جمعه, ۱ اسفند , ۱۴۰۴
  • نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی 29 بهمن 1404

    مادرت سالها در حسرت دیدن توست
    نامه منتهی زهرایی به فرزندش مصطفی قائدی در آلبانی

    فرزندم مصطفی سلام. سلامتی مادر؟ مصطفی جان به حرفهای مادرت گوش کن .نمی دانم تا کی می خواهی به زندگی خود در کمپ مجاهدین ادامه دهی؟ آیا از زندگی کردن در چنین کمپ بسته ای خسته نشدی؟ زندگی شما در کمپ چگونه می گذرد؟ شاید شما مادرت را فراموش کنی ولی یک مادر جگر گوشه […]

تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار 26 بهمن 1404

مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار

مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام 19 بهمن 1404

به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام

جلوگیری از ملاقات ۱۱۱ خانواده را محکوم میکنیم! 17 اسفند 1394

جلوگیری از ملاقات ۱۱۱ خانواده را محکوم میکنیم!

تنها جداشده هایی درآلبانی، قادر به تماس با خانواده های خود بوده وبقیه مانند کمپ لیبرتی، کماکان درکلاس های اجباری مغزشویی رجوی حضور می یابند ودرمیان اینها، تنها کسانی اجازه ی تماس تلفنی و… دارند که ماهیت این تماس، اخذ اطلاعات ازداخل کشور وبنفع ودستور سازمان باشد که دراصل تماس های جاسوسی نامیده میشوند! ما از مسئول کمیساریای عالی پناهندگان درآلبانی ودیگر ارگان های حقوق بشری میخواهیم که باین وضعیت پایان دهد و ازدولت آلبانی هم توقع داریم که با محترم شمردن حق حاکمیت خود، مانع وجود یک دولت بنام دولت رجوی دراراضی اش باشد!

دادخواهی خانواده احمد مسچیان از قربانیان رجوی در حمله به لیبرتی 17 اسفند 1394

دادخواهی خانواده احمد مسچیان از قربانیان رجوی در حمله به لیبرتی

پدرومادر مرحومم چشم انتظار احمد دارفانی را وداع گفتند ومانیزدرغم ازدست دادن عزیزمان غم جانکاهی را به جان خریدیم ولیکن دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد و به اقتضای قانون تکامل و وعده خدایی رجوی وطن فروش باید که پاسخگوی خیانت وجنایات خود علیه اعضای ناراضی خود وخانواده هایشان وعموم ملت ایران وعراق که بدانها ظلم کرده است ؛ باشد.

رجوی جنایت کار با اراده آهنین خانواده ها برای ملاقات چکار می تواند بکند 17 اسفند 1394

رجوی جنایت کار با اراده آهنین خانواده ها برای ملاقات چکار می تواند بکند

باید به اراده این خانواده ها تبریک گفت و این پیام را به رجوی زن باره می دهد که از دست خانواده ها نمی تواند رهایی یابد. آنان عهد کردند که تا رهایی همه افراد گرفتار در تشکیلات جهنمی فرقه دست از فعالیت و کوشش بر ندارند و حتی شاهد هستیم که وقتی تعدادی از خانواده ها که افرادشان به کشور آلبانی انتقال داده شدند با عزمی صد چندان با دفتر انجمن تماس گرفته و خواهان اعزام به عراق شدند و بیان نمودند تا این جرثومه فساد یعنی رجوی از بین نرود دست از فعالیت بر نخواهند داشت

فریاد خانواده ها دودمان مسعود رجوی رهبر فراری فرقه را بر باد خواهد داد 17 اسفند 1394

فریاد خانواده ها دودمان مسعود رجوی رهبر فراری فرقه را بر باد خواهد داد

پیام ما جدا شده ها به خانواده ها: با تمام وجود پشتیبان شما بوده و با افشاگری خود رجوی خائن به وطن و ملت، بیش از پیش رسوا خواهیم کرد و دنیا را خبر دار می کنیم که در اشرف چه گذشت و در لیبرتی و آلبانی بر اسرای به زنجیر کشیده چه می گذرد. بادا که تلاش خستگی ناپذیر خانواده ها و افشاگری ما به بار بنشیند و رجوی ها را به زانو در بیاورد و به آدم ربایی پایان دهد و دوستان قدیمی مان نجات یابند.

حضور پر رنگ خانواده های گلستانی در برابر کاخ فرو ریخته فرقه رجوی 17 اسفند 1394

حضور پر رنگ خانواده های گلستانی در برابر کاخ فرو ریخته فرقه رجوی

خانواده های گلستانی در مدت حضور خودشان در جلوی دربهای متفاوت لیبرتی تمام سعی و تلاش خود را بکار گرفتند تا بتوانند حتی برای چند لحظه هم که شده با فرزندانشان ملاقات نمایند که از جمله آنها در روز دوم حضورشان در برابر درب محل زندانی زنان سازمان مجاهدین که نمایندگان کمیساریا به آنجا آمده بودند، از آنها خواستند که ملاقاتی آزاد و با حضور خود نمایندگان بین المللی و بدون رعب و وحشت توسط سران فرقه رجوی برگذار نمایند تا فرزندان آنها بتوانند در یک فضای بدون فشارهای روانی سران سازمان مجاهدین بتوانند به آینده خود بیاندیشند و تصمیم گیری نمایند، تفکری که 35 سال از انها دزدیده شده

۲۸ سال است برادرم را ندیده ام ونمیدانم که الان چه تیپی دارد! 16 اسفند 1394

۲۸ سال است برادرم را ندیده ام ونمیدانم که الان چه تیپی دارد!

من بعد از سقوط حکومت صدام، دوبار به کمپ اشرف مراجعه کردم که دریکی ازاین سفرهایم، یک ماه دراطراف اشرف معطل ماندم وحتی حاضر بودم که بگذارند عزیزان مان را ازپشت سیم های خاردار ببینیم که این برآورده شدن این خواست کوچک هم ازما دریغ داشته شد که هیچ، بلکه ازطرف نگهبانان مورد اعتماد رجوی هم مورد توهین واهانت قرار گرفتیم!

ملاقات با خانواده محمدتقی یوسفی دردفترانجمن نجات گیلان 16 اسفند 1394

ملاقات با خانواده محمدتقی یوسفی دردفترانجمن نجات گیلان

چونکه حضور اینبارمان درلیبرتی به نسبت سایر دفعات که دراسارتگاه اشرف متحصن می شدیم خیلی متفاوت بود ومن بسیار امیدوارتر ازقبل هستم که حتما میشود به لطف ونگاه خداوند متعال بچه هایمان را ازشر رجوی خائن رهانید و نزد خودمان آورد.

درد نوشته های خواهران ایرانپور در سفر اخیرشان به لیبرتی 15 اسفند 1394

درد نوشته های خواهران ایرانپور در سفر اخیرشان به لیبرتی

یکبار دیگر برادرانم را صدا کردم و به زیر آمدم. باورم نمی شد این منم، که به آن رسایی فریاد میزنم. یادم نمیآمد در هیچ جمعی صدایم را بلند کرده باشم. خدایا فراق چه می کند با ما. خدایا این فراق، این دوری، این فاصله حتی تارهای صوتی ما را برای نجات اسیرانمان در لیبرتی رشد داده است؛ چه رسد به خودمان تا رسیدن به هدف مقدس آزادی عزیزان در بندمان….

اصابت ۱۱۱ موشک کروز به اردوگاه لیبرتی 15 اسفند 1394

اصابت ۱۱۱ موشک کروز به اردوگاه لیبرتی

درهفته های گذشته یکصد و یازده خانواده که عزیزانشان در اسارت فرقۀ مخرب رجوی هستند از سراسر ایران و از استان های مختلف با توجه به شرایط بحرانی عراق راهی این کشور شدند و در اقدامی هماهنگ و ستودنی همچون موشک عازم اردوگاه لیبرتی، محل استقرار افراد گرفتار فرقۀ رجوی در نزدیکی فرودگاه بغداد شدند.

سفرنامه انتظار و امید – قسمت چهارم 13 اسفند 1394

سفرنامه انتظار و امید – قسمت چهارم

نیروهای عراقی متاثر از این همه شور با ما همدل شده اند، به پایین می آیم و به پشت دیوار حایل باز می‌گردم، نیروی عراقی، نرگس بهشتی و برادرش را به نزدیک ‌ترین نقطه فرستاده، در یک قدمی مجاهدین خلق. با دیدن من به زبان عربی می‌گوید تو هم بیا. می روم و رو در رو و چشم در چشم می گویم: برادر مجاهدم، محبوبان بلند بالای شیرازیم را بیاور ببینم. اما او نه تنها توجهی نمی کند بلکه سرباز عراقی را فرا می‌خواند و به زبان عربی می گوید، این ها را عقب بران. خون در رگهای غیرتم به جوش می آید، به مقابل او می‌روم و می گویم، من ناموس احمدرضا و محمدرضا ایرانپورم، شرف و غیرت تو را چه شده است که با زبان مادری با من سخن نمی گویی

سخنان خانواده های بازگشتی از کمپ لیبرتی 13 اسفند 1394

سخنان خانواده های بازگشتی از کمپ لیبرتی

یکی از خانواده ها تعریف می کرد که ما حدود 100 متر با آنها فاصله داشتیم،اما فرزندانمان را مجبور نموده بودند که صورت خود را با چفیه بپوشانند که شناسایی نشوند و همچنین پارچه های زیادی را به هم وصل نموده بودند و همانند پرده آن را کشیده بودند.که فرزندانمان، ما را شناسایی نکنند.به حدی افراد اسیر افسرده و دل سرد بودند که حتی توان راه رفتن نیز نداشتند.

آه و اشک خانواده دردمند مصطفی بهشتی دودمان رجویها را بر باد خواهد داد 13 اسفند 1394

آه و اشک خانواده دردمند مصطفی بهشتی دودمان رجویها را بر باد خواهد داد

رجوی خائن وبی رحم با کشتن مرتضی ی نازنینم وبه اسارت کشاندن جگرگوشه ام مصطفی بنیان خانواده ام را متلاشی کردند. مادرم را بیماروناتوان کردند. یگانه فرزند مرتضی آن پاره تنم را چشم انتظاروافسرده وهمسرشان را داغدار کردند. مادیگرچیزی برای ازدست دادن نداریم درعوض برای بدست آوردن چیزی می جنگیم وکوتاه بیا هم نیسیم وآن چیزی نیست الا اینکه عزیزمان مصطفی را میخواهیم

blank
blank
blank