عملکرد سازمان مجاهدین خلق

حمایت از محصورین رجوی درآلبانی، عملی نیست!

فرقه ی رجوی بازنده در بازیهای سیاسی، با انتقال تمامی اسرای خود- وآنهم اکثرا به آلبانی- بر محصور بودن این افراد تداوم بخشید وهم با راندن آنها از مرزهای ایران، خطرهای بالقوه ای که میتوانستند درصورت جمع شدن تمامی شرایط در مرز ایران بوجود آورند، عملا خنثی کرد.
ما همواره درتحلیل های خود درمورد باند رجوی تاکید داشته ایم که رجوی ها با دیدن وضع خانواده هایی که به ملاقات فرزندان خود به کمپ های آن رفته اند، حساب خود را کرده ودانسته که نباید امیدی به مردم ایران داشته باشد و نتیجه گیری نموده که باید درانتظار موقعیتی بود که برای چلبی ها درعراق بوجود آمد و البته این موقعیت زمانی قابل استفاده است که نیروهایش درلب مرز ایران با عراق باشد.
صبر وانتظار کشنده بود وکسب فرصت غیر عملی شد!
روند امور و عملی نشدن آنچه که قرار بود درسوریه اتفاق افتد وبه ایران تسری یابد، غرب را هم بدان نتیجه رساند که نگهداشتن اعضای باند رجوی درعراق،  پرهزینه، بیهوده وغیر ممکن است و فشار خانواده های مربوطه که صدها عریضه وشکایت به دولت ها و مجامع جهانی و حقوق بشری منطقه ای تسلیم کرده و خواستار انتقال فرزندشان به جاهایی که نتوانند درخدمت فوری مهاجمین فرضی قرار گرفته تا هموطنان خود را کشته ویا خود کشته شوند، جنبه ی دیگر قضیه بود که هیچ کشوری بدون توجه باین هزینه ها، دست به اقدامی جهت نگهداری این اسرای رجوی درعراق نمی زند.
بدین ترتیب بود که راهی جز انتقال این فریب خوردگان شستشوی مغزی شده به آلبانی وجود نداشت!
اما نتیجه ی این انتقال که باند رجوی اینهمه جنجال دروغین بخاطر آن راه انداخته وباصطلاح روی به " جشن صبح و عید عصر وچراغانی شبانه" پرداخته، چیست؟
1-  ازاین پیرو پاتال های منتقل شده، برای دخالت درجنگی که گویا عربستان ودیگران میخواهند درایران راه بیاندازند، استفاده شود؟!
مشکل این نظریه درآنست که انتقال مجدد آنها ازآلبانی به مرزهای ایران – ودرزمانی که خیلی ها درجریان این انتقال قرار گرفته اند- کار بغایت غیر عملی است!
2- ازاین عده که تعدادشان قابل توجه است، درتظاهرات ضد رژیم دراروپا استفاده کرده و دربرابر روابط روبه توسعه ی ایران با اروپا و کل جهان، تشنج آفرینی کند!!
اما این ایزوله شده های سه دهه ای، نمیتوانند وارد خیابان شده وچشم وگوش شان باز شود و دیوار اعتقاد شان به تلقینات رجوی ترک برداشته ومشکل آفرین شوند!
پس این انتقال شدگان به آلبانی، به درد این تظاهرات و شلوغ بازی ها هم نمی خورند!!
با این وصف این جشن و هیاهوها واعلامیه دادن های وقفه ناپذیر برای چیست؟!
راستش را بخواهید، غوغایی است بر سر هیچ چیز و برای گم گردن رد شکست های بزرگ باند رجوی!
اما مسئله بدینجا خاتمه نخواهد یافت.
خانواده ها که بزودی از خلسه ی شیرین حفظ شدن جان فرزندانشان بیرون خواهند آمد، این بارقصد مسافرت به آلبانی، خواستار ملاقات همراه با تهیه وارسال نامه های اعتراضی و اقدام به تحصن،  کرده ونخواهند گذاشت که فرزندانشان این یکی دودهه عمر باقیمانده ی دراسارت سپری شود و آنها هرگز روی آزادی و آزاد اندیشی را نبینند!
آنها بزودی ازدولت آلبانی خواهند خواست که به تعهدات خود در برابر سازمان ملل متحد ودیگران عمل کرده واین اسرا را از معلولیت تصنعی ذهنی خارج کرده وبه دنیای بیرون وصل کند تا زندگی کنند!!
با این توضیحات که هم مختصر است وهم مقنع، حرف های جولیو  ترتزی، اهمیتی نخواهد داشت وباند رجوی بیهوده آنرا بشرح زیر وبا آب وتاب منتشر میکند:
" مقاله جولیو ترتزی، وزیر خارجه سابق ایتالیا در هیل نشریه کنگره آمریکا: فراخوان به حمایت از مقاومت ایران و جنبش دادخواهی و قطع مماشات و تجارت اروپا با رژیم اعدام و قتل عام – جولیو ترتزی، وزیر خارجه سابق ایتالیا طی مقاله‌ای در «هیل» نشریه کنگره آمریکا خواهان حمایت کشورهای غرب از مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران به عنوان جایگزین رژیم آخوندی شد ".
عالیجناب سابق!
گیریم که کسی پیدا شد وباین سخنان شما تره ای خرد کرد!
مجاهدینی که باید عامل و فاعل قضیه باشند، فاقد آلت فعل هستند، بشرحی که فوقا عرض شد!
البته این عقیم شدن باند رجوی فی البداهه بوجود نیآمد ودارای گذشته ی پر پیچ وخمی است که توصیف ساده اش این است که چهار دهه باد کاشت وحالا مجبور به درو کردن این توفان هستی برباد ده است!
وحید تبریزی
 

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا