پرسشی درباره مجاهدین طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین
کارنامه سیاسی مسعود رجوی انقلابیگری در سایه محرومیت از آزادی در مجاهدین خلق
از عرش به فرش روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
اگر رجوی دچار مرگ سیاسی یا فیزیکی نشده، چرا اعلامیه ی رسمی نمیدهید؟!
دراین مورد جواب شما یک” نه” بزرگ است ومریم و همکارانش دیگر درمقام وموقعیتی نیستند که درصدد نفی حضوری یا بیانیه ای سخنان این مرد فتنه گر وقدرتمند باشند. او این خبر را بطور شمرده ادا کرد و برای دومین بار ازروی متن آنرا خوانده وگفت که همانطور که از مرحوم سید مسعود حمایت میکرده، از سیده مریم هم حمایت خواهد کرد والبته نگذاشتن پیام صوتی یا تصویری مسعود رجوی دراین گردهم آیی، مزید برعلت شد!
قحط الرجال درمقابل کثرت کرسی ریاست پوشالی در باند رجوی!
ظاهر مسئله درست است اما درمناسبات رجوی ساخته وشماها پرداخته، روال کارها بر شستشوی مغزی افراد و تبدیل آنها به روبوت های کاملا مطیع وقابل اداره در عرصه های محدودی است و سازمان مجاهدین رجوی، تکیه ای برعنصر انسانی ندارد! پیشتاز بودن، مقوله ای گسترده تر است ولی عجالتا میتوان گفت که برعهده گرفتن نقش پیشتازی، تنها با تکیه برخرد جمعی وتحت شرایط مناسبی ممکن است که باند رجوی تهی ازاین مختصات است!!
فرار را بر قرار ترجیح دادن مجاهدین
اما یک نکته جالب تر وجود دارد آنهم خروج افراد رده بالای این فرقه فرتوت و مضمحل که چه طوفانی شده و به هیاهو افتادند و اینگونه مسئولین رده بالای خود را با عناوین مختلف از لیبرتی بیرون می برند اگر گناهی ندارند چرا آهسته آهسته بقول معروف شتر سواری که دلا دلا نداره اگر این افراد ریگی به کفش ندارند که مخفی خارج شدن ندارد.
مجاهدین و مرز سرخ هایشان
ملاقات های مریم رجوی با سران داعش و جبهه النصر و گروههای تروریستی، دعوت ترکی الفیصل در مراسم مریم و بیعت آل سعود با مجاهدین، و حمایت مجاهدین از کاندیداتوری ترامپ و دست به دعا برداشتن مجاهدین برای پیروزی ترامپ و دخیل بستن به نتیجه انتخابات امریکا به امید تغییر در ایران همچنانکه در پیام داخلی مریم به نیرو هایش اشاره نموده و در دوسال آینده وعده تعیین تکلیف داده است. و اگرچه این وعده به تبعیت از اراجیف تکراری مسعود رجوی میباشد که حدودا 20 سال است هرساله وعده سرنگونی میداد و در غیبت کبرا این رسالت را بعهده مریم گذاشته، اما از همین فاکتورها بدرستی شعار ها و مرز سرخ های مجاهدین و غرق شدن در منجلاب وهابیت و تروریستی و همپیمانی و همسویی و اشتراک منافع با آل سعود و اسرائیل و امریکا را میتوان دریافت
چه کنم، چه کنم های باند رجوی!
اما باند رجوی که در بکار گیری” از این ستون به آن ستون فرجی است” استاد میباشد، بدون توجه باینکه درعرض مدت کوتاهی این پیروزی دوستان داعشی وجبهة النصره ای اش باحتمال زیاد به شکست نهائی آنها تبدیل خواهد شد، دراعلام این باصطلاح پیروزی ها ودربوق کرنا کردنشان ابایی ندارد!!
خاطره ای از دروغ جاویدان رجوی
تیر ماه 1367 بود رجوی ما را فرا خواند وقتی وارد سالن اجتماعات شدیم با چهره های جدیدی مواجه می شدم کمی پرس و جو کردم فهمیدم نفرات را از خارج به عراق منتقل کرده اند بگذریم! بعد از آمدن رجوی و شروع نشست و توضیح رجوی در رابطه با عملیات و فتح تهران برای آنتراکت بیرون سالن می آمدم بیرون از سالن چه خبر بود اکثر افراد جدید بیرون از سالن با هم محفل گذاشته بودند از کشورهای مختلف آمده بودند به آنها نزدیک شدم و حرفهای آنها را گوش می کردم دو نفری که به گفته خودشان از کانادا آمده بودند به یکدیگر می گفتند فقط دعا کنیم بلایی سر ما نیاید
تفسیر دیدار محمود عباس و مریم رجوی از دید رسانه ها
در همین زمینه «گرانت راملی» از تحلیلگران اندیشکده آمریکایی «دفاع از دموکراسیها» در گفتوگو با روزنامه صهیونیستی «جروزالم پست» درباره این دیدار و تبعات آن برای رئیس تشکیلات خودگردان اظهار داشت: «ایران و تشکیلات خودگردان فلطسین روابط خود را حفظ کرده بودند اما دیدار محمود عباس با رییس گروه مخالفان نظام ایران عبور از خط قرمز تهران است»
چه جاسوسان و وطن فروشان بی شرمی!
البته شما به خبرنگاری هایی که بخواهند خبر درست را منعکس کنند، به هیچ وجه اجازه ی حضور نیمدهید و استعمال کلمه ی” تمام” دراین مورد حرف گزاف و خنده داری است! تنها خبرنگارانی میتوانستند درآنجا حضور بیابند که حق القدمی گرفته و بپذیرند که مراسم را طبق درخواست مریم بازتاب بدهند! هیچیک از تشبثات شما، قدرت مردمی شما را نشان نمیدهد وازآنجائی که از وجود پایگاه اجتماعی لازم رنج میبرید، برخلاف من، دیگران کماکان میتوانند شما ر ا” گروهک” بنامند!
مجاهدین و بازی با برگ سوخته!
مسئله خیلی روشن است! در یک کلام این نتیجه را میگیریم که سعودی ها و صد البته اسراییلی ها آنقدر دستشان در مقابل ملت ایران خالیست که برای بازی جدید٬از برگی استفاده میکنند که سالیان سال است که سوخته و حتی آنقدر ریز و خار و خفیف است که سرکرده آنها نای بیرون آوردن سر از سوراخ خود ندارد که برای زنده یا مرده بود خود موضعی بگیرد!فرقه مجاهدین در همه حالت یک مزدور و فاحشه سیاسی تمام عیار است و برای ایفای نقش در این پست٬اساسا تفاوتی نمیکند که کارفرمایش صدام باشد یا سعودی ها یا اسراییلی ها امریکایی ها! هرکس پول بهتر بدهد و منافعشان را تامین کند٬خودشان را باو تنظیم میکنند!این عادت مجاهدین است!
بالا کشیدن در فرقه رجوی به چه قیمتی
فرار زهره اخیانی یکی از عوامل سر سپار فرقه رجوی به آلمان آنهم با نام مستعار زهره اخویی بیانگر ترس و وحشت فرقه رجوی است که اینگونه آنان را فراری می دهد. جای تعجب ندارد چرا که رجوی هر کدام از نیروها را که بخواهد می تواند از عراق خارج کند اما!!!! سئوال این که چرا پس نفرات ساده و رده پائین را به حال خودشان گذاشته و می گوید منتظرم تا کمیساریا و یا مسئولین امر اقدام کنند. اگر این زنان کاری نکرده اند و جرمی مرتکب نشده اند از چه هراس دارید که با اسم مستعار فراریشان می دهید.
چند نکته در خصوص ملاقات مریم رجوی و محمود عباس فلسطینی
درگام بعد رجوی اعلام کرد فلسطینیان آنقدر عقب مانده و مادون هستند که انتخابات می کنند رجوی گفت این چه جور تشکیلات انقلابی است که انتخابات می کند. اومدعی بود که انتخابات یعنی پارتی بازی و باند بازی. و باند ها با دغل رای افراد نا آگاه را می ربایند و یک نفر یا نفراتی را در رأس امور می گذارند. پیشتاز و انقلابی آن است که افراد را طبق صلاحیت رهبر منصوب کنند.
ملاقاتی فقط برای عکس و فیلم گرفتن و تبلیغات!
در اوضاع و شرایط حاضر نه سازمان آزادیبخش فلسطین و نه جنبش فتح و نه دولت خودگردان فلسطین منافعی در رابطه با سازمان مجاهدین خلق ایران ندارند و از این دیدار هیچ سودی عاید آنها نمی شود بلکه تنها و تنها کاری در جهت برآورده کردن نیاز تبلیغاتی و رسانه ای سازمان مجاهدین در حضیض انزوای درونی و بیرونی آن بوده است و چنانکه آقای مصطفی برغوثی پایه گذار گروه ابتکار ملی فلسطین و رئیس مؤسسۀ فلسطینی اطلاع رسانی در مصاحبه اش با تلویزیون بی بی سی در این رابطه تأکید کرد این دیدار به معنی حمایت ساف از سازمان مجاهدین خلق نیست

