در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
بلاتکلیفی و سردرگمی در فرقه رجوی
این روزها که به سایت خبری فرقه مجاهدین سری میزنیم٬ چیزی که بخوبی مشاهده میشود اینست که کفگیر آنان به معنی واقعی کلمه به ته دیگ خورده و دیگر هیچ حرفی برای گفتن ندارند! سردرگمی و بلاتکلیفی در اخبار آنها خیلی واضح خود نمایی میکند. اخبار پوسیده و از دور خارج درخصوص پروژه اتمی ایران و اینکه مثلا در نظر سنجی که بین مردم امریکا شده 57 درصد آنان کماکان بر این باورند که ایران یک تهدید محسوب میشود! یا مثلا اعتراض کارگران فلان کارخانه در کرمانشاه یا اراک و… اینجا این سوال مطرح میشود که کسانی که این اخبار را سرهم میکنند و در سایتشان میگذارند٬ واقعا با چه انگیزه ای و با چه امیدی باین کار مبادرت میکنند
کوه اگر بجنبد اشرف زجا نجنبد
روند تنزل ازشعار امروز مهران فردا تهران تا وضعیت امروز شان که هر روز خوار و خفیف تر در منجلاب بی وطنی و بی هویتی کاسه لیس کشور های غربی، امریکا و اسرائیل شده اند که حضور در این کشور ها و شرکت در تجمع مشترک با عربهای مقیم اروپا در زیر پرچم کشورهایی که دولتشان ضد مردم خودشان و ضد مردم ایران با شعار های عربی و با تصاویر و آرم هایی از خلیج فارس که آنرا به خلیج عربی تبدیل نموده اند برای مریم افتخاری است.
برجام، طناب دار مسعود رجوی
همان مدارکی که پرده ازخودفروشی مسعودرجوی برمیداشت که با دست خود آن هم نه چک خورده بلکه ماچ داده وپوست پیازخورده رهبرایدئولوژیک خودش را فروخت و دیگر اعضا وحتی پا فراترگذاشت و همه را باهم دودستی بخاطر جان بی ارزش خودش و برای محقق کردن امپراطوری که درفکرداشت همه را فدا کرد وتمامی اعضا ورهبری خودرا مثل آب خوردن به پای جوخه دار سپرد.
از قلعه اشرف در عراق تا قلعه تیرانا در آلبانی
البته این خط ابلهانه ای که مسعود رجوی دنبال می کند راه به جایی نمی برد چون که اولا به لحاظ فاصله جغرافیایی کشور آلبانی با کشور عراق که همسایه ایران هست و ثانیاً به لحاظ سیاسی دولت آلبانی با دولت صدام حسین فرق می کند و ثالثا شرایط کنونی منطقه و بطور خاص شرایط اسف بار کنونی سازمان که به صورت همه جانبه در وضعیت بسیار وخیم و بحرانی قرار گرفته است ؛ اجازه چنین کاری را …
درگیری و مشاجره بین عربها و عوامل رجوی در تظاهرات فرقه در پاریس
… مشکل بزرگ در آخر تظاهرات یعنی حوالی شش عصر که تظاهرات به پایان رسید پیش آمد. بعد از طی مسافتی خیلی طولانی یک نمایندۀ پارلمان فرانسه خواست جلوی وزارت خارجۀ فرانسه سخنرانی کند. یک زن جوان سوری به زبان فرانسه خطاب به او فریاد زد: تو حق نداری سخن از آزادیها و حقوق بشر بگویی و تو همیشه عربها و مسلمانان و فلسطینیان را مورد حمله قرار می دهی و از اسرائیل حمایت می کنی …
نخ نما شدن خط تحریم انتخابات؛ بی اعتباری سیاسی باندرجوی
حال در ورای همه این بازی های کودکانه و عوام فریبانه این سوال پیش می آید که چرا رهبر کوتوله و خود خوانده مجاهدین در آستانه انتخابات ایران اطلاعیه ای رسمی صادر نکرده و شخصا آنرا تحریم نمی کند و به جوانان خط نمیدهد که شورش کنند و انتخابات را بر هم ریزند؟ البته پاسخ روشن است. چرا که رجوی بخوبی میداند که اطلاعیه های وی هیچ تاثیری در روند انتخابات
بور شدن رجوی ها در راه پیمایی ۲۲ بهمن
هر حکومتی برای بقاء خود لازم میداند که تدابیری بیندیشد و در صورت لزوم با مخالفانی که قصد براندازی دارند برخورد کند! اکنون روزانه در اخبار گوشه و کنار دنیا میشنویم که دولتها باین مسائل دست و پنجه نرم میکنند. اما رجوی تلاش میکند که این مسائل را صرفا به کشور ما نسبت بدهد تا بتواند از این طریق سیاست خود را پیش ببرد.اما غافل از اینکه مردم ما بخوبی منافع کلی و اصلی خود را که حفظ تمامیت ارضی و امنیت و آرامش کشورشان است راتشخیص میدهند و اشتباهی که دیگر کشورهای منطقه کردند را نمیکنند!
به کوری چشم رجوی ها جشن پیروزی انقلاب اسلامی را با شکوه تر برگزار می کنیم
نتیجه اینکه فرقه رجوی در بهمن 94 بر خلاف بهمن های دیگر از رویکرد و تفاوت جدیدی برخوردار می باشد که در سالهای گذشته مشاهده نمی شده است، اینکه دیگر خبری از تابلو کشیدن و رسم و پرچم و دیدن دکل و شعار به اصطلاح سرنگونی شش ماهه و یکساله حکومت ایران نه تنها نیست بلکه کاملا” معکوس و وارونه شده است چرا که اکنون حکومت ایران به سمتی در حال حرکت می باشد که همه کشورهای دنیا حاضرند با ایران رابطه برقرار کنند وفرقه رجوی در نزد مردم بزرگ ایران همواره به عنوان خائنین به کشور و ملت و تروریست شناخته شده و مورد نفرت و انزجار قراردارند و…
نقش برآب شدن نقشه ی رجوی
فرقه تروریستی رجوی با صرف هزینه های میلیون دلاری برآن بود که جلوی پیشرفت دیپلماسی ایران را بگیرد. با پرداخت پول های کلان به سناتورهای از دور خارج اروپایی و امریکایی تلاش میکرد که بال های سیاسی ایران را محدود کند تا بخیال خود کشور ما را در انزوای بین المللی ببرد.سفر رئیس جمهور ایران دکتر روحانی به ایتالیا و فرانسه بعد از سالیان٬ باعث شد که تو دهانی دوباره ای به رجوی و کسانی که بدنبال پیشبرد آن خط بودند زده شد! به اعتقاد من هیچکس جز شخص رجوی معنی سفر دکتر روحانی به اروپا را نمیفهمد.
شکست مفتضحانه مجاهدین پس از سفر آقای روحانی به فرانسه
سازمان مجاهدین چندین ماه است که در حال تبلیغ کردن برای سفر آقای روحانی می باشد در صورت رفتن ایشان به فرانسه یک تجمع راه بیندازد و مخالفت خودش را نشان دهد.طبق معمول با پرداخت هزینه های گزاف شروع به باج دادن و خریدن افراد نمود که با این کار خودی نشان دهند و عرض اندام بکند.
بوی مردگی و تعفن از مقالات افراد فرقه رجوی
وقتی به سایت های فرقه رجوی نگاه می کنیم مقالاتی توجه مان را جلب می نماید که نگارنده مقالات چقدر بدبخت هستند که هنوز از رجوی جنایتکار تعریف و تمجید می کنند. نخ نبات همه حرفهایشان در این مقالات بوی خستگی از شرایط سخت زندگی فرقه ایی در لیبرتی و ادامه حیات ننگین در مناسبات است آنان همانند حماری در گل گیر کردند و از بس وعده های سر خرمن از رجوی جنایت کار شنیده اند دیگر رمقی برای حیات ندارند.
لغو تحریم های ایران، چی فکر می کردیم چی شد – از نگاه اعضای فرقه رجوی
بعد از سرنگونی صدام معدوم، رجوی کودن برای اینکه ارباب دیگری را جای صدام بگذارد روی شیوخ شکم پرست عربی و صهیونیست ها حساب باز کرد که بلکه بالاخره روزی نیروهای غربی به این نتیجه می رسند که برای سرنگونی حکومت ایران به ما که به اصطلاح سازمان مسلحی هستیم،حساب کنند آخه این تحلیل آب و دوغ خیاری از مغز کدام آدم کودنی جز رجوی ملعون بیرون می زند و اعضای بدبخت را هم به ورطه نابودی می کشاند.

