گفتگو با ابراهیم خدابنده منطق مجاهدین خلق: نصف مردم ایران را هم بکشیم، ارزش دارد
خیانت، جنایت و وحشی گری کشته سازی هدفمند گروه تروریستی مجاهدین
الگوی خشونت همان الگوی مجاهدین عملیات مهندسی از دهه شصت تا ۱۴۰۴
برگزاری جشن زاد روز هیتلر وماکیاول برای شما مناسب تراست!
اینها ابدا اعتقادی به بهبود شرایط زندگی کارگران وحتی هیچکس جز خود نداشته، وازوجود چنین مناسبت های جهانی، استفاده ی ابزاری میکنند! دیگر اینکه برای لوث کردن اهمیت این روز جهانی، آنرا تبدیل به هفته ی ایرانی نموده و اشرف نشینان را که نقشی درتولید نداشته و مسائلشان ابدا سنخیتی با مشکلات ومطالبات کارگران ندارد، به صفوف کارگران وارد کرده ودرصدد توجیه جنایات رجوی درحق این فرزندان کارگران وزحمتکشان میباشند!
ردپای فرقه رجوی در کشتار حجاج در عربستان
اظهارات و گواهیهای برخی از جدا شدگان فرقه رجوی در اروپا مبنی بر اطلاع از نقش این گروه در کشتار حجاج ایرانی در سال ۶۶، در اسفند ماه ۷۳ و بهار ۷۴ بازتاب وسیعی در نشریات فارسی زبان خارج از کشور یافت و بعد از آن نیز به تناوب در مصاحبهها و نوشتههای آنان به این موضوع اشاره شده است. همچنین سابقه اقدام مجاهدین خلق برای اعزام مخفیانه افراد به حج با هویت عراقی و تلاش برای نفوذ در کاروان های ایرانی، در نوارهای ویدئویی مذاکرات رابط مجاهدین و مقامات استخبارات عراق وجود دارد.
قرارداد خیانت شده” آنسوی سکه شیادی رجوی”
منظور از قرارداد خیانت شده همان خلع سلاح توسط امریکا در 12 سال پیش است. درآن زمان رجوی برای فریب اعضای ساده لوح و گم شدگان تاریخ خود و برای القاء بزرگنمایی و توجیه دادن سلاح که ناموس رجوی و مجاهدین بود مجبورشد دریک شیادی بگوید ما با ابرقدرت آتش بس کردیم و سلاح را نیز به درخواست خود دادیم. تا اینگونه آبرومندانه تحقیر و حقارت را نوش جان کند.
بیست و ششمین قربانی تروریسم فرقه رجوی کیست؟!!
نکته قابل تاملی که در بیانیه به اصطلاح شورای ملی مقاومت که به اندازه یک ارزن هم ارزش ندارد، عنوان شده که عابدینی بخت برگشته تحت چندین عمل جراحی بزرگ قرار گرفته و نام او در لیست اعزام به کشورهای اروپایی قرار داشته که انجام نشده بود، تا اینجا بسنده می کنیم و به نقد این مطلب می پردازیم که اگر واقعا سران خبیث سازمان مجاهدین خواسته بودند که عابدینی بدبخت را به خارج اعزام کنند
شارلاتانیزم در رسانه های مجاهدین
تا کنون مطالب بسیاری در ارتباط با نجات جان اعضای اسیر مجاهدین در لیبرتی، نوشته شده است و یا انبوه نامه هایی که به مسئولیت و سران کشورها و سازمان های مربوطه فرستاده شده است. اما واکنش سران مجاهدین، بخصوص مریم رجوی که در رفاه و آسایش در پاریس، خوابیده و یا مسعود رجوی فراری که ۱۲ سال است از ترس جانش در سوراخی قایم شده است، چیست؟
رجوی حیات خود را در گرو به کشتن دادن اعضا می بیند
شب 19 فروردین به ما آماده باش دادند آن شب در میدان لاله یکان ما تجمع کرد و آماده مقابله با نیروهای عراقی شدیم اول صبح ستون عراقی ها را دیدیم که به سمت ما می آمدند ما هم به دستور مسئولین آماده درگیری شدیم در همین اثناء نفرات یک یکان را فرماندهان بالا به موقعیتی که نیروهای عراقی به سمت ما می آمدند فرستادند تا جلوی شان را بگیرند در آن محل بین ما با نیروهای عراقی درگیری بالا گرفت ما صدای شلیک را می شنیدیم فرماندهان فرقه با بلندگو به دروغ اعلام می کردند صدایی که می شنوید صدای گلوله مشقی است نه جنگی، برای این که به نیروهایشان روحیه بدهند و در مقابل آنها بایستند و مقاومت کنند!!
رهبران فرقه درگیری ۱۹/۱/۹۰ را از قبل طراحی کرده بودند!
درمورد این حادثه مشکوک سوال هایی وجود دارد وخواهد داشت. اما رهبران فرقه مجاهدین با این کار چه عایدی نصیب خود کردند وچه کمکی به نفرات در زنجیرشد؟ به نظر من در آن زمان یکی از اهدافی که سران فرقه بخصوص مسعود رجوی داشت خلاصی از مراجعه خانواده ها بود. چرا که خانواده ها از14 ماه قبل دراطراف وجود داشتند و شهود قضیه قبل از درگیری نیروهای محافظ عراقی در دوضلع قرارگاه شاهد گریه و ناله مادران و پدران سالخورده وجوانان و فرزندانی بودند که به واسطه تصمیمات ضدانسانی سازمان از انجام ملاقات منع شده بودند و بنابراین هدف اول رهبران فرقه این بود که ازحضور این خانواده رها شود.
به یاد کشته شدگان ۱۸ فروردین ۹۲
خانم مریم رجوی اگربه وفا وایمان پایبند بودید چرا آن موقع بطورصادقانه اعلام نکردید که من از کنار شما می روم به فرانسه تا زنده بمانم وبرای مرگ شما درآن کشور اشک تمساح جاری کنم. بی خبر به فرانسه رفته وموقع دستگیری آن هم دو روز بعد ازاینکه همه خبرگزاری ها اعلام کرده بودند، ناچار شدند به نفرات بگویند که دولت وقت فرانسه با رژیم مماشات کرده وما باید برای رهایی (خواهر مریم) در جلو دیدگان خودسوزی کنیم و ما باید ازسر ترس یک تعهد خود سوزی را می نوشتیم آیا این بود درس وفا وایمان شما؟!
آرزوی تروریستهای نا کام برای تسلیح شدن دوباره از زبان این و آن
تاکید و اصرار مکرر فرقه رجوی برا ی تسلیح کردن نیروهایش در کمپ لیبرتی حکایت از آرزوهای تروریستی این فرقه است که تداوم تشکیلاتش را در عملیات نظامی و تروریستی میداند و معتقد است اضمحلال تشکیلات پوسیده اش را با جنگ و عملیاتهای تروریستی میتواند احیا کند از اینرو مثل گربه مرتضی علی که گویند گربه را از هر سو بالا بیندازی چهار دست و پا پایین می آید. درخواستش را از زبان این و آن به گوش اربابانش میرساند تا تسلیح شوند.
انگیزه پنهان شده در درخواست رهبری سازمان مجاهدین برای تسلیح مجدد
پر واضح است که هدف اصلی سران سازمان مجاهدین و رجوی ها اینست که پای هیچ کدام از این نیروهای گرفتار در کمپ لیبرتی به کشورهای امن و آزاد نرسد و همگی در عراق کشته شوند؛ تا خانم مریم رجوی در خارج کشور و در سفرهای آنچنانی اش برای خودش خوراک تبلیغاتی درست کند و به مظلوم نمایی بپردازد. چون که ایشان برای جان افراد سازمان ذرهای ارزش قائل نیستند و افراد سازمان را به چشم ملک شخصی خود می نگرند و همانطور که رجوی همواره در نشست های تشکیلاتی می گفت خون افراد مال خودش و نفس آنها باید در اختیار مریم عضدانلو باشد تا هر طور که خواستند از این خونها و جانها استفاده کنند.
عملیات کرد کشی وشیعه کشی مجاهدین در عراق – قسمت اول
مسعود ومریم رجوی با شرکت مستقیم در جلسات شورای رهبری و انقلاب عراق در جریان تمامی جزئیات شرایط خطیر قرار گفتند(سخنرانی درونی مسعود رجوی در نشست آذر 69) طبق توجیه رجوی رژیم بعثی از آنجایی که خوب می دانست مورد تهاجم آمریکا قرار می گیرد و مجبور خواهد شد تمامی نیروهایش را به مرز کویت ببرد لذا یک خطر درونی دیگری را از جانب معارضین در چشم انداز بررسی کرده بود. صدام دقیقاً می دانست از شمال و جنوب توسط اکراد و شیعیان در خطر است.
نگاهی به درخواست مسلح شدن از جانب مجاهدین
فهم این معنی که رجوی به اقتضای شرایط منطقه و عراق و سقوط ارباب صدام حسین تن به خلع سلاح داد و همچنین تغییر لفظی و غیر شفاف کنار گذاشتن استراتژی مسلحانه را در دستور سیاسی کاری های خود قرار داده، چندان دشوار نیست. بنابراین متوقف کردن ادعای اقدامات تروریستی از سوی رجوی نیز تابع چنین مقتضیاتی است وگر نه که چنان که …

