تشکیل ارتش آزادی بخش در ۳۰ خرداد ۱۳۶۶ تغییر تاکتیک مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق از جنگ چریکی شهری به جنگ کلاسیک
بررسی تخصصی روند جذب فریب و کنترل نیرو در مجاهدین خلق در دهههای ۱۳۷۰ و ۱۳۸۰
در هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب معرفی شد؛ سه اثر مرکز اسناد انقلاب اسلامی درباره سازمان مجاهدین خلق
بازخوانی بیش از دودهه جنایت وخیانت ومزدوری فرقه رجوی – قسمت اول
نگاهی به برخورد های چندگانه وموضع گیریهای سرکرده این سازمان درمورد رخدادهای آن زمان نشان می دهد که مسعود رجوی گرچه درظاهر تعریف ها وتمجید ها وکاسه لیسی ها و تملق گویی های زیادی نسبت به آقای خمینی می نمود ولی درباطن آنگونه که رخدادهای دهه شصت نشان دادند نه تنها هیچ علاقه ای نسبت به جمهوری اسلامی وشخص ایشان نداشت بلکه با مخفی کردن مقداری اسلحه وسازماندهی گروهی از جوانان دنبال فرصت وبهانه ای بود که ماهیت پلید وتروریستی خودرادنشان داده
ناگفتههایی از سازمان مجاهدین خلق
هر وقت به اینها میگفتیم بیایید یک آیه قرآن یا قسمتی از نهجالبلاغه را بخوانیم چون بلد نبودند میگفتند به چه دلیل این کار را انجام دهیم؟ ما که همه مسلمانیم، نماز میخوانیم، روزه میگیریم. چرا وقتمان را تلف کنیم؟ ما که اینها را قبول داریم. ما باید کار عملیاتی انجام دهیم، بمبسازی یاد بگیریم. چون چیزی نداشتند، داشتههای قبل را مثل جزوات و نوشتههای قبل از 50 را مصرف میکردند.
آغاز و فرجام مجاهدین در عراق – قسمت اول
از سال 1376 تا سال 1381 تمامی عملیات های مجاهدین با تصویب و تایید شخص صدام حسین و دستگاه اطلاعاتی آن انجام می گرفت.”ژنرال جلیل الحبوش” رئیس وقت سازمان اطلاعات صدام حسین در یکی از ملاقات هایش با مسعود رجوی از قول صدام حسین تاکید کرد که هیچ عملیاتی از طرف شما انجام نخواهد گرفت مگر آنکه در برابر هر عملیاتی که شما انگشت میگذارید یکی از عملیات های درخواستی ما را انجام داده باشید.عملیات ترور”صیاد شیرازی” در تهران یکی از عملیات های درخواستی شخص صدام حسین از مسعود رجوی بود که انجام گرفت.
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت نهم
همانطور که گفتید فقط در ظاهر بنظر می رسد که حزب ملل اسلامی و جمعیت مؤتلفه دارای یک جهان بینی و فرهنگ مبارزاتی مشترک باشند اما واقعیت غیر از این است. حزب ملل اسلامی و جمعیت مؤتلفه اگر چه هر دو مذهبی هستند اما تفاوتهای بسیاری بین این دو وجود دارد. هیئت مؤتلفه در واقع ائتلافی از هیئت های مذهبی متعدد و فدائیان اسلام که بعد از وقایع 15 خرداد بوجود آمد است. مؤتلفه ای ها از یک برنامه مشخص که بتوان نام حزب به آن داد تبعیت نمی کردند و به آنها جمعیت می گفتند. آنها فاقد استراتژی مبارزاتی بودند و به سازماندهی و تشکیلات اعتقادی نداشتند و در همان چارچوب روابط سنتی بازار با هم تعامل و همکاری داشتند
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت هفتم
دوستانی که بخاطر محکومبت های کوتاه مدت زود تر از دیگران از زندان آزاد شده بودند فعالیت خود را در این زمینه آغاز کردند. دونفر از مؤثر ترین این افراد سپاسی آشتیانی و عباس آقا زمانی بودند. با ازاد شدن تدریجی بچه ها تعداد افراد بیرون زیاد و زیادتر می شد در این رابطه یک جلسه عمومی در منزل جواد و اجمد منصوری بر گزار شد
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت ششم
انتشار بیانیه تغییر مواضع ایدئولوژیک سازمان مجاهدین در سال 54 است که رهبری آنوقت سازمان بدون در نظر گرفتن افکار عمومی و اثار و نتایج زیانبارتغییر ایدئولوژی از اسلام به مارکسیسم سازمان را از بام به زمین انداخت و متلاشی کرد و اعتماد مردم را هم خدشه دار نمود.
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت دوم
اما در مورد بخش دیگری از سؤالتان راجع به شورائی بودن و داشتن رهبران مناسب و با صلاحیت در جلوگیری از بروز انحراف باید عرض کنم که تا زمانی سازمان مخفی است این رهبران هر چقدر هم درستکار باشند در معرض فساد و سوء استفاده از قدرت قرار می گیرند تنها در سازمانها و احزاب علنی و روابط دمکراتیک هست که جلو فساد رهبران گرفته می شود زیرا که نظارت هست و اعضاء قدرت و اختیار دارند.
رهبری مجاهدین قبل و بعد از انقلاب ایدئولوژیک
مقوله رهبری در سازمان مجاهدین خلق از تاسیس (1344) تا اکنون و علیرغم اینکه در شکل مبتنی بر سانترالیزم دمکراتیک بوده، اما عملا با چالش جدی مواجه بوده است. در مقطع ابتدایی یعنی از 44 تا 51 یعنی زمان اعدام محمد حنیف نژاد هژمونی سیاسی او بر تشکیلات به گونه ای است که درجمع بندی ضربه سال 1350 که منجر به متلاشی شدن بیش از 80% از کادرهای سازمان شد،
مصاحبه سایت ایران قلم با آقای هادی شمس حائری – قسمت چهارم
سایت قلم در نظر دارد ضمن ارج گذاری برای تلاش فعالین سیاسی و حقوق بشری، بخشی را نیز برای بیان خاطرات، تجربیات و طرح دیدگاه های فعالین سیاسی ایران و همچنین نجات یافتگان و قربانیان سازمان مجاهدین خلق، تهیه و راه اندازی کند تا محققین و پژوهشگران و همچنین اعضای جدا شده بتوانند برای کارهای تحقیقاتی و پژوهشی خود به آن مراجعه نمایند.
چرا سازمان برای ادامه مبارزه قادر به ماندن در کشور نبود
البته نتیجه گیریهای بسیار سخت بود اما در طی دوران سیاسی صد ساله اخیر هیچ حزب یا گروه سیاسی را نیافتم که برای آنچه که خود اعتقاد به انجام آن دارد اقدام به ترک مملکت کرده باشد. سوال این است چرا سازمان برای ادامه مبارزه ای که خود آنرا برحق میپنداشت نماند؟ سازمان میگوید شرایط سیاسی و نظامی 30 خرداد 60 بر ما تحمیل شد
۳۰ خرداد ۱۳۶۰ سرآغاز رسمی خشونت و ترور
هزاران کودک بی گناه در این دوران از والدین خویش جدا گشتند و در کشورهای مختلف بی سرپرست رها گردیدند و مورد انواع سوء استفاده ها قرار گرفتند. همچنین به کارنامه سیاه این فرقه، جاسوسی و همکاری با دشمنان میهن را نیز باید اضافه نمود. مسئولین فرقه در این دوران هیچ حد و مرزی را برسمیت نشناختند. در کارنامه روزانه دور دوم عملیاتهای ترویستی فرقه مجاهدین جنایات بسیاری نهفته است
خشونت درونگروهی در جریانهای سیاسی چپ
برای اینکه یک دوران تاریخی درسی باشد برای نسلهای آینده باید جزئیات آن دوران مشخص شود. یعنی اینکه بدون جزئیات نمیشود دوران تاریخی را بازرسی کرد. اگر بررسی تاریخی بدون در نظر گرفتن جزئیات انجام شود، به نظر من یک کارغیر تخصصی و غیرتاریخی انجام گرفته است. نسل امروز ایران و نسلهای فردا نیاز دارند که گذشته خود را بدانند، به نکات مثبت آن ببالند و از نکات منفی آن درس بگیرند. بنابراین باز شدن این جزئیات اهمیت خاص دارد.

