پنجشنبه, ۹ بهمن , ۱۴۰۴
گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت ششم 11 آبان 1388

گفتگو با خانم فاطمه امیری – قسمت ششم

که خانواده ها سالهاست امکان ملاقات فرزندان و عزیزان خود را در اشرف نداشتند. زیرا مسئولین مجاهدین این اجازه را به ما خانواده ها نمی دهند. تاکنون تماس تلفنی و ملاقات حضوری با عزیزانمان در اشرف نداشتیم. بالاخره همه خانواده ها چند سالی است که فرزندانشان را ندیده اند. من اطمینان دارم اگر خانواده ها بتوانند با عزیزانشان ملاقات کنند و به آنها امید بدهند و از فضای ایران صحبت کنند و واقعیت را به آنها بگویند و اینکه دولت ایران با افراد بازگشتی در نهایت مهربانی و ملاطفت رفتار می کند.

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست وسوم 05 آبان 1388

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست وسوم

در جنگل قرارگاه اشرف همه به فکر حفظ بقاء تحت هر شرایطی بودند چون معمولا کادرها و نفرات خود را در معرض هجوم رهبران مجاهدین و فرماندهان رده بالای قرارگاه اشرف می دیدند. من هر لحظه دنبال این بودم که از جایی و روزنه ای نیش نخورم. گفتگوهایی هم که مطرح شد دال بر این است که نیش مسعود رجوی از نیش عقرب بدتره، از نیش مار بدتره. واقعا امکان ندارد در محیط جهنمی به نام قرارگاه اشرف به فکر واکنش های تدافعی باشی

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم 30 مهر 1388

به کوری چشم رجویها برای خانواده ام خانه ای بنا کردم

از جمله کسانی که سال ها اسیر این فرقه تروریستی بوده است آقای مسعود دریاباری است که رجوی بعد از سال ها سوء استفاده ابزاری از او در شاخه نظامی، ایشان را با دست و جیب خالی تحویل زندان ابوغریب داد تا از طریق صدام تحویل ایران شود. وی با تحمل مشکلات و سختی های بسیار زیاد سرانجام در سال 1372 وارد ایران شد. ایشان موفق شده است برای خود و خانواده اش ساختمانی بنا نهاده و صاحب خانه شود

نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر 30 مهر 1388

نامه دختری رنج کشیده از دوری پدر و مادر

پدر و مادر من اهل سیاست نبودند. گزارشی که افراد جدا شده به ما دادند نشان می دهد که سازمان در ترکیه با فریب و دروغ پدر و مادر مرا به عراق منتقل کرده. قبل از انتقال آنها سازمان به آنها قول داده که بعد از 5 ماه کار در عراق و با کلی پول شما را به اروپا به عنوان پناهنده سیاسی اعزام می کنیم. الان نزدیک به 13 سال است که سازمان پدر و مادر مرا در زندان مخوف اشرف نگه داشته است.

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوازدهم 27 مهر 1388

گفتگو با آقای سیامک حاتمی – قسمت دوازدهم

فرماندهان سازمان از روش های پیچیده ای برای در اختیار گرفتن ذهن و اعصاب نیروها استفاده می کردند که خیلی کثیف و غیر انسانی بود. فرماندهان سازمان طی مراحلی سعی داشتند تا با نیروهایی که به ملاقات خانواده هایشان رفته بودند برخورد کنند. و اینگونه القاء می کردند که خانواده با اطلاعات گیری عامل جدایی مجاهد از سازمان و مبارزه است

سفر به اشرف؛ کشتارگاه عاطفه ها 09 مهر 1388

سفر به اشرف؛ کشتارگاه عاطفه ها

سالها پیش برادرم اسماعیل در جنگ تحمیلی به دست گرگ صفتانی به اسارت درآمد که اسم خود را مجاهد و آرمان خود را مثلا آزادی خلق گذاشته بودند. من، پدر و مادرم در نبود او روزگار بسیارسختی را گذراندیم آنگونه سخت برما گذشت که من حاضر شدم با همه خطرات موجود برای دیدنش به عراق سفر کنم و تلاش کنم او را به زندگی برگردانم.برادرم قیافه ای رنجور، زرد و لاغر پیدا کرده بود که نشان می داد چقدر سختی در عراق می کشد.

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و دوم 19 شهریور 1388

بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت بیست و دوم

کاملا صحیح است که سازمان مفاهیمی چون عاطفه و عشق را در نشست انقلاب ایدئولوژیک و بندهای انقلابش به مرور در افراد کمرنگ کرد و بالواقع در ذهن و درون افراد کشت. وقتی مسئولین و رهبری سازمان از طلاق و ضرورت آن حرف می زنند و مسئولین سازمان پدر یا مادر مرا که همین حالا در اشرف حضور دارند به نام انقلاب ایدئولوژیک وادار می کنند تا بعد از چند سال زندگی کردن با همدیگر مثلا چهل و خورده ای سال زندگی مشترک، همدیگر را طلاق بدهند

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت) 19 شهریور 1388

درد دل مادری رنج کشیده (مادر مهری، ناهید و محمود سعادت)

حالا بچه هایم در بند اسیر مسعود ومریم هستند. بعداز چند سال رنج ودرد و نگرانی و اضطراب حالا مصیبت دیگری گریبان گیر بچه های من شده اول از خدای رحمان ورحیم بعد، ازسازمان حقوق بشر وصلیب سرخ جهانی و از سازمان ملل متحد ویا هر سازمان دیگر که می توانند کاری برای بچه ها بکنند دریغ ننمانید خودشان رایک لحظه جای ما خانواده بگذارد ومارا از نگرانی ودرد وزخم چندین ساله برهانند.

حمید حاجی پور از مناسبات مجاهدین می گوید 04 مرداد 1388

حمید حاجی پور از مناسبات مجاهدین می گوید

دفتر انجمن نجات گیلان بار دیگر میزبان جمعی دیگر از خانواده های رنجدیده و چشم انتظار با حضور عضو رها شده از فرقه رجوی بنام اقای حمید حاجی پور بود. دراین دیدار دوستانه و بسیار صمیمی حمید حاجی پور در ابتدا از تجارب بسیار تلخ حضور 20 ساله خود در تشکیلات فریبنده فرقه رجوی موسوم به سازمان مجاهدین سخن گفت و در ادامه به سوالات و ابهامات خانواده های حاضر در جلسه با حوصله تمام پاسخ گفت.

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و دوم 31 تیر 1388

خاطرات مرضیه قرصی – قسمت بیست و دوم

در یکی از روزهای اقامتم در کمپ امریکا با شنیدن اخبار و مواجه شدن با مسائلی که در دنیای بیرون از قرارگاه اشرف وجود داشت، نفرت عجیبی سراسر وجودم را نسبت به رهبران سازمان فرا گرفت. اینکه انسانها چگونه در درون قرارگاه اشرف همچون برده ها و موجوداتی قلمداد می شدند که حق انتخاب نداشتند و حتی امکان کسب اخبار و شنیدن تحولات دنیا نیز از نیروهای سازمان سلب شده بود.

مجاهدین فریب کار و دروغ گو هستند 22 تیر 1388

مجاهدین فریب کار و دروغ گو هستند

نفرات سازمان دور تا دور ما را گرفته بودند تا می خواستم با حمید رضا صحبتی داشته باشم نفرات سازمان بحث را عوض می کردند پسرم با من حرف داشت از نفرات سازمان می ترسید حرفی بزند. سازمان فقط با من این رفتار را نکرد چند وقت پیش هم یک سری از خانواده ها برای ملاقات فرزندانشان به پادگان اشرف مراجعه کرده بودند همین رفتار را با خانواده ها کرده بود. پسر من چند سال است که در پادگان اشرف اسیر است طی این چند سال حتی یک نامه از پسرم به دست من و مادرش نرسیده

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی 11 تیر 1388

مریم رجوی قاتل ندا و فروغ حسنی

مریم رجوی این زن عاشق قدرت و زن فریب ونیرنگ با تسلیت دادن به خانواده حسنی می خواهد نقش خودش را که در خودکشی تشکیلاتی ندا حسنی و اثرات روحی آن بر خانواده ندا، فروغ و علی و پدرشان احمد و مرگ فروغ داشت، پاک کند. فروغ یک مادر بود که فریب مریم و مسعود رجوی را خورد وبجای اینکه برای ازادی علی تلاش کند قربانی فریب و دروغ مجاهدین شد.

blank
blank
blank