برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
پای صحبت مادر فیروز ساعدی که اسیر رجوی است!
اوکه تقریبا تمامی اوقات خود را صرف درآوردن اشک حسرت وفراق میکند، در ستردن آن و نشان دادن خویشتنداری و کمتر ناراحت کردن مهمان، بهتر ازما عمل میکند! میگوید من هیچ بدی درحق رجوی که اورا نمی شناختم، نکرده ام ونمیدانم دشمنی او با من چیست که فرزندم را زندانی کرده و از حق یک زندانی مجرم برای ملاقات و نامه نویسی با عزیزانش محروم! رجوی ظلمی را در مورد من وفرزندم کرده است که غیر قابل بخشش است و البته این آنقدرها هم برایم اهمیت ندارد!
نامه ای به رضا زنگنه اسیر در زندان لیبرتی
من فقط یک سئوال از شما دارم: شما در فرقه رجوی ضد بشر چه هدفی را دنبال می کنید؟ آیا تا به حال به نتیجه ای رسیده اید؟ چرا خودت را از دام فرقه رجوی نجات نمی دهی؟! تا کی می خواهی به سران فرقه رجوی اجازه دهی شما را به اسارت بگیرند؟! چرا چشمانت را باز نمی کنی و یک فکری به حال خودت نمی کنی؟!.. دلمان می خواهد شما هم مثل بقیه که از فرقه رجوی جدا شدند…
خواهری دلسوخته از دیدار با برادرش در عراق حرف می زند- قسمت پایانی
وقتی او را دیدم دائماً در حال گریه کردن بودم و حالت عجیبی داشتم و بیحال شده بودم. به برادرم محمود می گفتم چرا 29 سال خانواده ات را تنها گذاشتی؟ چرا حتی یک تماس با ما نگرفتی؟ جدائی را چه جوری تحمل کردی؟ محمود هم ما را بغل کرده بود. ضمن این که محمود حالت خاصی داشت و کاملا شوکه شده بود… من که اکنون برای شما تعریف می کنم مشخص شد که این حرکات ناشی از عقب نگه داشتن رجوی جنایت کار از زندگی و عاطفه خانواد گی بچه ها بوده است
نامه ای از پدر شکوه قاسمی اسیر در کمپ لیبرتی
واقعا شما بدنبال چه هدفی هستید ?! در جایی زندگی می کنی حق تماس با ما را نداری انگار که ما حقی به گردن شما نداریم، حتی یک زندانی که به حبس ابد محکوم شده باشد. حق تماس با خانواده خود را دارد این همه سال عمرت را به تباهی کشیدی تا کی می خواهی به تباه کردن عمرت ادامه دهی.
خواهری دلسوخته از دیدار با برادرش در عراق حرف می زند- قسمت اول
در نهایت خانم روح الله زاده به عراق نزد برادرش محمود رفت. ضمن این که این دیدار در حضور تعدادی از خانواده ها صورت پذیرفته است و چنان فضایی ایجاد کرده بود که حتی خودش تعریف می کرد تا ساعتها فقط گریه می کرد. همچنین مادرش که بعد از سالها شاهد جدایی فرزند دلبندش از فرقه رجوی بود، بسیار خوشحال بود و در پوست خود نمی گنجید.
عرض تسلیت به دوست و برادر عزیزم علیرضا قاسمی
واقعیت اینست که پدران و مادران اسرای سازمان٬شاید جزء مظلومترین افراد جامعه ما هستند! چراکه آنها نه تنها مجبور به تحمل غم دوری عزیزانشان بودند بلکه بدلیل نفرت عمومی که در جامعه نسبت به سازمان وجود دارد٬نمیتوانستند با دوستان ٬ همسایگان و فامیل از دردی که در سینه دارند صحبتی کنند! بزرگترین خواسته و آرزوی هر پدر و مادری اینست که عاقبت به خیری و خوشبختی عزیزانش را ببیند و باخیالی آسوده آماده رجعت به دیار باقی شود
به خواهر عزیزم صدیقه کریمی در آلبانی
خواهر مهربان و قشنگم، تا زمانی که در عراق بودی دوبار برای دیدنت به عراق آمدیم ولی چشمان تنگ و حسود رجوی اجازه دیدار به ما را ندادند.رجویها بدانند که اگر خدا یاریم کند به آلبانی هم خواهم آمد وسختی ودوری راه را به جان خریده تا دوباره خار چشمان مریم قجر وایادیش شوم و تو را با خودم به وطن عزیزمان ایران باز گردانم و داغ تو و امثال تو را به دل مریم هرزه وایادی ولگردش خواهم گذاشت.
ابراز مسرت از انتقال ۲۵ نفر از اسرای رجوی
با وجود خوشحالی ناشی ازاین انتقال، ما روند امور اعزام عزیزان مان را بشدت قطره چکانی دانسته و اعتراض خود را به این روند که نیت سوئی درپشت آن قراردارد، اعلام کرده وازدولت جمهوری اسلامی ایران، دولت عراق، مراجع ذیصلاح حقوق بشری موکدا درخواست داریم که برتسریع این روند انتقال کمک کرده واقدامات لازم رادرجهت رهائی این عزیزان ازمناسبات مرید ومرادی واستبدادی بعمل آورند
خانم راحله ایران پور از سفر اخیرش به درب لیبرتی می گوید – قسمت دوم
خانم راحله ایرانپور که به همراه دو خواهر خود و دیگر خانواده ها به درب لیبرتی سفر کرده بودند، قصد خود از سفر به عراق و درب لیبرتی را ملاقات با برادرانشان عنوان نمود. که متاسفانه فرقه رجوی مانع اینکار شدند.
افشای ماهیت دروغین مجاهدین در حمایت از کارگران
خانواده های استان سیستان و بلوچستان در فراخوانی که به مناسبت نزدیک شدن به روز کارگر در جهت افشای ماهیت دروغین مجاهدین انجام گرفته شرکت کردند. انجمن نجات از همکاری این خانواده های دردمند کمال تشکر را دارد.
نامه خانم رقیه گویا به کمیساریای سازمان ملل متحد
ما خانواده محمد رضا گویا اسیر فرقه مجاهدین چندمین نامه است که به کمیساریا و سایر نهادهای حقوق بشری ارسال می کنیم. برادرمان افسر وظیفه ۲۸ سال پیش راهی جنگ ایران وعراق شد. در پایان خدمت وظیفه اسیر فرقه مجاهدین خلق شده، بارها تقاضای ملاقات با ایشان درخاک عراق را داشته و دوبار به عراق آمدیم. فقط درسال ۱۳۸۲موفق به دیدار با ایشان شدیم. درآنجا به وضع رقت انگیز و فلاکت بار این فرقه آشنا شدیم ونیز متوجه شدیم که تمامی اسرا هیچ آشنایی با دنیای خارج ازکمپ اشرف ندارند و در نهایت بی خبری روزگار می گذرانند.
نامه سرگشاده خانواده های یزدی به کمیساریای عالی پناهندگان و نماینده ویژه حقوق بشر
مایلیم باستحضار برسانیم که سال گذشته به امید دیدار با عزیزان خود پا در راهی بس خطرناک گذاشتیم وبه کشوری که نیمی از خاک آن در اشغال تروریستهای داعش است گذاشتیم با تحمل سختی ها ومشکلات فراوان به لیبرتی رفتیم اما همچون گذشته با کارشکنی های سران مجاهدین روبرو شدیم ومایوس ودل شکسته به خانه های خویش بازگشتیم.

