پرسشی درباره مجاهدین طرح سرکاری جبهه همبستگی سازمان مجاهدین
کارنامه سیاسی مسعود رجوی انقلابیگری در سایه محرومیت از آزادی در مجاهدین خلق
از عرش به فرش روزی که افشین علوی در فرانسه خلع مسئولیت شد
مسجد ضرار در اشرف
این مسجد البته باید با نام مسجد ضرار خوانده شود چرا که همه چیز آن از بنیان تا انتها روی فریبکاری و شیادی و حقه بازی سران فرقه سوار شده بود مسجدی که در یک تشکیلات فرقه ای بنا نهاده می شود نمی تواند شکل مساجد بیرون را داشته باشد و اصلا جای نماز خواندن نیست و در آن شیطان خانه و لانه می کند و می توان گفت مسجد اشرف محل و خانه و لانه شیطان می باشد.
کارنامه مجاهدین خلق رجوی
آقای رجوی در جنگ تحمیلی در آغاز و مرحله اول خود را این کاری نشان داد که مخالف جنگ است و صدام را متجاوز می دانست که باید به مرزهای بین المللی برگردد. اما وقتی با تک روی ها و انحصارطلبی های او از طرف حاکمیت برخورد می شد طولی نمی کشید که در واقعه 14 اسفند و در پیام نوروزی خود، رهبر انقلاب را به آغاز جنگ تحمیلی متهم کرد و به این عبارت که، در سالی که گذشت، مدافع کارهای مفرط سیاسی،بی کفایتی در برخورد با مسائل بین المللی، دخالت در امور دیگران به بهانه صدور مکانیکی انقلاب الگویی که انقلاب یک جنس است، کار را به آنجا رساند حکام بسته عراق به فکر ارضاع هوس های جاه طلبانه خود در خاک میهن، بیفتد.
سکوت فرقه رجوی در قبال حادثه غم بار زائرین بیت الله الحرام
باند مافیایی فرقه رجوی و زن تروریست آن مدعی دمکراسی و اسلام دمکراتیک که روزگاری شوهر فراری اش پایش از گلیم دراز کرد و خود را رهبری عقیدتی مسلمین جهان و شیعیان می دانست و برای تبلیغ و مشروعیت به آن در وهله اول در اذعان ما قربانیان زنش (زن سوم) مریم رجوی را به مجیز گویی و تعریف از او در هر برزن و کوی و هر محفلی اعم از وهابی و نئوکانی ترغیب می کرد به سکوت مرگباری در قبال حادثه غم بار زائرین بیت الله الحرام فرو رفته است و مریم رجوی از ترس حتی نتوانسته است به قربانیان این حادثه شوم که مسئولیت آن با حاکمان سعودی است تسلیت ظاهری بگوید
فرقه ی رجوی پرچمدار آل سعود
حال اینکه چرا مجاهدین خلق بدین سان آشکارا از دولت سعودی حمایت می کنند و در وب سایت هایشان اثری از ابراز تأسف و همدردی برای کشتار بیش از صد تن از هموطنان و مفقود شدن شمار زیادی از دیگر هموطنان وجود ندارد. در مقابل اخبار واکنش خصمانه خطیب جمعه ی مکه و دیگر مقامات سعودی به انتقادهای جمهوری اسلامی دیده می شود. شگفت آن که همواره در صورت وقوع زلزله ای در ایران که از بلایای طبیعی محسوب می شود، حتی اگر خسارت جانی هم در پی نداشته باشد، بلافاصله چهره ی غمزده و پیام تسلیت مریم رجوی روی صفحات ماشین تبلیغاتی مجاهدین خلق دیده می شود و جمهوری اسلامی مقصر بلای آسمانی تلقی می شود.
اشتباه نشود، منظور بهداد رضایی، همان فرقه ی رجوی است!
رابعا،اندیشه ی متعالی این فرد خود شیفته از تغییر شکل دادن زندگی افراد به سیستم برده داری و حرمسرا سازی هم که اظهرومن الشمس است، همانطور که بیرحمی و دلاله بازی مریم رجوی شهره ی آفاق وبی نظیر است ولازم نبود که عشق ورزیدن اش به مردم هم بر این صفات حمیده؟! ی او علاوه گردد!
حمایت از رجوی جنایتکار و منت گذاشتن براسرای لیبرتی!
بلی رجوی به تثبیت چنین اردوگاهی با مشخصات محیر القول مشغول است و باعدم قناعت به نوشته های رسانه های متعدد خود، سایت های غیر ایرانی وخارجی را هم تشویق به اتخاذ این رویه ی مرضیه!! میکند تا آنها هم با بلغور سخنان وی، به نان ونوای اندک مادی ومعنوی؟! برسند ودر جنایت کشتار تدریجی اسرای کمپ لیبرتی که یکی ازاهداف شوم رجوی است، شریک جرم باشند!!
دستاوردهای فرقه رجوی!؟
رجوی بخاطر خود خواهی و قدرت طلبی مفرطی که دارد و نظرات خودش را کامل می داند و مدعی هست که تنها آلترناتیو هست و خود را رهبر عقیدتی مادام العمر و زنش را هم رییس جمهور مادام العمر برگزیده است و نه تنها هیچ نظری خلاف نظر خودش را نمی پذیرد بلکه منتقدان و مخالفان خودش را متهم به سازشکاری می کند و آنها را تهدید به قتل می کند. لذا به همین دلیل از هیچگونه جایگاهی در بین اپوزیسیون داخل و خارج کشور برخوردار نیست.
آقای داوری”رمز ماندگاری فرقه” به چه قیمتی، خیانت و جنایت علیه ملت خویش؟
نویسنده این مقاله از بس دروغگو می باشد یادش رفته که تمام فیلم های وی در موقع گرفتن پول از سازمان اطلاعات عراق و دادن اطلاعات جنگ به آنان موجود بوده و نشان از چهره واقعی خائنین به کشور و ملت ایران دارد. البته وی اگر قدری صادق بود که در واقع چنین نیست باید بیان می کرد که رمز ماندگاری این فرقه سرکوب در درون تشکیلات و در بیرون همکاری تمام عیار با دشمنان مردم ایران می باشد و باید به این نکته اشاره نمود که کسی برای حرفهای مفت و بی سر و ته شما ارزشی قائل نیست
فعلا حمایت از مردم لیبی کافی است، سوری ها بمانند!
رجوی که در جریان اداره ی زندگی 3هزار نفر ازمریدان اجباری اش، نشان داد که با چیزی بغیر ازسرکوب وارعاب، آشنائی ندارد، به هر گوشه ی جهان که نظام سلطه منافعی را درآنجا بنفع خود میبیند، با رای مثبت وحمایت صادقانه ی!! خود وارد شده وهرگز شغل” سخن چینی که بدبخت وهیزم کش” را رها نمیسازد!
نگاهی به ساختار و گرفتاریهای انتخاب مسئول اول در یک فرقه
مسئول اولی در سازمان مجاهدین خلق از وقتی که این سازمان شیوه ها و تاکتیک های آیت الله خمینی را در سرنگونی نظام شاهنشاهی الگوی خود قرار داد َدیگر ارزش چندانی نداشت، مجاهدین بعد از شکست هایشان در به اصطلاح خودشان فاز سیاسی و رکود در رشد بادکنکی خود، بیمناک شدند که موجودیت خود را از دست بدهند، تنها راه برای آنها ایجاد بحران بودوتنش، آنها امیدوار بودند که در درگیرهای بوجود آمده جایگاهشان تقویت شود، در استدلال های مسعود رجوی در جنگهای ارتش آزادیبخش که بارها گفته بود این تعداد شهید و حتی چندین و چند برابر آن هم ارزش این نتایج جنگ را داشت میشود نتیجه گرفت که کشته شدن هواداران هم آنزمان برای مجاهدین نسبت به نتایج که عمده آن تبلیغاتی بود به صرفه بود.
آب در آسیاب رجوی (پاسخی به نوشتار آقای هادی افشار)
این حرف شما مرا به یاد نشست های عملیات جاری انداخت. که چطور افراد در اینگونه نشست ها بویژه در نشست های دیگ (۱) کسانی را که باصطلاح با «انقلاب خواهر مریم» کوک نبودند و به آن تن نمی دادند به رژیمی بودن و همکاری با وزارت اطلاعات متهم میشدند. در حالیکه هیچکدام از آنها از زمانی که وارد قرارگاه اشرف میشدند دیگر با دنیای خارج ارتباطی نداشتند. بد نیست برای ادای حق مطلب خاطره ای از شما در جریان نشست های دیگ در ارتش سوم تعریف کنم تا شاید کمکی به بحث ما باشد.
پنجاه سال مبارزه، پنجاه سال جامعه بی طبقه توحیدی
از کدام انقلاب و ایدئولوژی و شعور نداشته انقلابیت دم میزنی؟ اگر تاریخچه مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق را با هر یک از گروه های مبارز از نظر تفاوتها با هم مقایسه کنیم، به شدید ترین وجه ممکن هم به رهبران و هم به سازمانشان اهانت کرده ایم. پنجاه سال التقاط از کثیف ترین آموزه های افراطی. سیاست و مبارزه ای به سبک خمرهای سرخ در کامبوج تا فاشیستهای نازی در جنگ دوم جهانی! پنجاه سال کنترل، آدم ربائی، قاچاق انسان، قتل و ترور و اجرای سیاست زمین سوخته برای سرزمین مادری و ورود به آغوش حزب بعث؟! و محصول نهایی در این مبارزه و عمری در جا زدن جامعه ای کوچک، بیابانگرد، منزوی و سرخورده، فرسوده و طبقه بندی شده و توحیدی که به رهبری این فرقه ختم میشود تا همچنان با گامهای لرزان به عنوان یکه تازترین مستبد خود نمایی کرده و در راه زوال این فرقه گام بردارد؟!

