تفاوت ماهوی سخت تر شدن مبارزه با بریدگی از مبارزه
در ساده ترین فرض در مواجهه با این صورت مسئله، آیا نمی توان این سوال را مطرح کرد که ماهیتا چه تفاوتی میان این دو نوع جداشده می توان متصور شد. این فرض که جداشده دیگر هم کم و بیش به دلایلی مشابه جداشده و از سازمان جداشده یا بریده آیا فرض معقول و قابل دفاعی نیست؟ با این حال چگونه است که بعضی بریده در معرض اتهام و برچسب زنی قرار می گیرند، اما بعضی دیگرشان از موضع جداشده در سایت سازمان بر علیه جداشدگان دیگر می نویسند.
ژوئن آن سال در اشرف
در اشرف راه نفوذ اطلاعات به ما کاملا مسدود بود (البته تا جایی که به مسئولین برمیگشت) یعنی نه رادیویی بود و نه اینترنتی و نه روزنامه ای و خلاصه هر چیزی که از بیرون به داخل خبر بیاورد یا بلعکس در آنجا ممنوع بود،البته مثل هر زندان دیگری گاهی یکی دو رادیوی مخفی از چشم مسئولین دیده میشد که اخبارشان را میشد دهان به دهان والبته با احتیاط شنید.
مجاهدین برای تظاهراتشان نفر استخدام می کنند
امسال مجاهدین در همه کشورهای فرانسه،هلند، آلمان، بلژیک و…. اقدام به استخدام ایرانیان، افغانی ها و ترک ها و عرب ها برای شرکت در این انتخابات کرده اند، دستورالمعل فرقه چنین است که به ایرانی ها فقط وعده تفریح در پاریس داده شود و گفته شود که نفرات بدون پاسپورت را هم میتوانند از هر کشوری به فرانسه ببرند، ولی به افراد غیر ایرانی بابت هر نفر 300 یورو یعنی بابت هر روز 100 یورو پرداخت شود…
هشدار کانون رهایی به هموطنان و فارسی زبانان
پس از محکومیت هائی که آقای رجوی در رابطه با نقض حقوق بشر از طریق مجامع بین المللی و دیده بان حقوق بشر دریافت نمود و پس از سقوط صدام و خلع سلاح نظامی توسط امریکا اکنون برای نجات از مخمصه قرار گرفتن در لیست گروه های تروریستی پشت پرده و بدون اعلام رسمی قرار دادهائی را مبنی بر نفی مبارزه مسلحانه با دولتهای غربی امضاء کرده است.
اعلام برائت «کریس دی برگ» از مجاهدین خلق
علیرغم انتشار برخی اخبار مبنی بر اجرای کنسرت «کریس دیبرگ» برای مجاهدین و ارتباط او با این گروه و همچنین واکنشهای صورت گرفته به حضور او در ایران، این خواننده معروف ایرلندی می گوید اساسا گروهی با نام مجاهدین را نمیشناسد و دیداری با آنها نداشته است.
تفسیر عشق
تلویزیون مجاهد از نشان دادن چهر ه های زنان ومردان شرکت کنند ه بصورت نزدیک (کلوز آپ) خوداری میکرد زیرا چهره هر کدام از ین افراد نشان از درد و غمی است که در دل دارند و راه بن بستی که خروجی هم در ان متصور نیست. و ا زهمه مهمتر با دیدن عکس آنها خانواده ای برای دیدار فرزندش به اشرف خواهد رفت و بر مشکلات حل نشده فرقه می افزایند
مصاحبه ای با آقای جمیل عبدالله زاده
فضایی که سازمان میداد این بود که مردم فقط منتظرند که ارتش بیاید و برای ما جانشان را میدهند. وقتی من امدم مردم و اهالی محل میپرسیدند که کجا بودی وقتی میگفتم اصلا سازمان را نمی شناختند. آنها یی که حتی سازمان را نمی شناسند چطور منتظر آمدن انها باید باشند در هر جامعه ایی نا رضایتی هست اما این منجر به شورش و انقلاب نخواهد شد الان مثل سالهای اوائل انقلاب نیست به هر حال مشکلاتی کم و بیش هست هیچکس نمی تواند منکر این شود اما نه اینکه هر کس سلاح بردارد و بجنگد من در طی این 7 یا 8 ماه این را نگرفتم.
موشک های مهربان! وخمپاره های مخرب
موشک های مهربان!..- گرچه خمپاره های پرتابی این فرقه جملگی مخرب و زیان بار بوده اند ولی موشک های گراد ی که به اشرف اصابت نموده مهربان وبا احساسند ولذا هیچ گونه آسیب مالی- جانی به اسیران این اردوگاه وارد ننموده اند! که این ادعا نشان می دهد که موشک پراکنان خودی بوده اند و گرای دقیقی دراختیار داشته اند که تا این موشک های مهربان! در نقاطی فرود آیند که هیچ گونه صدمه ای به کسی وارد نگردد!
مجاهدین مسول جان سمیه و دیگر میلیشیا در اشرف هستند
از انجا که روده راست در شکم مجاهدین نیست و هر روز به دنبال بهانه برای مظلوم نمائی می باشند من تحلیل گر نیستم ولی هر آدم عاقلی می داند که در زمانی که مجاهدین در اشرف در تحت حمایت آمریکائیان هستند حمله به مجاهدین یعنی حمله به آمریکا و آمریکا هم حمله به خودش را بی ج.اب نمی ذاره. در حالی که مجاهدین هر روزه برای حمله آمریکا به ایران از هر فرصتی استفاده کرده و از هر دروغ گویی و کلک خودداری نمی کنند.
زدن یا خوردن، نیاز این است
روزگاری برای خودشیرینی نزد اربابش صدام، موشک گراد را از عراق به داخل مرزها میبرد و به شهرهای مرزی در ایران شلیک میکرد چون میدانست که صدام از هر انفجاری در شهرهای ایران و هر میزان کشته و زخمی شدن ایرانیان خوشحال میشود،امروز اما این سازمان نه موشک گراد دارد نه اجازه عبور از مرز و نه نفر و توانی برای اینکار، از طرفی هم برای بیرون آمدن از لیست تروریستی میداند که بجای موشک زدن باید موشک بخورد، بله به این ترتیب است که موشک خوردن تبدیل به یک نیاز مفرط و حیاتی برای سازمان میشود، چیزی که هم سازمان را مظلوم نشان میدهد و هم مطرح میکند،گرچه از بدشانسی در هر دو زمنیه هم ناموفق بوده است.
حفاظت از جان بچه های اسیر در اشرف را به طرف عراقی واگذار کنید
قبلا هم گفته بودم. اشرف آسیب پذیر است. گروه های مختلفی در عراق هستند. مسلح و خطرناک. جمع و جور کردن اشرف برای آنها کاری ندارد. مجاهدین هم که لیاقت خود را در بکشتن دادن بچه های مردم و موج سواری روی خون آنها ثابت کرده اند! کمی از آموزه های تشکیلاتی خودتان کمک بگیرید و مطلب را روی خودتان ببرید. پول عراقی ها را خورده اید؟ چه ظلم هایی کرده اید؟
راز خوشحالی چه کسی
شاید چند هفته بعد از 30فروردین51 ـ تیرباران اولین دسته از اعضای مرکزیت سازمانـ بود که ما ازطریق ملاقات باخبر شدیم که 4تا از بچهها را اعدام کردهاند. یعنی علی میهندوست، ناصر صادق، محمد بازرگانی و علی باکری. وقتی این خبر را به سعید دادیم، من حالتی از خوشحالی در او دیدم که در لحظه اول برایم نامفهوم بود. بعد خودش گفت «پس مسعود ماند» یا «چه خوب شد که مسعود را اعدام نکردند» سال بعد اگر مجاهدین هنوز باشند و هنوز عباس داوری را داشته باشند حتما اضافه خواهد کرد که سعید محسن گفته بود: « کاش همه ما را اعدام کنند ولی فقط مسعود را زنده بگذارند »