جمعه, ۱۰ مهر , ۱۴۰۵
  • ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین 07 مهر 1405

    روایت حمید آتابای
    ابراز احساسات مردم آلبانی در مواجهه با رنج اسیران مجاهدین

    در ترکیب بزرگ سه تیم کاری برای نصب سقف فلاشینگ و متعلقات آن به شهر کوکس رفتیم. صبح زود، ساعت ۵، حرکت کردیم تا بتوانیم از زمان برای کار استفاده بکنیم. تیم سقف، که خیلی بزرگ بود و از قبل امکاناتش را منتقل کرده بود، شروع به نصب کرد. تیم ما فلاشینگ‌هایی را که خودمان […]

با فرزندانم به یاد شهدای میناب 06 مهر 1405

به مناسبت بازگشایی مدرسه ها با فرزندانم به یاد شهدای میناب

سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده 05 مهر 1405

به مناسبت سالروز تولدم سورپرایز تولد در کانون گرم خانواده

زندگی نامه عاطفه سبدانی به زبان فارسی ترجمه می شود 05 اردیبهشت 1403

زندگی نامه عاطفه سبدانی به زبان فارسی ترجمه می شود

زندگینامه کودک سرباز مجاهدین خلق، عاطفه سبدانی به زبان فارسی منتشر می شود. عاطفه سبدانی در حساب کاربری فیس بوک خود اعلام کرد که کتاب وی به زودی به زبان فارسی ترجمه و منتشر می‌شود. در یادداشتی که عاطفه در 23 آوریل 2024 در بستر فیس بوک منتشر کرد، ضمن ابراز خوشحالی از ترجمه کتابش […]

از دوران کودکی تا سقوط در ورطه سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول 05 اردیبهشت 1403

از دوران کودکی تا سقوط در ورطه سازمان مجاهدین خلق – قسمت اول

من این خاطرات را به این خاطر به رشته تحریر در می آورم تا به دوست خوبم اسماعیل رجایی بگویم جایی که شما قرار دارید اصلا جایگاه خوبی نیست و هم چنان بر طبل توخالی دروغ های رجوی می کوبید. البته شما را مقصر نمی دانم چون می دانم که رجوی به شما و بقیه […]

تصمیم و جسارت رهایی برای رسیدن به دنیایی نو 04 اردیبهشت 1403

تصمیم و جسارت رهایی برای رسیدن به دنیایی نو

زمانیکه در تشکیلات بودم، هرگز این تصور را به ذهن راه نمیدادم که روزی بخواهم لغزشی از خود نشان دهم؛ به معنای خروج از تشکیلات و پشت کردن به آرمان و رهبری و انقلاب درونی، یعنی با فهم الان که آزاد هستم میتوانم این را بگویم که خودم را در قبری با سنگ قبری قطور […]

به عنوان یک شاکی از محضر دادگاه خواهان اشد مجازات برای رهبران این سازمان هستم 04 اردیبهشت 1403

به عنوان یک شاکی از محضر دادگاه خواهان اشد مجازات برای رهبران این سازمان هستم

یک دهه از بهترین سالهای عمرم گرفتار دیو خون آشام بغداد، مسعود رجوی بودم، در کمتر از 6 ماه سرو کار من به زندان های مجاهدین و سلول های انفرادی افتاد، تنها جرم من درخواست خروج بود، 6 ماه نیز از مهرماه 1376 تا آخر اسفند ماه همان سال، در سلول انفرادی زندان اسکان در […]

زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت سوم 04 اردیبهشت 1403

زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت سوم

در قسمت قبل به این موضوع اشاره کردم که به لحاظ روحی سرخورده شده بودم و در آموزشها شرکت نمی کردم، به سالن غذا خوری نمی رفتم. یکی از دوستانم وعده های غذایی را در آسایشگاه به من می رساند. بعد از چند روز مصطفی مسئول آموزش سراغ من آمد و گفت چرا در آموزشها […]

تبلور زیبایی زندگی در عمیق ترین رنج های دوران اسارت جدا شده های مجاهدین 03 اردیبهشت 1403

تبلور زیبایی زندگی در عمیق ترین رنج های دوران اسارت جدا شده های مجاهدین

در دنیای پرفراز و نشیب کنونی هر کدام از انسان ها سرگذشت و سرنوشت های بسیار متفاوتی داشته اند. زندگی های پر فراز و نشیب با تلخی ها و شیرینی های متعدد. تلخی هایی که گاه از طرف افراد فرصت طلب به آنها تحمیل شده و گاه به خاطر انتخاب های غلط شان. گاهی هم […]

نامه هادی شبانی به اسماعیل رجایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق 03 اردیبهشت 1403

نامه هادی شبانی به اسماعیل رجایی در کمپ آلبانی مجاهدین خلق

در سایت های فرقه رجوی نامه ات در مورد خودم را دیدم و مطالعه کردم. وقتی عکست را دیدم ابتدا تو را نشناختم چون بسیار پیر شدی و به رجوی لعنت فرستادم که با تو و امثال تو چه کرده است. اسماعیل جان، من باور دارم چیزی هایی که درباره ام نوشتی، نظر خودت نیست. […]

تصاویر واقعی از زندگی اعضای جداشده، باطل السحر فریبکاری های رجوی 02 اردیبهشت 1403

تصاویر واقعی از زندگی اعضای جداشده، باطل السحر فریبکاری های رجوی

بر اساس تجربه سالها گذران عمر و اسارت در فرقه رجوی همیشه دستگاه تبلیغاتی فرقه رجوی و تفکرات ضد آزادی آن، بخش بسیار مهمی از توان خود را در زمینه به بند کشیدن افراد، شستشوی مغزی، سیاه نمایی بیرون از تشکیلات صرف می کرد. تفکرات فرقه ای رجوی برای ادامه حیات مبتنی بر این است […]

زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم 02 اردیبهشت 1403

زندگی من در سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم

در قسمت قبل گفتم که دو نفر نزد ما آمدند و پیشنهاد دادند که به ما بپیوندید و وارد ارتش شوید. سه ماه نزد ما در ارتش بمانید و اگر تمایل نداشتید شما را به کشورهای اروپایی اعزام می کنیم. بعد از اینکه من و تعدادی از اسیران درخواست پیوستن به سازمان را دادیم، ما […]

در آستانه هجدهمین بهار آزادی و ششمین سالگرد تولد دخترم 01 اردیبهشت 1403

در آستانه هجدهمین بهار آزادی و ششمین سالگرد تولد دخترم

شروع سال 1403 با هجدهمین سالگرد آزادی من از اسارت تشکیلات مجاهدین خلق و ششمین سال تولد دخترم مصادف است. احساس عجیبی در این مدت داشتم. تقارن این دو سرفصل فرخنده من را بر آن داشت کمی در خود تامل و یکبار دیگر زندگی گذشته و آنچه برمن گذشت را مرور کنم. در کتابی خوانده […]

چشم بسته ما را به زیارت می بردند 01 اردیبهشت 1403

چشم بسته ما را به زیارت می بردند

در تاریخ 31 فروردین 1403 برای زیارت حضرت معصومه با خانواده راهی شهر قم شدیم. بعد از زیارت در صحن حضرت معصومه نشسته بودم و در فکر رفته بودم. خانمم متوجه من شد و گفت بد جوری در فکر فرو رفته بودی. چیزی شده؟ در جواب گفتم یک زمانی ما را به زیارت می بردند، […]

نگاهی به آسیب‌های روحی و جسمی که در فرقه رجوی به اعضا وارد می‌شود 01 اردیبهشت 1403

نگاهی به آسیب‌های روحی و جسمی که در فرقه رجوی به اعضا وارد می‌شود

سعید محمدپور در یادداشتی در خصوص آسیب های روحی و جسمی که به وی طی ۲۷ سال حضور در فرقه رجوی وارد شده، نوشت: آسیب‌های روحی و جسمی که برای افراد گرفتار در فرقه رجوی وارد می شود برای کمتر کسی قابل تصور و قابل باور است. در این جا من به مهمترین آنها اشاره […]

blank
blank
blank