در سالگرد دستگیری مریم رجوی ۱۷ ژوئن ۲۰۰۳، تاریخی نامطلوب برای مجاهدین خلق
نزاع در اپوزیسیون گاردین: نبرد میان مجاهدین و سلطنتطلبان در خیابانهای لندن
خروج از لیست تروریستی آمریکا، پیروزی یا شکست برای مجاهدین؟
در طول سالیان گذشته رجوی برای فریب بیشتر اعضا و هواداران خود مستمرا ادعای مبارزه با امپریالیسم را داشت و سعی می نمود در تمامی موضعگیری فرقه این گونه نشان دهد که مستقل است. وی مدعی بود که با شاه و سلطنت طلبان مرز دارد و آنان را وابسته به امپریالیسم آمریکا می دانست. ولی امروز برای همگان روشن گشته که حیات رجوی ها و فرقه رو به موت شان به رای و نظر وزارت خارجه آمریکا بستگی دارد.
بر باد رفتن پی در پی ناموس رجوی ها
بعد از اخراج آخرین گروه از اعضای سازمان از اشرف به کمپ جدید سران فرقه باز هم در تبلیغات خود سعی کردند این گونه نشان دهند که پیروزی بدست آورده و اکنون مبارزه وارد مرحله جدیدی شده است!!سئوال این است این همه سال جار و جنجال و به کشتن دادن افراد برای باقی ماندن در اشرف برای چه بوده؟ مسعود و مریم از اشرف به عنوان ناموس هر مجاهد خلق یاد می نمودند اکنون این ناموس را به باد داده و سعی دارند با فریبکاری آنرا در جای دیگری جستجو کنند.
بازتاب بازدید دیپلمات های مقیم عراق از کمپ لیبرتی
اگر مجاهدین تا دیروز و با فریبکاری تمام دنبال تحمیل مواد شش گانه و هشت گانه و دهگانه و گذاشتن شرط و شروط به سازمان ملل متحد برای انتقال باقی مانده ساکنان از اشرف به لیبرتی بود حال باید در اوج استیصال و درماندگی تمام دنبال راهی برای به رسمیت شناخته شدن لیبرتی بعنوان یک کمپ پناهندگی با هدف تقویت بیشتر حصارهای تشکیلاتی در فراموش خانه ای بنام لیبرتی باشد. البته با احتساب اینکه هنوز هیچ چشم اندازی برای پذیرش اعضای مجاهدین بعنوان پناهنده در کشورهای ثالث نیز وجود ندارد.
سه خبر اساسی هفته در رابطه با مجاهدین خلق (فرقه رجوی)
در این هفته شاهد سه اتفاق اساسی در رابطه با سازمان مجاهدین بودیم که هر کدام به نوبه خود خوشحال کننده بودند. ابتدا خبر تعطیلی اردوگاه بهره کشی اشرف بود، همان اردوگاهی که در آن سالیان سال از کسانی که پاکبازانه با هدف آزادی پا در آن نهاده بودند توسط عده ای قدرت طلب و فرد پرست تا نهایت استثمار شدند، دارو ندار خود را که همانا عمر و جوانی می باشد به پای کسی به هدر دادند که برای رسیدن به قدرت و حکومت حاضر بود تمامی افراد خود را از دم تیغ بگذراند
ورود به دوران فروپاشی و اضمحلال نهایی فرقه سرگردان مجاهدین خلق
ابعاد شکست و بحرانی که بعد از تخلیه پادگان اشرف بر سر رجوی و همراهانش آوار شده است قطعاً به بررسی طولانی مدت احتیاج داشته وابعاد آن غیر قابل وصف و غیر قابل تصور است، سازمانی که همه چیز را از دست داده است و سرافکنده تاریخ ایران زمین باقیمانده، درست در زمانی که نیم قرن پیش در ایران متولد شده بود میرود که در خاک عراق به گور تاریخی اش سپرده شود.
خروج مجاهدین خلق از لیست تروریستی آمریکا، شکست یا پیروزی؟
خروج از لیست تروریستی،اعطای پناهندگی غرب و روند تبدیل یک گروه شبه نظامی و مسلح در کنار مرز ایران که ترانه های خود را با صدای تفنگ و شلیک تانک می سرود و ۳۰ سال ادعای سرنگونی داشت، به گروهی که بدون سلاح و انبوهی مشکلات همه جانبه به جامعه ای دور از ایران سرازیر می شود،پیروزی نیست بلکه تقدیر تاریخی و سرانجام دفع یک ایده آنارشیستی،توتالیتری و سکت از زندگی اجتماعی است.
شکست مجاهدین در مقاومت بیهوده
در روزهای گذشته شاهد نقل و انتقال آخرین گروه از مجاهدین در شرایطی به کمپ موقت ترانزیت بودیم که سرکرده خائن و جنایتکار فرقه تروریستی و ضد بشری باند رجوی بارها و بارها قسم خورده و پیغام داده بود که ما حتی یک قدم از خاک اشرف عقب نشینی نمی کنیم و ان را به هیچ وجه به دولت عراق تحویل نخواهیم داد، ولی روزی رسید که وعده الهی تحقق پیدا کرد و دعاها و درخواستهای خانواده ها در پیشگاه خداوند بلند مرتبه به بار نشست
آخرین میخ بر تابوت استراتژی فرقه رجوی در قلعه اشرف
از نگاه کانون ایران قلم تاریخ منتظر خواهد ماند رجوی گام به گام زهر نابودی و متلاشی شدن را سر میکشد. از خلع سلاح تا ترک پادگان اشرف یک دهه به درازا کشید و مطمئناً از ترک پادگان اشرف تا ترک کل خاک عراق یک دهه به درازا نخواهد کشید و روزگار بر سران این جریان خائنانه و تروریستی بسا از گذشته تاریک و تاریک تر خواهد بود.
اشرف سقوط کرد!
همگان می دانند که اشرف و رهبران اشرفیان، بر پایه ای از خروارها دروغ و جهل و جنون و خیانت حکومت رانده و آنچنان مظلوم نمایی و سپیدسازی خود و سیاه نمایی دیگران را به پیش می بردند که اذهان ساده لوح باور می کردند که آنان هنوز مشروعیت دارند. اما همه تبلیغات کذب و دروغهای رهبران اشرف را قربانیان و شکنجه شدگان و فراریان، به بیرون درز داده و با پرداخت هزینه هایی چون عمر و جوانی و خانواده شان، در اختیار افکار عمومی قرار دادند و بدین سبب هر گونه مشروعیت رهبران اشرف را برای ویرانی درون و بیرون اشرف، زیر سئوال بردند.
تخلیه کامل پادگان اشرف؛ انحلال تشکیلاتی
برای آن دسته از لایه پایینی که طی این سالیان در بیخبری و اطاعت مطلق بسر میبرده خروج از پادگان اشرف یک شوک وتلنگر بزرگ تلقی میشود واین جابجایی او را از اوهام گذشته خارج میکند واینک خود را در مجموعه سوالات بیجوابی میبیند که طی این سالیان از آنها بیخبر بوده است و تنها واقعیتی که در برابر خود میبیند عمر تلف شده ای است که برای شعارهای غیر واقعی رهبری بی خردخود به هدر داده است واتوماتیک به فکرمسیری برای خروج از بن بست سوق داده میشود.
دیوار بتنی در لیبرتی هم عاملی برای جلوگیری از فرار اعضا نخواهد شد
دیوار های بتونی کمپ مربوط به دولت عراق می باشد و هر زمان که لازم بداند می تواند در جای دیگری از آنها استفاده کند. درد سران فرقه اصلا بحث بردن دیوارهای بتونی و سست بودن بنگالها و حفاظت نیروها نیست بلکه مسئله اصلا این است که می داند در نبود این دیوارها فرارها افزایش می یابد و به همین خاطر سعی دارد همانند اشرف اعضای خود را در اسارت نگهدارد تا کسی نتواند فرار کند و دست به افشاگری بزند.
از تخلیه اشرف تا غلطیدن به آغوش غرب
سران فرقه فکر می کنند که اگر از لیست تروریستی خارج شوند دنیا به کام آنها خواهد بود وقتی سازمان از لیست تروریستی اتحادیه اروپا خارج شد فرقی به حال فرقه کرد که اکنون مریم قجر در کله پوک خود اینگونه تحلیل می کند که شاید تغاری بشکند و جهان به کام کاسه لیسان یعنی رجوی ها شود.وقتی حقوق بگیران اروپایی فرقه دم از بیرون آمدن از لیست تروریستی می زنند آیا تا حالا از کشورهایشان درخواست کردند که تعدادی را به کشورشان برده و به آنها پناهندگی دهند؟

