در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
دست و پازدن رجوی و بی توجه ای حامیان وی
مدتی است که از حامیان شما هیچ خبری نیست و لی لی به لالای شما نمی گذارند و مورد توجه آنان قرار ندارید. رجوی به خاطر بی توجه ای از جانب حامیان غربی خود و افکار عمومی غرب بابت اعتصاب غذائی که به راه انداخته بسیار خشمگین و آشفته است چون تا این زمان کمترین توجه ای به آنها نشده و هیچ انعکاسی این قضیه نداشته و کسی از آنها نخواسته که دست از این بازی بر دارند و اینگونه جان افراد را در خطر نیندازند.
مجاهدین خلق منزوی تر از گذشته
دولت های غربی، از حمله امریکا و انگلستان ظاهراً اشتباهات گذشته ی خود در قبال ملت ایران را پذیرفته اند و امروز سعی دارند که فرصت گشوده شده از سوی دولت تازه پای اعتدال گرای ایران را از دست ندهند. در آگوست 2013، حکومت امریکا نقش خود در کودتای 28 مرداد علیه دکتر مصدق را پذیرفت. سازمان سیا اسنادی منتشر کرد که نقش آن را در عملیاتی به نام آژاکس علیه نخست وزیر مردمی ایران نشان می داد، هرچند که این موضوع پیش از آن هم از سوی دیگر مقامات امریکایی پذیرفته شده بود.
چرا تاریخ انقضا یک ارگان یا ساختار سیاسی فرا میرسد
این تهی شدن افراد از سال ۶۸ به این سو یک ریل کاملا تصاعدی داشته تا به امروز که افراد واقعا تهی از هر گونه تحلیل و واقع گرایی شده اند. به یک اعتماد کورکورانه عادت کرده و برایشان تبدیل به یک عادت شده است. واژه های شکنجه های روزانه مثل عملیات جاری و تیغ و خلع رده و تحت برخورد قرار گرفتن برایشان تبدیل به کابوس شده است. حال بنگرید کسانی که روزی اعتماد و آرزو و امیدشان را در نام سازمان میدیدند
مجاهدین و بسیج افراد بد سابقه برای حمایت از رجوی؛ رجوی در مخمصه!
که رجوی کم آورده و می داند که ورود به عرصه پاسخگویی به مجموعه انتقادات او را به زمین خواهد زد و نه تنها دفاع تمام عیار از عملکردش – به شکل فعلی و توسط هواداران – جواب نمی دهد، بلکه ناگزیر است مسئولیت برخی اشتباهات و بخشی از شکستها و بنبستها را برعهده بگیرد، به همین دلیل فراتر از بهانه دست پایینِ «سوء استفاده رژیم»، «طراحی رژیم» برای کشاندن مجاهدین به پاسخگویی را بهانه کرده
فروپاشی نرم آخرین پایگاه مجاهدین در عراق
پس از پاکسازی پادگان اشرف و شکست تاریخی مجاهدین، فضای داخلی کمپ لیبرتی نیز از این شکست متأثر شده، به گونهای که اعضای حاضر در این کمپ دیگر، کاری به تشکیلات ندارند. این اتفاق در حالی رخ داده که کارآیی این کمپ به بدترین شرایط در حیاتش رسیده و شباهت بسیاری با وضعیت خود مجاهدین و البته سرکردگان آنها پیدا کرده است.
از شعار”امروز مهران فردا تهران” تا کمپ موقت ترانزیت و خیابانهای آلبانی
بیست و چند سال پیش شعار”امروز مهران فردا تهران” سر دادند الان هم میشود شعار داد امروز آلبانی یا آلمان یا هر کشوردیگر فردا یونان پس فردا اندونزی وهر کشوردیگر! واقعیت اینست که کف گیر فرقه تروریستی رجوی خورده به ته دیگ، طوری که ته دیگ رو سوراخ کرده و گند داستان بالا آمده است!
تابلوهای پیش روی رجوی
رجوی در حال حاضر مثال مار زخمی است و به دور خود می پیچد. نه راه پس و برون رفت از این بحران را دارد و نه تفاوتی در کل ماجرا می کند هر گونه تصمیمی که بگیرد فرقی ندارد رجوی به لحاظ سیاسی منزوی و سوخته شده است چون هر اقدامی که انجام دهد در نتیجه کار چیزی را عوض نخواهد کرد و جالب تر اینکه دیگر حامیانش هم متوجه شدند دیگر وقتش رسیده کنار بکشند و بیشتر از این خودشان را رسوا و انگشت نما نکنند.
کشتی هسته ای رجوی به گل نشست
روزپنجشنبه هفته گذشته مهدی ابریشمچی یکی از سرکردگان فرقه رجوی دریک کنفرانس مطبوعاتی برای خوش رقصی در نزد محافل صهیونیستی و تلاش برای به شکست کشاندن مذاکرات ژنو چنین ادعای دروغی را بیان کرده بود.ادعایی که همچون تف سربالا بدلیل اینکه از سوی هیچ یک ازمحافل سیاسی از جمله کارشناس هسته ای جدی گرفته نشد به صورت خودشان نشست.
فرجام رقت بار فرقه رجوی
برای فرقه رجوی دیگر عصر قرارگرفتن درشکاف تضادها بازی با کارتهای دیگران به سرآمده است این فرقه که برای ادامه حیات خفیف خائنانه خود نقش رسیدن به هدف به هروسیله ای را بخوبی بازی میکرد اینک بدلیل تغییر صحنه سیاسی و بهم خوردن تعادل قوای منطقه ای که با ابتکار دیپلماسی جدید ایران رقم خورد دیگر حنای مزدوریش برای اربابان سابق رنگی ندارد
حال نزار فرقه رجوی
به حال و روز این روزهای فرقه تروریستی رجوی که مینگریم چیزی که در آن ذره ای هم یافت نیمشود فدا و صداقت و بطور کلی اصولی است که روزی محمد حنیف نژاد، آنها را مبنا و پایه کارش گذاشته بود! پایداری به روی اصول ضد امپریالیستی محمد حنیف و یارانش باعث شده بود که آنها با فدا کردن جان خود در زندانهای رژیم شاه به شخصیتهایی ماندگار و انقلابی تبدیل شوند
روزهای بدتری برای مجاهدین در راه است
ساکنان کمپ لیبرتی به تدریج – علیرغم عدم تمایل رهبران – در حال منتقل شدن به کشورهای اروپایی چون آلبانی و آلمان هستند. با وجود گذشته ی تاریک و سوابق تروریستی و تحرکات فرقه ای مجاهدین خلق کار پذیرفتن سه هزار عضو متعصب فرقه ای که ممکن است شهروندان آن ها را به خطر اندازند، در کشورهای غربی با دشواری پیش می رود.
نزدیکی ایران به غرب و سوزش مجاهدین خلق
چیزی که از تلاشها و دست و پا زدن های بی مورد سازمان عیان است این است که این سازمان با تمامیت خود در حال از هم پاشیدگی است پس از کشته شدن ۵۲ تن از اعضای بی دفاع در اردوگاه اشرف هیچکدام از سران فرقه پاسخگو نشدند و تلاش کرده اند که این کشتار را برای هواداران و اعضای در بند خود یک پیروزی جلوه داده تا ازفروپاشی جلوگیری نمایند

