خیانت به وطن رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت دوم
مزرعه ترول مجاهدین خلق مجاهدین و جنگ سایبری سازمانیافته در فضای مجازی
اختناق در سازمان مجاهدین خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت سوم
تابلو”س = سرنگونی” مریم قجر چی شد؟
بعد از سرنگونی صدام ملعون وفرار مریم قجر به پاریس و رجوی زنباره به سوراخ موش همه ساله مریم قجر برای سرپوش گذاشتن به فرارخودشان و دارو دسته جنایتکار فرقه ؛ درویلای اوورسوراواز با شرکت جیره خواران و حقوق بگیران مریم قجر سفره هفت سین می گذاشت و در بین سفره هفت سین یک تابلو که روی ان نوشته می شد س = سرنگونی و مریم قجر هم ان تابلو را دست می گرفت وعده سرنگونی با تاریخ مشخص می داد
فریاد آی دزد، آی دزد سرهنگ سناتور جان مک کین!
ثانیا این آمریکا بوده که بعنوان اولین سازنده ی سلاح اتمی، آنرا بطور جنایت بارانه ای وبدون اینکه کوچکترین ضرورتی درکار باشد، مورد سوء استفاده قرار داد وکشور دومی هنوز یافت نشده که ازاین سلاح استفاده کند که با این وضع لازم میآید خود آمریکا وگماشتگانی مانند فرقه ی رجوی خجالت کشند و انتقاد ازخود نموده ودرحد امکان جبران مافات کند!
مصاحبه با یکی از جدا شده فرقه رجوی
با وجود اینکه رهبران فرقه در بین نیروها گفته اند ما از این مکان به جایی نمی رویم و کسی هم نمی توانداینجا را ازما بگیرد ولی به نظر می رسد رهبران فرقه برای رفتن به جایی دیگر با بی میلی وتانی زیاد هم که باشد، خودشان را آماده می کنند چرا که ابتدا تلاش کردند از طریق صلیب سرخ محل کمپ اشرف را اجاره کنند. سند ادعایی رجوی برای اراضی کمپ اشرف هم دیدیم که چگونه دود شد وبه هوا رفت!
دروغهای مسعود رجوی خریدار ندارد
بقول آقای کریم حقی از اعضای سابق مجاهدین که سالها قبل می گفت: حتی فاحشه های آمستردام نیز به سرعت مسعود و مریم رجوی ارباب و مشتری عوض نمی کنند. واقعا سگ صفتی و گربه رقصانی و گرگ خویی برای مسعود رجوی آبرویی را بجا نگذاشته است. آیا شنیده ایم که در منطق انسانی و حزبی به اجبار از حوزه شخصی انسانها اعتراف بگیرند و آنها را وادار کنند همانند همسر فرمانده فتح الله، فلان لحظات بد و خوب زندگی مشترک و سالیان قبلش را تحت نام لحظه، گزارش نمایند!!. چگونه است مطابق نامه سرفرماندهی نیروهای ائتلاف به مسئولین مجاهدین در سال 2004 عنوان میشود که اعضای داوطلب برای ترک عراق می توانند تقاضای خود را به کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل تحویل نمایند و رجوی نه تنها مانع این کار شد، بلکه ازانجام ملاقات های خصوصی با اعضای خانواده ها هم جلوگیری کرد.
ایدئولوژی که تا امروز نتوانسته قربانیان خود را از مراحل حساس عبور دهد
همیشه رهبران فرقه مثل کبک سرشان را زیر برف می کنند به همین خاطر از همه چیز غافل می شوند. رهبر مجاهدین خلق هم از همه چیز غافل شده و این غفلت امروز برای رجوی مثل طناب دار شده است، چطور؟ با ادامه مطلب به این می رسیم.
از وقاحت و بی شرمی مسعود و مریم متعجب می شوم
دور تا دور کمپ را دیوار بلندی کشیده اند و چندین لایه نگهبان گمارده اند. در آسایشگاهها موقع خواب بپا گذاشته اند تحت عنوان هوشیار – پست های نگهبانی ضلع قرارگاهها 4 نفره هستند تا حتی نگهبانان خودشان هم فرار نکنند. این ناجیان خلق ایران اکنون خود آزادی شان سلب شده و ورق برگشته خلق قهرمان به درب قرارگاه اشرف رفتند و تلاش کردند تا کسانی که مدعی رهایی خلق هستند را برهانند وامروز هم همان خلق قهرمان بیانیه ودرخواست آزادی شیر مردان وشیر زن میدهند.
خیانت نابخشودنی به خلق
رهبری فرقه تروریست گفته ما اولین جرقه تحریم را در 13 سال پیش علیه ایران زدیم و اکنون هم که ایران (ملت ایران) در عذاب تحریم هاست این راندمان کارمقاومت و مجاهدین است. صد البته که برکسی پوشیده نیست رجوی دشمن ملت ایران است و او کسی است که وقتی یک چوپان مرزی ایران آدرس محل حساسی که در منطقه مرزی بوده را به تیم های خرابکار رجوی نداده او را دست و پا بسته در بیابان گرم تابستانی رها کرده و طبق گزارش تیم برگشتی به اشرف، چوپان وطن پرست از تشنگی مرده بود و رجوی به آن تیم احسنت و تبارک الله گفت.
تحلیلی ازحال وآینده سازمان – قسمت اول
سازمان تا امروز که درعراق مانده از اشرف به لبیرتی انتقال یافته والان نمی خواهد لبیرتی را به هر قیمتی از دست بدهد به خاطر حفظ روحیه نیروهای دربند واسیرشده ها وهواداران که الان هنوز به آن مبلغ های داده شده از طرف سران فرقه چشم دوختند درکنار آنها هستند و به همین خاطر بود که سال گذشته توانست از تمام نیروها بعداز نشست های درونی تعهد بگیرد…..همیشه در سازمان این رسم بوده که برای خاموش کردن تضاد های درون تشکیلاتی از اتفاق های داخل کشورسوء استفاده می کنند وچون نفرات درآن حصار بسته زندگی می کنند به رسانه و… دسترسی ندارند، به آن بزرگ نمایی ها که انجام می شود خود بخود در درون تشکیلات باور پیدا می کنند
عملیات کرد کشی وشیعه کشی مجاهدین در عراق – قسمت دوم
در این میان برای مشروعیت ادامه کشتار هیستریک خود یکی از فرماندهان به نام ژیلا طلوع (عضو شورای رهبری و عضو شورای ملی مقاومت)از کشته های 10شهریور، سه نفر از افراد محافظ خود را آگاهانه و با هماهنگی از پیش به کمینگاه شورشیان کرد اعزام نمود ؛ آنها در درگیری گویا کشته شدند اما قبل از اینکه این قضیه روشن شود، بلافاصله مسعود رجوی پیامی برای نیروها ارسال و در آن گفته بود که به برادران شما تجاوز جنسی شده و سپس آنها را سوزانده اند
بحران سازی فرقه رجوی
با شروع جنگ مسلحانه، رهبری فرقه با برآورد غلطی که از اوضاع سیاسی داشت فکر می کرد با ترورهای کور و خشونت و انفجار، بزودی نظام نو پای جمهوری اسلامی را از پا در می آورد و خودش از موضع قدرت طلبی به اصطلاح سرنوشت انقلاب را به دست می گیرد، اما چه در استراتژیک و چه در تاکتیک خط اش باطل بود و راه به جای نبرد و در نتیجه در انزوا و ترس از جان بی ارزش خویش پا به فرار گذاشته و به فرانسه پناه برد.
ما که از اول گفته بودیم اینها مزدورند
طی این سالیان، جداشدگان همیشه تلاش می کردند که با ارائه اسناد و مدرک و استدلال، مزدور بودن همه حامیان مجاهدین و اعضای شورای به اصطلاح ملی مقاومت، را اثبات بکنند و خیلی هم موفق بودند. ولی اطلاعیه خود مسعود رجوی، موضوع دیگری است که در اصل اعتراف به درستی همه حرفهای ما جداشدگان است که همیشه می گفتیم، آقا اینها مزدورند و بخاطر دریافت پولهای کلان برای مریم رجوی، سینه چاک می دهند و همین آقای کریم قصیم تا یک سال پیش ماها را مزدور و مامور وزارت اطلاعات ایران صدا می زد.
روزهای عید در فرقه رجوی سخت تراز روزهای دیگر!
بچه ها بشدت مسئله دار و خسته از بلا تکلیفی و کارهای بیهوده و سخت در عراق بودند وهمه خدا خدا میکردند که ای کاش اتفاقی بیفتد و اصلا عیدی برگزار نکنیم چراکه هیچ لذتی از عید نمیبردیم! از سوی دیگر وقتی هم که مسعود و مریم میآمدند بایستی ساعتها به پیامهای نوروزی آنها گوش میدادیم. البته باید اینرا هم اضافه کنم که بیش از نیمی از بچه ها حین صحبتهای رجوی از شدت خستگی خواب بودند! حالا این همه ماجرا نبود.

