خیانت به وطن رجوی، تجسم عینی خیانت در همه زمینه ها – قسمت دوم
مزرعه ترول مجاهدین خلق مجاهدین و جنگ سایبری سازمانیافته در فضای مجازی
اختناق در سازمان مجاهدین خاطره بازی رجوی چه سودی برای تشکیلاتش دارد؟ – قسمت سوم
واقعیت های جهان امروز و دنیای غیر واقعی رجوی
یکی دیگر از واقعیت ها اینست که وقتی از ارتش حرف می زنیم یعنی اینکه در تمام دنیا ارتش تشکیل شده است از سه نیروی زمینی و هوایی و دریایی که متشکل از کادرهای زبده و کار آمد و نیروهای جوان می باشد ولی در دنیای کوچک و حقیر رجوی حدود سه هزار و پانصد نفر بی سلاح و سالخورده که اکثریت آنها بالای پنجاه سال سن دارند ارتش هستند و می توانند بجنگند و یک حکومت را سر نگون کنند.
هزار سال هم که ازاین ترقه ها درشود، درد شما را دوا نخواهد کرد!
این فرقه ی منحط و کم عقل، عملا هر تجمع کمتر غیر عقلانی و بالفطره خطرناک ومزاحم مردم ومخصوصا بیماران و پیران را، بنفع خود میدانند! من تاکنون درنوشته های این فرقه ی منحط با بزک مدرنیزم ندیده ونخوانده ام که جوانان را تشویق به حضور درکتابخانه های عمومی کرده و به یادگیری علم- وازجمله علوم اجتماعی- بپردازند! درد این فرقه چیز دیگری است که علاج اش رها کردن مناسبات فرقوی وروی آوردن به تعقل ورعایت حقوق اعضای خود میباشد!
این شورایی و آن شورایی- مدیحه سرایی برای مردگان
کاش شورایی ها پند می گرفتند و به چند دلار پول این زوج ریاکار دل خوش نمی کردند. به آندرانیک گوشزد کردیم و بدانید که فردا نوبت شماست. رجوی مرده شما را دوست دارد و زنده شما را تنها برای سوء استفاده های تبلیغی طلب می کند و افسار بردگی را با چند دلار پول به گردن شما آویخته است. بیدار شوید که فردا نوبت شماست. زنده یا مرده وقتی ارزش دارید که افسار به گردنتان آویخته باشد یا برگه ذلت را به امضا رسانیده باشید و به دیار عدم رفته باشید.
آیا میدانستید که در فرقه رجوی تخصص داشتن نیروها گزینشی است؟
واقعیت این بود که بچه ها از شرکت در دوره های آموزشی تانک و نفربر و دوره های نظامی بشدت خسته شده بودند ودیگر هیچکس حوصله این کلاس ها را نداشت! همانطور که بعد از سرنگونی عراق و اینکه امریکا ضرب الاجل معین کرد که بایستی تمامی سلاحها را تحویل میدادیم بچه ها در ظاهر خودشان را ناراحت نشان میدادند ولی وقتی در جمع های خودمانی صحبت میکردیم همه خیلی هم راضی بودند و میگفتند که حداقل اینکه دیگر نیازی به رسیدگی های الکی نیست!
جاهلیت دراماتیک محصول انقلاب رهبری مجاهدین
رجوی افراد رده دار به لحاظ علم و سواد و شخصیت را دسته بندی و در سیکل مشخص سناریوهایی را برای از محتوا خارج آنها به اجرا در می آورد. مثلا به یاد دارم تعدادی آمده بودند تحت عنوان جدیدالورود از صبح تاشب به آنها گفته می شد چاله بکنند و بدون استراحت و باکمترین مواد غذایی و استراحت و یک دفعه مسئول مستقیم بالای سرآنها به رده بالاتر می گفت که اکنون آنها مثل دیگ جوش دیگر به نقطه انفجار رسیده اند
رجوی در آلبانی دنبال چه اهدافی هست؟
رجوی برای فرار از پاسخگویی و توجیه شکست استراتژی مبارزه مسلحانه و ترور و خشونت و به گل نشستن کشتی استراتژی خشونت طلبی اش می خواهد به نیروهای سازمان اینطوری القا کند که ما هنوز به صورت ارتش آزادیبخش زنده هستیم و تنها آلترناتیو هستیم و از این قبیل شعار های توخالی و پوچ و بی محتوا که فقط برای فریب افکار عمومی و پوشاندن نقض فاحش حقوق بشر در داخل مناسبات و تشکیلات استالینی و قرون وسطایی اش و گول زدن نیروهای گرفتار سازمان مجاهدین خلق هست.
مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی – قسمت دوم
سالها در بخش های مختلف سازمان در عراق کار کردم و شاهد عینی هستم که مجاهدین خلق، آدم خرید و فروش می کردند، به نام تجارت حقه بازی و به نام کار مالی ـ اجتماعی کلاهبرداری می کردند و در نشست های درون گروهی به اعمال پلیدشان افتخار هم می کردند. از شگردهای مجاهدین، ساختن انجمن های دوستی قلابی، احزابی که فقط روی کاغذ است و درست کردن شورای شیوخ درعراق که شیخ آن حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشت، فقط با ۵۰۰ هزا دینار اولیه و ۱میلیون دینار بعدی آشنا بود.
اولین کسی که از اشرف فرار کرد
در یکی از شبهای بعد از سقوط، ناگهان در سیما (تلویزیون متعلق به مجاهدین) دیدیم که مجید معینی یا اقا با عبا وعمامه در سیما به عنوان پیشنماز ظاهر شد همگان داشتند هم می خندیدند هم بهت کرده بودند که مگر اخوند کسی نبود که باید گردن زده شود و تمامی آثار ان از جامعه ایران باید پاک شود دیگر سازمان به چه ذلتی افتاده که بقول مسعود که در پیامش چند روز بعد از سقوط صدام که نیروها هنوز در پراکندگی بودند گفت: با امریکا هرگونه همکاری اطلاعاتی امنیتی داریم حتی اگر لازم باشد دامن هم می پوشیم اما از عبا وعمامه چیزی نگفت و نمی دانست عمق ذلت سیاسی خطی اش تا کجا خواهد بود.
هیچ کس از آنها یاد نکرد! – در عوض، مراسم بزرگداشت برادر کندی و شهید نیسمان
اما دریغ از یک کلمه برای مجروحین و معلولین این حمله که یکی بعد از دیگری در صف مرگ چشم انتظار تصمیم نهایی مجاهدین برای خروج از عراق هستند! براستی چرا مجاهدین امسال برای این سالگرد هیچ اهمیتی قائل نشدند! و آنرا زیر چشمی رد کردند!؟ آیا این مرگها بحدی عادی و روزمره شده که دیگر مجاهدین حتی زحمت مراسم و برنامه های صوری را هم برای این سالگرد ها بخود نمیدهند!! یا شاید تعداد کشته شدگان بقدری زیاد شده که حساب از دست دست اندرکاران در رفته است!؟ براستی، علت چیست که از لیبرتی و ساکنانش دیگر جز نامه های تکراری و یک شکل بر علیه مخالفان و منتقدان مجاهدین و خانواده هایشان هیچ چیز دیگری شنیده نمیشود!؟
تشدید تضادها و اختلافات در درون شورای ملی مقاومت
آنچه از خلال پیام ها استنباط میشود اینست که استعفای آقایان روحانی و قصیم و همچنین افشاگری ها و طرح سؤالات از جانب آقایان یغمائی و مصداقی تأثیرات جدی بر مسئله داری و تشدید تضادها در درون شورای ملی مقاومت داشته است. بحث های مالی که سازمان با آقای یغمائی براه انداخته موجب طرح سؤالاتی شده و علنا در برابر مریم رجوی از وی پرسیده اند که چرا سازمان جواب آنچه که یغمائی میگوید را نمیدهد و موضوع پول هائی که مطرح شده چیست.
مجاهدین خلق در مسیر فروپاشی
سران تبهکار فرقه رجوی از ریزش و جدایی اعضای تشکیلات درآلبانی ترس و هراس دارند قبل از انتقال افراد به آلبانی در لیبرتی مسئولین مجاهدین، نفر را صدا می زنند که احمد واقف با شما کار دارد بعد احمد می آمد و می گفت: فلانی اسم تو در لیست کشور آلبانی هست استاتوی تو چیست؟
۱۹بهمن سال ۱۳۶۰ لکه ننگی بر دامان فرقه رجوی
بطور واقعی 19 بهمن سال 1360 یک تصفیه درون سازمانی بود که اتفاقا رجوی به انجام اینگونه کارها عادت دارد. در سالیانی که از عمر سازمان هم میگذرد میتوان در سرفصلهای مختلف اینگونه اقداماتی که دقیقا از سوی خود رجوی هم فرمانش صادر میشود را دید.

