قربانیانِ یک نبردِ نابرابر جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا
به اصل زندگی برگرد نامه اسماعیل فلاح رنجکش به ابراهیم چرم فروش عضو اسیر رجوی
لحظه خداحافظی ، برادرم برگه ای را پنهانی به من داد
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه و دوم بالاخره لحظه ی موعود رسید و من باید از پدردلبند و مادرعزیز و برادرخوبم خداحافظی می کردم. لحظه ی جدائی چقدر سخت است! بغض بدجوری گلویم را گرفته بود، تمام توانم را جمع کرده و تلاش می کردم، هر طور شده مادرم اشکم را نبیند […]
لحظه ی جدائی از خانواده در پادگان اشرف
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه و یکم بعد از ناهار قرارشده بود که خانواده ام اشرف را ترک کنند. پس از اینکه گشتی دراشرف زدیم برای جمع آوری و خوردن ناهار به مقر هتل ایران برگشتیم. همه حواس خانواده ام به من بود، علیرغم اینکه شب صحبت کرده بودیم که من باید […]
افشای نقش رجوی در جنگ ضدمیهنی – قسمت پایانی
سعید ناصری: من البته اطلاعات زیادی از سالهای اول شروع جنگ و نقشی که فرقه رجوی در آن داشت ندارم ولی وقتی به این فرقه پیوستم از طریق برخی از اعضا و در جلسات و محافل خصوصی درجریان عملیات مشترک ارتش عراق و فرقه قرار گرفتم. آنها از عملیات های افتاب و چلچراغ و فروغ […]
افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی – قسمت دوم
مکی رفیعی: بعداز صحبت های مقدماتی مسئول انجمن نجات اقای مکی رفیعی از اعضای بازگشتی ضمن ابراز خوشحالی از اینکه بعد از مدتها فرصت این را پیدا کرده که درجمع دوستان خود حاضرشود تاکید کرد که انجمن نجات واعضای بازگشتی نقش بی بدیلی درافشای ماهیت ضدانسانی وخیانت های فرقه مجاهدین و شخص رجوی ایفا کرده […]
شام خصوصی
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت پنجاه عصر که تماشای فیلمی که خانوده ام از ایران آورده بودند، به پایان رسید، دو زنی که از قرارگاه آمده بودند رفتند و مینا خیابانی گفت که برای شام یک مراسم خصوصی تدارک دیده اند که باید خانواده ام را ببرم. عصر قبل از شام هم با […]
به محض بروز بحران رجوی ها پا به فرار می گذاشتند
ای کاش با شما می بودم و با شما رستگار می شدم گفتگو با فواد بصری جدا شده از فرقه رجوی آقای بصری سلام احوال شما.. هر چه از فرقه رجوی بگوئیم کم گفتیم. می رویم سر اصل مطلب! آقای بصری چند روز پیش سخنرانی مریم رجوی در رابطه با کشته های 10/ شهریور/92 را […]
افشای نقش رجوی در جنگ ضد میهنی- قست اول
در سالگرد تجاوز نظامی رژیم صدام در 31 شهریور 59 اعضای جداشده و بازگشتی از فرقه مجاهدین خلق دراستان خوزستان جلسه ای را در دفتر انجمن نجات این استان به منظور بررسی و افشای نقش خائنانه رجوی در جنگ ضدمیهنی که خسارت مالی وجانی فراوانی را برمردم ما تحمیل کرد وهمچنین بررسی آخرین تحولات مربوط […]
دیدن فیلم خانوادگی مرا به دنیای عادی برگرداند
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و نهم بعد از صحبت های شبانه با برادرم، به محل استقرار برگشتیم. از اینکه توانسته بودم یک جوری به برادرم توضیح دهم که با میل خودم در اشرف نماندم و نمی توانم الان همه چیز را توضیح دهم، انگار بار بزرگی از روی دوشم برداشته شد […]
همان شب به برادرم قول دادم در اولین فرصت فرار کنم
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و هشتم دیگر برای انکار زخم گردنم ، جائی نمانده بود. مادرم همه چیز را دید. شروع کردم قضیه را بآرامی توضیح دادم و اینکه چیز مهمی نبود و یک اتفاق جزئی بود. به مادرم قول دادم که حتما بعد از این بیشتر مواظب خواهم بود تا […]
پیام یک مجاهد خلق آزاد شده از اسارت رجوی به کانون شورشی
سلام، دیروز در یکی از سایت های رجوی ، مطلبی تحت عنوان آشنائی با من ، یک کانون شورشی. آمده بود که لازم دیدم ، چند سطری با این کانون! البته اگر وجود خارجی داشته باشد ، سخن بگویم تا بلکه با اندکی آگاهی بخشی، او را از سقوط در دام فرقه ی رجوی ، […]
هر جداشده از فرقه رجوی، بویی از عزیزشان دارد
دیدار محمد تورنگ با خانواده موسی دامرودی در سبزوار خانواده ها مشتاق دیدار با جدا شده های فرقه رجوی هستند. هرچند زمان زیادی از بازگشت او به ایران گذشته باشد. خانواده ها احساس می کنند هر جدا شده از فرقه رجوی بویی از عزیزشان دارد به همین خاطر است که با تمام وجود از رهایی […]
ناگهان مادرم جای زخم های گردنم را دید
خاطرات سیاه ، محمدرضا مبین – قسمت چهل و هفتم شب هوشنگ دودکانی و جواد کاشانی رفتند و من با پدر و مادرو برادر عزیزم تنها ماندیم. در واحدی که به ما داده بودند در یک اتاق دیگر نیز خانواده دکتر عباس از اصفهان آمده بودند. آنها نیز با قبول رنج ها و مشقت های […]

