در اوج بیتوجهی رسانهها هشدار کارشناسان غربی در مورد تهدید مجاهدین برای آینده ایران
رذالت مجاهدین خلق از قتل با تیغ موکتبری سال ۶۰ تا جنایات فجیع دی ۱۴۰۴
رسوایی بزرگ زنان حرمسرای رجوی
باند جنایتکار رجوی علیرغم تعهدسپاریها و ادعاهای واهی در دادگاههای اروپا مبنی بر دست برداشتن از تروریسم و خرابکاری، همچنان دست از رویهی خشونت آمیز و تروریستی بر نداشته و از هر فرصت ممکن برای آدمکشی و برهم زدن نظم عمومی – که بی شک عامل اصلی خدشه به مطالبات قانونی و مسالمت آمیز است – استفاده میکند
همکاری مجاهدین با گروههای تروریستی
فرقه مجاهدین خلق در تمامی دوران حیات ننگین خود همواره برای پیشبرد اهداف پلیدش به خشونت و انجام عملیات تروریستی روی آورده و از این طریق در تلاش بوده که خواسته های غیرمشروعش را به جامعه تحمیل نماید. هرچند که در ظاهر امر پس از سرنگونی حکومت صدام توسط نیروهای ائتلاف این فرقه نیز خلع سلاح گردید، اما هموراه اعضای جدا شده از این فرقه که شناخت کامل و جامعی از روحیات و طرز فکر حاکم بر این تشکیلات داشته، هشداره داده اند که به سختی میتوان باور کرد که فرقه مجاهدین خلق از انجام عملیات تروریستی دست برداشه باشد.
سی خرداد، شروع هفت تیرکشی مجاهدین در ایران
گروه مجاهدین ازابتدای فعالیت تازه ازسال 58 دربرابر این رژیم بعنوان یک طلبکار ظاهرشده بودند ولذا طلب سهمی هرچند کوچک از قدرت را خواستار بودند _ بنابراین آنها چون درجذب توده ها ورسیدن به میزانی ازقدرت از راه رای وانتخابات با عدم مقبولیت روبروشده بودند لذا راه درگیری بارژیم را برگزیدند تا با جمع آوری پشتیبان شهید خود رابرای درگیری گسترده تر بارژیم مهیا سازند
اوورسوراواز کانون اتفاقات غیر منتظره
حضور قریب به سه دهه ای سازمان مجاهدین در فرانسه تا این زمان تقریبا در هر سال اتفاقاتی را رقم زده است که در نوع خود کم نظیر و بعضا بی نظیر بوده است و تنها می توان با صفت غافلگیرکننده و منحصر به فرد توصیف کرد. اینها تنها رویه های ظاهری و برملا شده از حضور سه دهه ای سازمان مجاهدین خلق در فرانسه بوده است. والا به اذعان مقامات فرانسوی و دستگاه های امنیتی این کشور سازمان مجاهدین اقدامات ضدمدنی به مراتب سنگین تر و غیرمنتظره ای در طی این مدت مرتکب شده است.
۱۷ ژوئن یادآور تثبیت عدم مشروعیت مجاهدین
17 ژوئن 2003 یک سرفصل تاریخی ضد تروریستی است و ماسک حقوق بشر مجاهدین را از چهره آنها برداشت و آنها را در دنیا بار دیگر به بدنامی ثبت کرد و ثابت کرده است که مجاهدین چه در عراق و چه در غرب به استراتژی خشونت همچنان پایبند هستند و استعداد اقدامات تروریستی را دارا میباشند. سازمان مجاهدین بدلیل محروم کردن عده ای از زندگی و آزادی عمل و به اسارت درآوردن آنها در اردوگاه اشرف کارنامه مثبتی از خود بجا نگذاشته است مضاف بر آن همچنان بر طبل خشونت می کوبند که جز فرو رفتن در انزوای بیشتر در بین ایرانیان و دیگران چیز دیگری برای آنها نداشته است.
همنوازی به سبک ریگی، رجوی
مجاهدین کما اینکه تا کنون نیز این رویه را دنبال کره اند همواره پارادوکسیکال عمل کرده اند. به این معنی که در همان لحظه که در حرف و شعار یک جریان به ظاهر دمکراتیک هستند، در عمل و در مانیفست و استراتژی بر همان مولفه های خشونت آمیز و تروریستی تاکید دارند. منتهی این تاکیدات به گونه ای است که با فرهنگ و فضای حاکم بر مناسبات غرب بیگانه و غریب است.
مجاهدین تشنه اتحاد با گروه های تروریستی
کارکرد گروه هایی مثل مجاهدین و جندالله یکسان است و از برخی از کشورها مثل انگلیس و آمریکا نیز این انتظار نیست که از اقدامات این گروه ها جلوگیری کنند زیرا این کشورها خود حامی بسیاری از گروه های تروریستی هستند. همکاری مجاهدین با بسیاری از گروه های تروریستی برای دولت عراق کاملا محرز شده است و مردم عراق می دانند که ریشه بسیاری از ناآرامی های موجود در کشورشان به مجاهدین بر می گردد.
مجاهدین، تروریستهای دردانه
یک نمونه عینی و دم دستی از تروریستهای نازپرورده انگلیس، مجاهدین هستند. این گروه در عین ناباوری و بدون هیچ مقدمه ای به ناگهان از لیست گروههایی که از دید پارلمان انگیس تروریست خوانده می شوند، خارج شد و به این ترتیب راه برای پولشویی، تامین منابع مالی، برقراری ارتباطات با احزاب و شخصیتها و تبلیغات به نفع این گروه هموارتر گردید.
نقش برجسته مجاهدین در کشتار مردم عراق
بارونس اِما نیکلسون در نامهای به نشریه اکونومیست نوشته است: اعضاء این فرقه در جریان سرکوب شیعیان جنوب و کردهای شمال عراق نقش پررنگی ایفا کردهاند. در ادامه این نامه آمده است: شواهد متعددی وجود دارد که این فرقه جنایتکار تحت آموزش و فرمان صدام بوده و جنایت های فراوانی را به دستور وی انجام میدادند. هنگامی که ارتش عراق از اجرای دستورات صدام برای سرکوب و کشتار مردم عراق سرباز میزد، این گروه تروریستی انجام این جنایات را برای خوش خدمتی به صدام عهدهدار می شدند.
نامه محمد حسین سبحانی به نخست وزیر اسپانیا
لازم است خدمت جنابعالی یادآوری کنم که خودسوزی های انجام شده توسط برخی از اعضای مجاهدین خلق در پایتخت های اروپایی بعد از دستگیری رهبرشان مریم رجوی در پاریس در 17 ژوئن 2003 یک نمونه روشن از این دست است. سازمان مجاهدین خلق به مانند تمامی فرقه ها نیاز به یک پایگاه بسته با دیوارهای بلند دارد تا بتواند اعضا را نسبت به جهان خارج ایزوله نماید. ساکنان قرارگاه اشرف در عراق و همچنین کمپ اووروسورواز در فرانسه هیچ ارتباطی با دنیای واقعی، حتی با بستگان ندارند.
تحلیل روزنامه پرتیراژ”آتن” از وضعیت مجاهدین
روزنامه پر تیراژ” الفتروس تیپوس” چاپ آتن در گزارشی در مورد مساله تروریسم در ایران به قلم”یانی ناکو” خبرنگار برجسته این کشور، مجاهدین خلق را سازمانی می داند که هیچ جایگاهی در ایران ندارد. ترور رئیس جمهور، نخست وزیر، چندین وزیر و 12 هزار شهروند عادی، حمایت از صدام حسین در طول جنگ ایران وعراق و سرکوب شورش شیعیان عراق پس از جنگ اول خلیج فارس در سال 1991 در عراق از جمله” دستاورد های” این سازمان است.
فاوست و مجاهدین خلق
حضور این سازمان نظامی تا بن دندان مسلح و آموزش دیده در پادگان اشرف (پادگان و نه شهر) و دیگر پادگان هایی که صدام برای این گروه بنا کرد امروزه نه تنها بر خلاف تمامیت ارضی عراق است بلکه در نهایت منجر به تشویق دیگر سازمان های تروریستی و نامه ای به این گروه ها است که می توان به هر جنایتی دست زد و در خون بی گناهان غلتید و سر انجام خود را به شیطان فروخت (هر شیطانی چه شیطان بزرگ و چه کوچک) و نجات پیدا کرد.

