سالگرد باصطلاح فروغ جاویدان یا « دروغ جاویدان »
رجوی که روزی ارتش خود را چون حضرت محمد(ص) پیام آور صلح و رهائی برای مردم ایران می دانست و نام این عملیات را « فروغ جاویدان» گذاشت و تحلیل می کرد که در هر دو شق پیروزی و شکست عاشوراگونه، در سینه تاریخ مبارزات مردم ایران ثبت خواهیم شد. برای چندمین بار با فرار به قبای ارباب خودش، دروغی جاودانه را در تاریخ انقلاب ایران ثبت کرد که امروز با افشای اسناد انکار ناپذیر زمان جنگ عمق خیانت و مردم فروشی او برای ملت ایران و همه مردم دنیا روشن شد.
حتما این برنامه ارتباط مستقیم را ببیند
پاسخ دو میهمان در قبال پیشنهاد یک بیننده مبنی بر برگزاری کنفرانس مطبوعاتی مریم رجوی در اروپا جالب و قابل تامل است. خانم چیت ساز ضمن منتفی دانستن این اقدام استدلال کردند که در این کنفرانس ها هیچ خبرنگار ایرانی نمی تواند شرکت کند و خبرنگاران خارجی هم همگی در راستای حفظ و تثبیت جمهوری اسلامی عمل می کنند. فکر کنم باور این ادعاها برای کسانی که برنامه را مستقیما ندیده باشند کمی دشوار باشد
« آیدا در آینه »ی حوادث و حقایق
پرده ی پاره و مندرس! برای تماشاییان، بخصوص « ما » که ازنقش بازیگری سیاهی لشگر در بساط این تئاتر ورشکسته و نمایشات بی مایه اش رسته ایم، نکته های تکان دهنده در بردارد. بازیگر خیره سر نقش اول، در یاوه گویی هایش سینه برای بنزین خلق قهرمان ایران می درانید. فیا عجبا عجبا! دزد قهاری که در زمره ی یاران علی بابا، قوت وروزی خلق محروم عراق قورت داده و جام های خون سرکشیده است و پیش از آن بانی فتنه ی هفت رنگ سرقت ازقبیل:
زمان سرنگونی و استدلال لقمانی ابریشم چی
همچنین ادعا کرد اگر قادر به مونیتورینگ رسانه های غربی و مطبوعات آنها بودیم قطعا آمار بیش از این تعداد را نشان می داد. اظهارات ابریشم چی ظاهرا بر این معنی دلالت دارد که نشریات و روزنامه های غربی فاقد پایگاه اینترنتی می باشند، چه در غیر این صورت می توان به سهولت به مطبوعاتی که اخباری درباره مجاهدین خلق درج کرده اند، دست یافت.
نامه سرگشاده ابراهیم خدابنده به مسعود رجوی
“پیام تهنیت و تقدیر” شما”به هموطنان خارج از کشور” که در سایت”همبستگی ملی” به تاریخ جمعه 15 تیر درج گردیده بود را مثل همیشه با دقت هرچه تمام تر خواندم. طبق معمول مجبورم باز مهمترین و اصلی ترین ابهامات و سؤالات خود را در خصوص پیام مربوطه به این وسیله به نظرتان برسانم تا شاید حداقل در خصوص درصدی از آنها جوابی دریافت نمایم.
استفاده ابزاری از نام مسعود رجوی در تبلیغات مجاهدین
سازمان مجاهدین خلق در روزهای اخیر با انتشار فیلم ها و مطالبی در یو تیوب و خروجی های مشابه به تبلیغ خشونت و جنگ دست زده است. این مطالب و فلیم ها که در متن هیچ کدام نشانی از آقای سبحانی وجود ندارد تحت تیتر هایی با ذکر نام ایشان پخش می گردد. علاوه بر این، سازمان مجاهدین خلق دست به انتشار صد ها باصطلاح”مقاله” و”مطلب” بی نام و نشان در سایت های اقماری بی نام و نشان تر خود زده است.
نکاتی از پیام دوازده تیر آقای رجوی
مردم ایران در رسانه های سراسر دنیا دیدند که چگونه صدیقه و ندا در میان شعله های آتش به فرمان مریم سوختند و چگونه فرقه با سازماندهی و تدارکات از پیش تعیین شده، با پرچم و تمثالهای مسود و مریم در دوطرف خیابان کف می زدند و هورا می کشیدند.”.
رادیو بین المللی فرانسه و حقیقتی که مجاهدین را آشفته کرد
نکاتی که اگر تنها یکی از آنها را نیز عنوان می داشت برای آشفته کردن مجاهدین خلق کافی بود! ؛ قطعا مجاهدین به هواداران خود دستور می دهند تا با اسامی مختلف و با اشکال متفاوت به این رسانه سراسری تهاجم نمایند و البته با صفتهایی مثل مزدور و خائن و… از گردانندگان رادیو، چهره ای وابسته نشان دهند (تاکتیک نخ نما شده و تیغ ِ کـُند شده تمامی فرقه ها)
روانپریشی گردانندگان فرقه رجوی
بزرگنمایی تعداد شرکت کنندگان آن – 50 هزار نفر – گو اینکه محل برگزاری جلسه سازمان فقط گنجایش پنج هزار نفر را دارد و نیز دروغ پردازی در خصوص پوشش خبری این برنامه توسط رسانه های بین المللی نشان دهنده اوج روان پریشی سازمان می باشد. سازمان در دست و پا زدن ِ ماندن در عراق هر روز به دنبال جلب حمایت مهره هایی سهل الوصول است. حال این مهره ها اروپایی یا آمریکایی باشند و یا اینکه از برخی خود فروخته های سیاسی عراقی باشند.
پرویز خزائی، دوسال و ابو عمر البغدادی، دوماه
از طرف دیگر بخش عربی زبان تروریست های وابسته به مجاهدین هم همزمان توسط ابو عمر البغدای اظهاراتی مشابه داشته است. در نوار شنیداری که دیروز (یکشنبه) منتشر شد”ابو عمر البغدادی” به رهبران ایران دو ماه مهلت داد تا روابط خود با شیعیان عراق را قطع کنند وگرنه با”جنگی سخت” رو به رو خواهند شد
مجاهدین خلق و مرده خوری سیاسی از قیام دانشجویان در هیجده تیرماه
چسبیدن رهبری مجاهدین به جنبش های اجتماعی تنها یک فرصت طلبی یک باند شکست خورده است که اکنون در اوج ذلت بین المللی وداخلی میخواهد با فروش جنبش دانشجوئی همانند میلیشیایی که رهبران مجاهدین خونشان را در مقابل امپریالیستها به فروش گذاشتند میخواهند که جنبش های اجتماعی را با حالت مرده خوری نمدی برای خود بسازند
از رنجی که میکشیم
خب این از بی طبقه بودن سازمان. همه چیز به طور متساوی یا مساوی بین شورای رهبری و اما نه ما ها تقسیم میشد. البته آنها در بین خودشان نیز حسادتهای زنانه شان گل میکرد. مثلاً حتماً بایستی هرکدام یک رسیور و تلویزیون میداشتند وگرنه دعوا میشد! مگر میتوانستند زیر هژمونی و تحت مسئولیت یکدیگر جا گرفته و فرمان ایدئولوژیکی هم جنسان خود را بخوانند؟