هفتمین پیام صوتی خانم بتول سلطانی خطاب به خانواده ها
مسعود رجوی و رهبر فرقه مجاهدین خلق درروز 5 بهمن 1389 یک بیانیه تهدیدآمیز همراه با توهین و دشنام فرمان داد که ما حمله و چنین و چنان می کنیم بعد هم در یک اقدام مزبوحانه وسمت وسو دار و در اوج استیصال از مقاومت خانواده ها برای آزادی باقیمانده گروگانها در پادگان اشرف با ماجراجوئی و بیرون ریختن افراد اسیر در خیابانها قرارگاه و دادن شعارهای دیکته شده رجوی اقدام به تظاهرات و ایجاد فضای خشونت و درگیری با نظامیان محافظت قرارگاه کرده اند
ما و بهانه های همیشگی رجوی
اما این”وطن دوست”، مردم وطن اش را با بمب و انفجارهای انتحاری،با گلوله ها و خمپاره ها تکه تکه کرد.از اول هم حرف جدی در مخالفت نداشت.سلیقه و انتقام فردی اش بود.آدم کینه کشی است.خوشش نمی آمد کسی ریش بگذارد.عمامه داشته باشد یا ساز مخالف فلسفی و جهان بینی بزند.او فقط خودش بود،آقا بالاسر نمی خواست.در سی سال گذشته هر جا پا گذاشت و با هر کسی که رفیق شد نیم صباحی بیشتر دوام نیاورد.تنها رفیق نازنین او صدام بود.
رجوی دجال در پی ایجاد سناریوی دیگری برای تقابل اعضای اسیر با خانواده ها
رجوی که خوب فهمیده است که دیگر خانواده ها مصمم اند که هر چه زودتر و تا دیر نشده فرزندان خود را از خاک سیاه و ذلت قرارگاه اشرف خارج کنند در تلاش است اولا با طرح موضوعات بی ارزشی همچون جلسه مقام های آمریکا برای خروج نام فرقه از لیست تروریستی امیدی به افراد اسیر خود در اشرف دهد و ثانیا با زمینه چینی بیشتر و بکارگیری کلماتی همچون جنگ صد برابر سعی دارد تا افراد اسیر در اشرف را در مقابل خانواده ها قرار دهد.
کانون ایران قلم نسبت به ماجراجویی خشونت طلبانه مجاهدین هشدار می دهد
بر اساس اخبار شاهدین عینی از عراق و مقابل درب قلعه اشرف، فرقه مجاهدین خلق قصد دارد تا بیش از گذشته خشونت را چاشنی جنگ روانی با خانواده های متحصن در مقابل قلعه اشرف و دولت عراق کند. کانون ایران قلم هشدار می دهد که مسعود رجوی برای خروج از بن بستی که خانواده های قهرمان و دلیر اسیران قلعه اشرف با مظلومیت خود برپا کرده اند، راه را برای نجات خود و خروج از این بن بست بکارگیری خشونت و حتی درست کردن فشنگ با قطعه قطعه کردن میل گرد دانسته است.
یکسال پس از آغاز تحصن خانواده ها در برابر پادگان اشرف
حدود یکسال است که تعدادی از خانواده های اعضای سازمان مجاهدین خلق مستقر در پادگان نظامی اشرف در برابر دروازه اصلی و سایر دربهای ورودی این پادگان تحصن کرده و خواهان دیدار آزادانه و بدون واسطه با عزیزان خود بعد از سالها دوری از آنها هستند. داستان خانواده ها تا امروز و خصوصا ظرف یکسال گذشته درست نقطه مقابل دعاوی رجوی را نشان داده و او را حقا در برابر آزمایش خطیری تا جائی که به شعارهایش بر میگردد قرار داده است. بر کسی پوشیده نیست که رجوی و سران فرقه اش حق ارتباط آزاد با خارج از حیطه سلطه خود را به اعضا نمیدهند
خانواده ها و رویکرد فاشیستی فرقه ی مجاهدین
طی روزهای اخیر در سیمای آزادی تبلیغات وسیع و سیستماتیک بر علیه حضور خانواده ها در درب اشرف جریان دارد. رهبران فرقه ی مجاهدین در صدد هستند تا بر موج جریان آزاد اطلاع رسانی سوار شده و با تحلیل ناراست و غیر واقعی مطالبات و خواسته های مشروع خانواده ها را تحت الشعاع قرار دهند. اما آیا آنها خواهند توانست حقیقت را وارونه جلوه دهند؟ آیا استفاده از ادبیات لمپنی، شانتاژ و یا تهمت و انگ زدن به خانواده ها راه به جایی خواهد برد؟
ضرورت بازنگری مناسبات جنسی رهبری فرقه مجاهدین به بهانه اظهارات بنی صدر
اظهارات آقای ابوالحسن صدر درباره مناسبات جنسی در بین رهبران فرقه ها و دلایل آن، می تواند مطلع و باب تازه ای در موضوع بازنگری به زندگی شخصی رجوی و نقش سکس در تلاطمات شخصیتی و روانی او باز کند و با توجه به افشاگری های خانم بتول سلطانی که بعضاً باعث بهت و غافلگیری بسیاری گردیده، موضوع از زاویه تازه ای مورد بررسی قرار گیرد. چنین رویکردی از سوی پژوهشگران سوای جنبه های افشاگرایانه، فی النفسه یک موضوع جدی و تبارشناسانه است که همچون موضوع فرقه ها می تواند بصورت کاملاً آکادمیک حداقل گوشه هایی از مناسبات و روابط جنسی – فرقه ای را مورد تحقیق قرار بدهد.
مشکل رجوی با گفتن و بلند گفتن است نه با بلندگو ها
آنچه رجوی و به درستی به شکنجه تعبیر می کند، به واقع آن صداهایی است که قریب به سه دهه توسط رجوی یا خفه شده، یا به انحاء مختلف سانسور و تحریف و تحقیر و تحریم و تعطیل شده است. از مرگ و میر بستگان ساکنین اشرف تا تولد و زایش های زندگی، تا سایر اتفاقات و تغییرات و تا هر اتفاق کوچک و بزرگ و حتی بعضاً تا مرگ والدین. تا دروغ هایی که رجوی در طی این همه سالها به خورد افراد سازمان داده است. این صداها در همین شکل و شمائل ابتدایی و حداقلی ارتباط با ساکنین اشرف پرده از بسیاری دروغ ها و فریب ها و نیرنگ بازی های رجوی ها بر می دارد
مجاهدین؛ فرقه ای که من در آن بزرگ شدم و از نزدیک با آن آشنایی دارم – قسمت سوم
روزی در نشست مریم بودیم او صحبت می کرد و می گفت شما هنر نکردید که رهبری مسعود را قبول کرده اید همه این را قبول دارند و می دانند که باید رهبری او را قبول کنند چون هم این دنیا و هم آن دنیا را خریده اند اما چرا به اشرف نمی آیند چون راه مسعود را نمی توانند بروند. راه مسعود چه است؟ آزادی انسانها از چه؟ از قید و بند جنسیت. ولی شما به این شک دارید به خاطر آن در برزخ کامل در قرارگاه بسر می برید و بی روح شده اید. همه چیز را به مسعود بدهید و از بی روحی خلاص شوید.
پیام رجوی، گزاره ها و نشانه های لمپنیسم دهه های سی و چهل
پیام!! اخیر رجوی با آن فحاشی ها و لحن لمپنی و دست آخر هم صدور فرمان حمله به خانواده ها بیش از هر چیز دسته کشی لمپن های دهه سی و چهل محله های پائین شهر تهران را تداعی می کرد. یاد لات و لوت هایی می اندازد که با پول و پله و شیتیل میتیل و خودزنی و پاپوش برای رو کم کنی یک محله بالاتر یا پائین تر دست به هر کاری می زدند. اینها در جامعه آن روز نمادی از عقب مانده ترین اقشار بودند که منطق شان فقط زور و چاقو و زنجیر و چوب و تیزی و پنجه بوکس، و همچنین چند دستمال ابریشمی برای روز مبادا بود.
چرا رجوی اصرار دارد که قلعه اشرف باقی بماند؟
در چنین شرایطی که سران فرقه در اوج درماندگی و استیصال هستند و خود را در بن بست کامل می بینند ودر حالیکه از تحصن خانواده های محترم حسابی خشمگین هستند یک مرتبه با تظاهرات مردم استان دیالی در اطراف اسارتگاه مواجه شدند که به حمایت از خانواده ها و خواستار برچیده شدن اسارتگاه و محاکمه سران فرقه برپا شد موجودیت خود را در خطر دیدند و راه چاره را در سرکوب وخفقان و سانسور دیدندهرچه
مصاحبه سایت ایران قلم با خانم بتول سلطانی ـ قسمت پانزدهم
واقعیت این است که رجوی خوشحال و خوشنود از اعدام علی صارمی می باشد و او آخرین طعمه ای است که به دام مرگ فرستاد و تشکیلاتش هم این روزها و بعد از مرگ او بسیار تعریف و تمجید می کند و زندگی نامه اش را می گویند اما هیچ جا عمق اهداف رجوی بیان نمی شود یا هیچ گاه اسمی از احمد رازانی نمی برند و بگوید تشکیلات با احمد رازانی چه کرد که وی خود را در آشپزخانه ای در این تشکیلات به دار آویخت.