دوستی در قرنطینه، ملاقات با مادر خاطرات امیر یغمایی کودک سرباز پیشین مجاهدین خلق – قسمت هفتاد و دوم
تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
پیام تبریک بمناسبت رهایی آقای رحمان محمدیان از بند اسارت فرقه رجوی
در کمال مسرت و در منتهای خوشحالی و شعف خبر اعلام جدایی شما را بعد از 28 سال از فرقه مخرب کنترل ذهن مجاهیدن شنیدیم. 28 سالی که بقول خودت تماما سراب و بیراهه و نیرنگ بود. شما هم همانند ما و دیگر اعضا در منتهای صداقت و اعتماد از تمامی خواسته ها و تمایلات […]
تا کور شود چشم رجوی ها و سرانشان
سلام!من فواد بصری هستم. من حدودا بیست سال در فرقه رجوی اسیر بودم سال 1383 اقدام به فرار کردم و خودم را از فرقه منحوس رجوی نجات دادم. در فرقه رجوی، خود شخص رجوی در نشست های عمومی تاکید می کرد که هر فردی ما را ترک کند نمی تواند بیرون از ما به زندگی […]
تولدی برای مرگ
سال 1375 را برای خودم تولدی دیگر می دانستم، می گفتند در انقلاب خواهر مریم، متولد خواهید شد. نوارهای انقلاب را با دقت فراوان پشت سر می گذاشتیم و منتظر آن تیک بودیم که تولدمان را رقم بزند. به صحبت های مریم و مسعود آنقدر گوش می دادیم که موقع رفتن برای ناهار، انگار کوه […]
پیام تسلیت به مناسبت درگذشت آقای علیرضا بشیری
انالله واناالیه راجعون با نهایت تاثر و تالم با خبر شدیم که آقای علیرضا بشیری بعد از تحمل یک دوره طولانی مبارزه با بیماری، روز چهارشنبه 5/10/97 در شهر نروژ دار فانی را وداع گفت. آقای بشیری چندین سال تحت اسارت فرقه رجوی بود اما در سال 69 موفق به جدایی شد. وی بعد از […]
درد دل دو جدا شده در یک محفل دوستانه – قسمت اول
در یک روز تعطیل آفتابی و زیبا در سفری به ملکان، به دیدار دوستی قدیمی رفتم. چند سالی بود که او را ندیده بودم وهر از چند گاهی برای تبریک عید فقط تماس تلفنی داشتیم.آقای علی امانی از دوستان گرامی و صمیمی ام در سازمان بود، علی اسیر مستقیم سازمان بود و من از اسارت […]
ماجرای چک امنیتی سال ۷۲ چه بود؟
در سال 1372 و پس از انقلاب ایدئولوژیک، رجوی برگ دیگری از جنایات خود را در مورد افراد سازمان رو کرد. سازمان که دیگر شکل تشکیلاتی نداشت و فرقه ای تمام عیار بود نیاز به تصفیه درونی داشت. بنابراین بهانه ای برای اعمال فشار بر افرادی که به نوعی ساز مخالف می زدند تراشیده شد […]
خاطرات حسن شهباز،از پیوستگی تا جدایی از مجاهدین خلق در آلبانی ـ قسمت چهارم
نکته قابل ذکرى که میخواهم به آن اشاره کنم این است: تنها دلیلى که باعث شد این سرگذشت را برایتان نقل کنم، وجود صدها تن مانند من در درون زندانیست که روز بروز بیشتر در درون خود فرو میرود و بسته تر میشود و همه آنها در ناآگاهى،محکوم به مرگى تدریجى و بدون هیچ هویتى […]
نامه جداشده های فرقه رجوی به کمیساریای محترم ملل متحد در آلبانی
کمیساریای محترم ملل متحد در آلبانی احتراما ما جمعی از اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق که هرکدام سالیان از بهترین لحظات عمروجوانی خود را در توهم مبارزه برای آزادی و رفاه اقتصادی مردم ایران دراین سازمان گذرانده ایم وتجارب سالیان حضور حرفه ای درتشکیلات این سازمان ما را به درک و شناخت عمیقی نسبت به […]
پیام آقای علی قزل قارشی به اسیران فرقه رجوی
خودتان برای خودتان تصمیم بگیرید
زنگ ها به صدا در می آیند
در اوایل دی ماه سال 1396 با صدای یک زنگ تلفن و ارتباط تلفنی از آلبانی بار دیگر لرزه بر پیکر فرسودۀ فرقه رجوی انداخته شد و امید به زندگی وشادی را برای خانواده ای به ارمغان آورد، این بار دل و روح خانوادۀ فرد که ساکن بابلسر و کرج می باشند شاد گردید و […]
اسارت توسط ارتش متجاوز صدام حسین – قسمت دوم
تجاوز سراسری عراق به خاک ما شروع شد و همزمان ارتش متجاوز عراق در چندین محور در جنوب شروع به پیشروی در خاک ما کرد همان اولین روز شروع جنگ من که به همراه آتشبار مان مشغول جابجایی ودرحال تردد در جاده مرزی بودیم به محاصره نیروهای عراقی که باچندین ستون زرهی در حال پیشروی […]
21 آذر 1397بیاد مهران غلامی از قربانیان فرقه مجاهدین خلق – قسمت پایانی
بازارخاطره گویی از گذشته ویادآوری اقوام واشنایان خیلی داغ شده بود. آن روز برخلاف امروز فضای مناسبات کاملا شکل خفقان به خود نگرفته بود وهنوز می شد یادی از گذشته کرد برسرمیز نهار متوجه شدم مهران پسرعموی علی یکی از دوستانم بود که درسال 58 به اتفاق هم جذب مجاهدین شده بودیم ودر آن دوران […]
