تلنگری برای رهایی پیام روح الله برهانی به افراد در بند تشکیلات رجوی
خاطرات ما را به هم پیوند می زند نامه اسحاق الماسی به دوست قدیمی اش عباس فرجی
یک بار برای همیشه نه بگویید پیام محمود آسمان پناه به دوستانش در کمپ مجاهدین
خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق – قسمت هفدهم
در قسمت قبل به این موضوع اشاره کردم که بعد از سرنگونی صدام حسین به عنوان ارباب رجوی، شاخ مجاهدین شکست. از ترس فرار افراد فشاری روی نیروها نمی آوردند. سران فرقه رجوی می خواستند از فرار افراد جلوگیری کنند. چند منطقه که به ضلع شمال و به کمپ تیف آمریکاییها منتهی می شد توسط […]
خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق – قسمت شانزدهم
در قسمت قبل درباره اعلام خبر دستگیری مریم رجوی در فرانسه گفتم. فرزانه هراسان وارد سالن شد و بدون مقدمه گفت خبر دارید چه اتفاقی افتاده؟! دولت فرانسه خواهر مریم را دستگیر کرده، یک سری کاسه داغ تر از آش زدن زیر گریه، دو سه نفر غش کردن و افتادند کف سالن غذا خوری و […]
مصاحبه فرح شیلاندری با عاطفه سبدانی – قسمت سوم
عاطفه سبدانی: ققنوسی که دستانش در دست خودش بود! خلاصۀ بخش اول و دوم: پدر و مادر عاطفه از هواداران سازمان مجاهدین هستند و همراه با فرزندان خود (عاطفه بزرگترین فرزند خانواده است) به اردوگاه اشرف در عراق می روند اما در سال ۱۳۶۹ به دستور مسعود رجوی، کودکان را از پدر و مادرهای خود […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم وخیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت پنجم
در قسمت قبل از برخوردم با یکی از افرادی گفتم که مدتی با هم در کمپ اشرف هم مقر بودیم. اسم او اشرف بود و داستان اسارتش را برایم نقل کرد. تقریبا حدود 10 روزاز زندانی شدنم در ابوغریب می گذشت. صبح بعد از بیدار باش وقتی برای آمارگیری رفتیم بیرون متوجه شدم کاغذی پشت […]
معنی فدا و صداقت در سازمان رجوی
با سلام. من موسی دامرودی هستم و 29 سال در مناسبات و تشکیلات رجوی بودم. و 29 سال فریب وعده های توخالی و دروغ آنها را خوردم. بله سازمانی که مدعی است که بر سر لوحه سازمانش فدا و صداقت نوشته شده است، با دروغ و وعده رفتن به خارج نفرات را گول میزد و […]
مصاحبه فرح شیلاندری با عاطفه سبدانی – قسمت دوم
عاطفه سبدانی: ققنوسی که دستانش در دست خودش بود! خلاصۀ بخش اول: خانم عاطفه سبدانی متولد ایران است. پدر و مادر عاطفه که از هواداران سازمان مجاهدین خلق هستند، همراه با کودکان خود از ایران خارج شده، برای مدتی به پاکستان می روند و سپس به سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف می پیوندند. دو […]
مصاحبه اختصاصی علی زمانی با شبکه آلبانیایی اخبار ۲۴
روز شنبه 20 آبان 1402 برابر با 11 نوامبر 2023، مصاحبه علی زمانی که در محل دفتر انجمن نجات آلبانی در تیرانا ضبط شده بود از شبکه تلویزیونی اخبار 24 “News24” در ساعت 21:00 پخش گردید و بازپخش آن در ساعت 10:00 روز بعد صورت گرفت. آقای زمانی اخیرا توانسته است از فرقه رجوی فرار […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت پایانی
در قسمت قبل از صحبتهایم برای حاضرین اینطور گفتم که شاید برای بسیاری از شما و بخصوص خانواده عزیزم این سوال مطرح باشد چرا طی این سالها آنها را فراموش کردم وهیچ تماسی با آنها نگرفتم؟! در ادامه راه و بخصوص با حضور در پادگان اشرف در عراق متوجه تناقض عجیب شکل و محتوا شدم. […]
خاطرات فواد بصری از لحظه اسارت تا رهایی از مجاهدین خلق – قسمت پانزدهم
در قسمت قبل از سرنگونی صدام گفتم و اینکه بالاخره مجاهدین بعد از چند روز مجبور شدند خبر سرنگونی صدام را به کل نفرات بدهند و مجددا رجوی پیام داد که صدام سرنگون شده و ما با صاحبخانه جدید قرارداد بستیم. منظورش آمریکایی ها بودند. طولی نکشید که چند خودرو آمریکایی دور تا دور مقر […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت چهارم
در قسمت قبل از هم صحبتی با علی گروهبان گفتم. به نوعی با هم دوست شدیم و گاهی اوقات مرا برای بازی تخت نرد صدا می زد. او همیشه برنده بازی بود چون تجربه زیادی داشت. شب قبل از خاموشی بعد از صحبت با علی گروهبان به سلول خودم برگشتم ، مصطفی دیگر با من […]
کمپ موسوم به تیف اولین دریچه آزادی – قسمت یازدهم
در قسمت قبل از حضورم در ایران گفتم. در تاریخ 1/7/84 به شهر زادگاهم ماهشهر در 120 کیلومتری اهواز رسیدیم. تمامی ذهنم درگیر این سوال بود که ساعاتی بعد با کدامیک از اعضای خانواده دیدار خواهم داشت و آنها را در آغوش خواهم فشرد! ما در اتاق انتظار منتظر اعلام اسامی مان جهت حضور در […]
روایت زندان مخوف ابوغریب زخم و خیانت دیگر رجوی بر پیکر اعضا – قسمت سوم
در قسمت قبل درباره نحوه ارتباطم با دیگر افراد جدا شده در زندان ابوغریب مطالبی بیان کردم. فرهاد یکی از آنها بود که در بند دیگری بود. او پس از کمی صحبت با من گفت من می روم بعد از ظهر دوباره همدیگر را می بینیم و قصه جدایی خودم را برایت تعریف می کنم. […]

