ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
رفتار مسعود رجوی با مخالفان در سازمان
در تشکیلات مجاهدین، مهم نیست چه کسی هستی، چگونه و در کجا می میری!؟ مجاهد والامقام باشی یا بدون مقام، تازه به دوران رسیده باشی یا دارای چند دهه سابقه. بقول رجوی، در عالم”بریدگی” سرکنی یا مدافع فعال”انقلاب خواهر مریم” بوده باشی. در نهایت تفاوت چندانی ندارد. اهمیت مسئله مطرح شده در این است که هر که می خواهی باش، اما برای رجوی و نزد آنها بمیر. تا در بارگاه رجوی به شوکت و کمال برسی و با قاب عکسی بی مقدار، تزئین بخش مجالس رنگارنگ و مدال”جامعه دروغین بی طبقه توحیدی” بر روی سنگ قبر.!
بهتر بود مریم قجر از فضای استبدادی داخل مناسبات و سرکوب اعضای فرقه حرف می زد
مریم قجر در انتهای مصاحبه خود باز از کشورهای مرتجع منطقه می خواهد که سازمان وی را به رسمیت بشناسند تا بتواند هر چه بیشتر در منجلاب خیانت علیه مردم ایران فرو برود البته اکنون با رو شدن سند ویکی لیکس برای کشورهای مرتجع منطقه هم مشخص شد که این سازمان برای آنان کارآیی نداشته و نمی تواند برای آنان منافعی داشته باشد و به همین خاطر سعی می کنند در بازیهای سیاسی آنان را به بازی نگیرند.
تبریک به دوبرادر که ۲۶سال ممنوع الکلام و ممنوع السلام بودند
قضیه مربوط می شود به مجتبی و امیر بیدقی، دوبرادری که رجوی نزدیک به 60 سال روی هم رفته عمر آنها را به هدر داد و این پروسه طولانی بهترین دوران عمر و جوانی این دو برادر بود. آنها با هزار دروغ و کلک فریب داده شدند و به مناسباتی مخوف وضد انسانی برده شدند.
از به قتل و آوارگی سپردن کسان نزدیک خود، خسته نشده ای!
این ساکن زندان گوهردشت کرج وهمولایتی آذربایجانی ما که یک دوجین از فامیلان ودوستان خود را دررکاب مسعود رجوی به کشتن داده ویا دست بسته تحویل او داده که بنفع هوا وهوس های حقیر ومنفور خود در کلاس های مغزشوئی کمپ لیبرتی بکارگیرد وخود هم دردفاع ازاین راه ضدملی وضدانسانی، سکونت درزندان گوهر دشت رابرگزیده، بطورمرتب دررسانه های فرقه ی رجوی دست بقلم میشود تا ثابت کند هرگامی که دولت وملت ایران برمیدارند همواره به شکست میانجامد!
از مریم تا مینا: بده بستان های آق مهدی و مسعود خان
آخرین روزهایی که مینا را دیدم زمانی بود که طلاق های ایدئولوژیک! زن و شوهرها در خفا آغاز شده بود، و مینا و مهدی نیز به همین علت از هم جدا شده بودند. البته به دلیل محرمانه بودن این عمل در سال های اول”انقلاب ایدئولوژیک مریم” کسی از این مسئله خبر نداشت جز افرادی که وارد این مباحث شده بودند. عبرت روزگار اینکه مهدی با لقب پهلوان! توسط مسعود به عقد مینا خواهر موسی خیابانی در آمد و همسر خود مریم را به مسعود اهدا کرد، اما در عرض چهار سال با تحقیر مسعود مواجه شد که بخاطر اقدام”تجاری” اش بر سر مسئله ازدواج، وی را مورد حمله قرار داده و مینا را دوباره از او گرفت.
انعکاس نمونه وار آموزه های رجوی در توهین دختری به پدر خویش!
آری ما بعینه شاهد حضور تلویزیونی یا اینترنتی کسانی ازاسرای رجوی هستیم که افرادی از خانواده ی آنها فعالیت بیشتری برای کسب توفیق به ملاقات با عزیزان دربند خود دارند وآقای حسین نژاد میانه هم بخاطر دادن تلفات بیشتر و وجود جراحت های سنگین ازدست دادن همیشگی ویا موقتی اعضای خانواده ی خود دروجودش، درپیاپیش این صفوف ودربین پردردترین قشر” خلق قهرمان” حرکتی درخور تکریم دارد.
سوابق ضد حقوق بشری مسعود رجوی
مریم رجوی یا همان ملکه ترور که در ۱۸ ژوئن ۲۰۰۳ به اتهام تدارک حملات تروریستی و پولشویی در فرانسه دستگیر گردید در کتابی مربوط به حقوق زنان!!!! از عباراتی در آن کتاب استفاده می نماید که ۱۸۰ درجه با رویکرد فرقه رجوی در این خصوص منافات دارد. چراکه همین زنان تشکیلات هم اکنون نیز از امکان تماس با فرزندانشان در اروپا ممنوع شده اند. آنها جرات ندارند از نحوه زندگی آنها سوال کنند.
تایید ضرب و جرح دو پدر توسط ایادی رجوی در پزشکی قانونی – اطلاعیه شماره ۵
ما دو پدر که از دوری فرزندانمان و نگرانی از جان آنان رنج می بریم تراکتهای مربوط به اسارت دخترانمان در دست این فرقه همراه با تصاویر آن دو را در اختیار پزشکان و کارمندان پزشکی قانونی و بیماران و مجروحین و قربانیان مراجعه کننده به آنجا قرار دادیم که موجب تأثر شدید آنان و حمایتشان از ما و انزجارشان از عملکردهای وحشیانۀ افراد این فرقه که در نزدیکی آن منطقه سکونت دارند گردید.
رجوی ها سعی دارند نفرات خود را در مقابل خانواده هایشان قرار دهند
اینها گوشه ای از فریبکاری و حقه بازی سران فرقه می باشد که سعی دارند با درج این گونه مطالب افراد را مجبور به ماندن در تشکیلات کنند و شناختی که از پرویز حیدر زاده دارم وی اهل این نوشتن ها نیست و اگر سران فرقه می خواهند با پر کردن سایت هایشان اینگونه نشان دهند که همه افراد علیه خانواد های خود موضعگیری کردند بهتر نبود افراد را برای نیم ساعت هم شده نزد خانواده ها می آورده و آنان این حرف ها را به خانواده خود می گفتند.
ازنظراحمد ناظم زمردی: راه بهشت با فحاشی به خانواده ها باز میشود!
ما بعنوان گروهی از خانواده های اسرای لیبرتی وساکن استان آذربایجان شرقی، ضمن اعلام تاسف از حوادث کمپ اشرف که خونین ودردناک بود، به گوشه ای از نوشته ی این جوان به تورافتاده ی ایرانی که مفصل است وجنبه های رمانتیک وخیال پردازانه اش بر کل متن تاثیری درحد بی محتوا کردن وخسته کننده ی نوشته اش گذاشته، به بازگویی پارگرافی ازاین متن میپردازم.
جنگ نیابتی رجوی با کانون عشق وعاطفه مادر و خانواده به توسط اعضای نگونبخت
براستی رجوی چرا از خانواده می هراسد در کدام مرام و مسلک در کل عالم هستی میتوان کسی را یافت که بدینگونه در ضدیت با خانواده باشد بی شک یافت می نشود.اما رجوی خودش از زبان خودش هیچگاه نمی گوید در ضدیت با کانون خانواده و مادر است و برای اینکه پای خودش را از این مسئله بیرون بکشد از عناصر نگونبختی استفاده میکند که کاملا از دنیای بیرون بی خبر هستند نمی دانند همان مادری که او گرگ خطابش میکند شبانه روز با چشمانی گریان در انتظار دیدار فرزندش است مگر این مادر چه میخواهد به این گوهر بی بدلیل بگوید که وحشت به جان رجوی افتاده ولی بی شک و بدون هیچ تردیدی حتی همین شخص یا اشخاصی که اینگونه به مادر خویش اهانت میکنند اگر لحظه ای مادرشان را در اغوش بکشند خواهند فهمید که رجوی سالهاست دارد دروغ میگوید.
مادر ستیزی!
اخیراً سایتهای جنجالی مجاهدین مقاله ای را با آب و تاب منعکس کرده اند، انگار مقاله سرلوحه مکتب شان بوده باشد، اسم پر طمطراقش را”مادر! یا گرگ در لباس میش؟” و اسم نویسنده بخت برگشته اش را احمد عبدی، گذاشته اند. از ابتدا تا انتهای مقاله، در وصف رد عواطف و انسانیت و مسئولیتهای مادر است. انگار نویسنده و دیگر اعضاء و رهبران فرقه از کرات دیگر به زمین رسیده اند. نویسنده که از ابتدا تا انتهای نوشته، حرص و کینه امانش را بریده است،

