها و قرارگاه ها حبس نموده تا صدای خانواده اش را هم نشنوند. چون اگر اینکار را نکند و اجازه ملاقات بدهد موجودیت این فرقه شیطانی در عراق به پایان می رسد و برای سران این فرقه بخصوص برای رجوی مهم این است که نفرات را در اشرف نگه کند و با مارک زدن به خانواده ها و حمله به آنها در صحنه سیاسی وجود اشرف را کانون مبارزه برای جمهوری اسلامی قلمداد کند.
پیگیری اتهامات دونفر از سردمداران فرقه مجاهدین
طبق ادعای سازمان مجاهدین، دادگاه استیناف فرانسه روز جمعه 11 ژوئن 2010 از پیگیری اتهامات دونفر از سردمداران فرقه مجاهدین که خودسوزی های پاریس در ماه ژوئن 2003 را سازماندهی کرده بودند، صرف نظر نمود. این دونفر خودنیز در همان تاریخ بدستور سازمان دست به خودسوزی زده بودند. اگر چه شاهدان و متهمان ادعا نمودند که این یک حادثه خودبخودی بوده و توسط سازمان مجاهدین و بخصوص” وکیلی فر” سازماندهی نشده است ولی سالهاست که مشاهده می شود مسعود و مریم رجوی از این داستان دلخراش برای عوامل خود معرکه گیری نموده و نان آن را خورده اند.
انقلاب ایدئولوژیک رجوی در معرض یک آزمون ساده
اگر واقعا قرار باشد آنگونه که امثال آقای کریمی ادعا می کنند انقلاب ایدئولوژیک پاتک و سَد سدید مجاهدین در مقابل وسوسه های بیرونی و توطئه های طراحی شده جمهوری اسلامی و سایر اضداد مجاهدین باشد، علی القاعده این ادعا و قابلیت باید به طور طبیعی و عملی و نه تحمیلی و فیزیکی خود را در رو در رویی و مواجه بی واسطه و بدون حائل با شرایط نشان بدهد.
مجاهدین از دیدگاه محمود دشتستانی؛ عضو جداشده از این فرقه – قسمت اول
اگر اشرف جابجا شود و یا اعضای آن گروه به کشور دیگر جابجا شوند، چیزی از تشکیلات باقی نمی ماند و حدود 50 و 60 درصد آن ها رفتن پی زندگی و خانواده شان را در ماندن در یک مسیـر بی هدف و نافرجام را ترجیح می دهند. البته این یک بحث توی هوا نیست و واقعیتی امکان ناپذیر در شرایط عینی و ذهنی تک تک اعضا از یک طرف و یک واقعیت سیاسی از طرف دیگر است. زیرا که هم اکنون به این لحاظ سرکردگان آن ها در یک منگنه سیاسی و بین المللی قراردارند.
مرزبندی رجوی با والدین با کدام معیار دینی و انقلابی توجیه پذیر است؟!
در دستگاه رجوی اصل بر حائل زدایی بی قید و شرط بین فردیت و رهبری است. بر اساس آنچه از مفهوم رهبری استنباط و آموزش داده می شود، این رابطه فی النفسه هیچ حائلی را تاب نمی آورد. تا جایی که حتی فراتر جایگاه رهبری را به طور آشکار به جایگاه و مرتبت خداوندی ارتقاء می دهد.
مریم رجوی کثیف ترین زن عالم
مریم رجوی دقیقا لبه تیز سرکوب و ستمش را متوجه زنهای اسیر در فرقه رجوی کرده است و در این رابطه مرزهای توحش را پشت سر گذاشته و اصلا او را به نظر من با انقلاب خودش با سر کوب و نسل کشی وکشتار تحمیل میکند به همین دلیل برای بقای انقلابش ناگزیر است که انسانها را از اصل خودشان که آزادی است جدا کند و هر نوع آزادی در انسانها را از بین میبرد او حتی به تئوریزه کردن این موضوع پرداخته و معتقد است که ذات انسان از شر و فساد است و لاجرم نسل کشی رحمت است
مسعود و مریم رجوی آقای محمد کریمی یکی از ناراضیان فرقه است
مسعود و مریم رجوی در اقدامی ننگین اعضای اسیر فرقه را با زور وادار می کنند تا در مقابل پدران و مادران شان که با دلی شکسته و چشمانی اشکبار بعد از سالیان به امید دیدار جگر گوشه هایشان به اسارتگاه اشرف مراجعه کردند را مورد بدترین دشنام ها و هتاکی ها قرار داده و نمک بر زخم کهنه این قربانیان جنایت رجوی ها بپاشند
سرسختی فرقه رجوی در جلوگیری از دیدار خانواده ها
تعریف و تمجید از پدران و مادران در آن دوره تنها برای شستشو دادن مغزهای افراد بوده و لا غیر، رجوی ها هرگز دلشان برای کسی نسوخته برای آنها تنها و تنها منفعت خودشان مهم است واز ابتدا نیز چنین بوده وهمیشه در تلاش بوده اند تا با مفت خوری ودروغ ودغلبازی و با کشتن یا به کشتن دادن جوانان مردم به حکومت ننگینی که امروز گوشه کوچک آن دربرابر اردوگاه اشرف بنمایش در آمده برستند.
مختصری راجع به فرقه جیم جونز و شباهت آن با فرقه رجوی
هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از” جیمز تاون” به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند.این فرقه تداعی کننده فرقه ضاله”مجاهدین خلق” است که رهبر آنها هم فرمان هجرت از ایران را صادر کرد و بجای رفتن در جنگل به بیابانهای عراق رفتند و برای خود دژ ساختند و هر کس که قصد خارج شدن ار دژ را داشته باشد یا کشته می شود و یا در حین فرار کشته می شود.