چهارشنبه, ۲۰ خرداد , ۱۴۰۵
  • جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا 20 خرداد 1405

    قربانیانِ یک نبردِ نابرابر
    جداشدگان مجاهدین خلق؛ میان ترورِ شخصیت و ابزارِ پروپاگاندا

    نقش رسانه‌ها در بازتاب دلایل و زمینه های نگرش انتقادی اعضای جداشده از سازمان مجاهدین خلق، یک میدان نبردِ اطلاعاتیِ تمام‌عیار است. در این فضا، رسانه های مجاهدین خلق تلاش می‌کنند تا روایتِ خود از «علت جدایی» و نقد یکسویه و ناراست «محتوای اظهاراتِ جداشدگان» را به عنوان حقیقتِ مطلق به مخاطب القاء کنند. برای […]

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت نهم 31 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت نهم

طلاق های اجباری و جدا کردن خانواده از هم خیلی وقت ها این فرقه خبر آمدن خانواده ها را از نفرات پنهان نگه می داشت و یا اجازه ملاقات نمی داد. راستی اینها چه جرمی دارند و چه گناهی کرده و چه نوع زندانی هستند که رجوی اجازه ملاقات با خانواده اش را به انها […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیست و یکم 30 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیست و یکم

من، پس از 6 ماه انفرادی، باید به دروغ می گفتم: از ماموریت! برگشتم… چهارشنبه سوری پایان سال 1376 را در زندان انفرادی سازمان بودم. عصرچهارشنبه سوری هر یک ثانیه اش، یک سال می گذشت. خیلی سخت بود که بدون حکم در یک زندان باشی! ندانی که قراراست کی آزاد شوی؟ آن چهارشنبه سوری هم […]

خاطرات شهرام بهادری – قسمت چهارم 29 اردیبهشت 1398

خاطرات شهرام بهادری – قسمت چهارم

ورزش در سازمان برای تندرستی یا فرار از مناسبات؟ ورزش در سازمان برای من بخاطر این بود که از دست این مسئولین برای چند ساعت که شده فرار کنم و خود را رها سازم و آنها را نبینم. زمان ورزش من خیلی خوشحال می شدم. به این خاطر تکی برای ورزش دلخواه خودم می رفتم […]

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هشتم 28 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هشتم

بند”ش”: هزار دستان (رهبری پوشالی زنان) بند ش و هزاردستان بمعنی تشکیل شورای رهبری از زنان بدون حضور حتی یک مرد بود! گویا که مسعود رجوی یک حرام سرا درست کرده بود. هر زنی که مسئول می شود باید اول پیش مسعود رجوی برود و در حریم خصوصی رهبری باشد و جزئی از وجود مسعود […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیستم 28 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت بیستم

من، پس از 6 ماه انفرادی، در آستانه آزادی از زندان قرار گرفته بودم… رفت و آمدها به سلول ها زیاد شده بود. گوئی به بازجوهای رباتیک رجوی، دیکته شده بود که باید همه را به سمت تعیین تکلیف ببرید. سرانجام این زندانی های انفرادی به چند نوع تعیین تکلیف می گردید: 1- در صورتیکه […]

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هفتم 26 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی(جدا شده از فرقه ی رجوی)- قسمت هفتم

نشریه 380 سال 76 بعد از این مرحله رسیدیم به نشریه 380 در سال 76. حدودا اسامی 70 الی 80 نفر را ذکر کرده بودند. آن روز که می خواندیم فهمیدیم که خیلی از نفرات بارها و بارها درخواست جدایی کرده بودند سازمان چاره ای نداشت جز اینکه بگوید اینها نفوذی هستند. نمی خواست بگوید […]

خیانت کمیساریا علیه پناهجویان ایرانی قربانی شده توسط مجاهدین در آلبانی 25 اردیبهشت 1398

خیانت کمیساریا علیه پناهجویان ایرانی قربانی شده توسط مجاهدین در آلبانی

در ابتدای ورود تشکیلات فرقه مجاهدین ـ رجوی به آلبانی طبق چندین کنوانسیون و رد و بدل شدن امضا های متعدد قرار بر این شد که تا هر وقت که نفرات جدا شده فرقه در آلبانی باشند مقرری ماهیانه آنها را فرقه مجاهدین بپردازد نگو که آینده را پیش بینی میکرد چون میدانست اگر قرار […]

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت نوزدهم 24 اردیبهشت 1398

خاطرات سیاه، محمدرضا مبین – قسمت نوزدهم

تداوم شکنجه سفید برای جایگزینی سیستم فکری جدید… سئوال اصلی این است که آیا شقی ترین فرد در دستگاه رجوی که شکنجه گر و حتی قاتل است، تا چه اندازه مقصر است؟ در سیستم فرقه ای، آیا بیشتر تقصیرها به عهده فرد است یا سیستم؟ مسلما سیستم فرقه ای، مسبب اصلی تولید چنین انسان هائی […]

دنائت و رذالت رجوی تا به کجا؟ 24 اردیبهشت 1398

دنائت و رذالت رجوی تا به کجا؟

دوستان سلام – امیدوارم که ایام خوبی پیش رو داشته باشید. داشتم در صفحات اینترنت می چرخیدم که ناگهان چشمم افتاد به عکس خانمی که قبلا در فرقه رجوی عضو بود و سمت شورای رهبری داشت و در زمانی که در فرقه بود از مقام و منصب بالایی برخوردار بود. به یاد خاطره ای در […]

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت ششم 23 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت ششم

درخواست نوشتن نامه به پدر و مادر در زمان حضور مریم در فرانسه وقتی مریم در فرانسه بود از تمام نفرات درخواست کردند به پدر و مادر نامه ای بنویسند و عکس هایی از مریم رجوی را هم توی پاکت گذاشته و به خانواده هایشان بفرستند. راستی هدف سازمان از این کار چه بود؟ یک: […]

روزی که از جهنم رجوی فرار کردیم 22 اردیبهشت 1398

روزی که از جهنم رجوی فرار کردیم

بعد از درگیری 19 فروردین ماه 1390 من با یکی از دوستانم تصمیم گرفتیم از جهنم رجوی فرار کنیم. ما می دانستیم اگر مستقیم به مسئولین فرقه بگوئیم که دیگر نمی خواهیم با شما باشیم، مورد اذیت و آزار قرار می گیریم. بعد از ساعت ها فکر کردن روی این موضوع که چگونه دست به […]

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت پنجم 21 اردیبهشت 1398

خاطرات علی امانی (جدا شده از فرقه ی رجوی) – قسمت پنجم

خودکشی ها(مرگ های مشکوک) از روزی که من این سازمان را شناختم، مرگ های مشکوک زیادی درآن دیدم. وقتی دروغ ها و وعده و وعیدهای الکی این سازمان برای همه رو شد و اعتراض های مبنی بر قصد جدا شدن از این فرقه شروع شد، سازمان دست به چنین کارهایی زد. مواردی که من نمی […]

blank
blank
blank