یکشنبه, ۳ آبان , ۱۴۰۵
  • دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی 03 آبان 1405

    هرگز فریب نمی‌خوریم
    دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده ابراهیم حدادی

    روز چهارشنبه ۲۹ مهر ۱۴۰۵، اعضای انجمن نجات خوزستان به همراه اعضای کمیته بانوان مرتبط با این انجمن، با حضور در شهر آبادان، در منزل آقای رزاق حدادی، برادر ابراهیم حدادی از اعضای گرفتار در کمپ اشرف ۳، با خانواده وی دیدار کردند. پس از حضور اعضای انجمن در منزل آقای رزاق حدادی، وی به […]

حضور حتمی خانواده های اعضای فریب خورده مجاهدین در آلبانی 22 مهر 1395

حضور حتمی خانواده های اعضای فریب خورده مجاهدین در آلبانی

رجوی حتماً منتظر خانواده‌ها در آلبانی خواهد بود و خانواده‌ها هم بدون تردید سران فرقه رجوی را در آلبانی آرام نخواهند گذاشت تا همه فرزندانشان را از دست‌های آلوده و کثیف این فرقه خشونت‌طلب و آزادی کُش آزاد کنند.

blank 19 مهر 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت هفتم

آقای علی آلفته درحالیکه می گریست درادامه درد ودل همسرش گفتند” ایکاش منهم نمی رفتم وهادی را نمی دیدم چونکه با یکباردیدن فرزندم آنهم درتور جاسوسان رجوی ؛ فقط وفقط درد مرا صد چندان کرد وباعث شد بیش ازپیش چشم انتظارهادی باشم وبه اتفاق همسرم درخانه بنشینیم وگریه کنیم. مادرهادی خیلی بیتابی میکند ومیگوید چطورنتوانستی هادی را با خودت بیاوری! راستش هادی خیلی دلتنگ خانواده خصوصا مادرش بود وبه من قول داد پشت سرتان من فرار میکنم ونزدتان می آیم.”

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و یک 18 مهر 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست و یک

لحظه ای که می خواستم چادرم را روی سرم جا به جا کنم، دیدم پسری لاغر و گندمگون با لباس خاکی روبروی من ایستاد. چند لحظه ماتم برد. چقدر شبیه حافظ من بود. می خواستم ببوسمش، ولی خودم را جمع و جور کردم و با صدای لرزانی گفتم: من مادر حافظ نصرتی از اردبیل هستم شما او را می شناسید؟ در همین موقع بود که آن مرد گفت: آنا! من حافظ هستم. من دیگر نفهمیدم چه شد. تا این که با سردی آبی که روی سرم می ریختند بیدار شدم و خودم را در آغوش پسرم دیدم.

نامه میر باقر صداقی به برادرش میر واقف صداقی در تیرانا کمپ مجاهدین 14 مهر 1395

نامه میر باقر صداقی به برادرش میر واقف صداقی در تیرانا کمپ مجاهدین

داداش جان بعد از چهار سال اسارت درزندان تیف که با تبانی مجاهدین و ارتش آمریکا برای ما جدا شده ها تدارک دیده شده بود ارتش آمریکا ما را در بیابانهای عراق ول کردند خیلی از بچه ها در کرکوک , سلیمانیه , اربیل و موصل توسط ارتش عراق دستگیر و مجددا زندانی شدند اما ما با همه خطرات جانی توانستیم خود را به اروپای غربی برسانیم وضعیت شما الان در آلبانی هزار بار بهتر از ما در آن زمان است شما در یک قدمی کشورهای پناهنده پذیر هستید تنها باید به سازمان نه بگوئید و خط خود را از آنها جدا کنید

استمداد خانم ربابه کربلایی صباغ از دولت آلبانی و مجامع بین المللی برای دیدار با برادرش 13 مهر 1395

استمداد خانم ربابه کربلایی صباغ از دولت آلبانی و مجامع بین المللی برای دیدار با برادرش

خانم ربابه کربلایی صباغ خواهرعلیرضا کربلایی صباغ که قریب به سی سال است در فرقه رجوی گرفتار واسیر شده طی نامه ای به دولت و نخست وزیر کشور آلبانی و مجامع بین المللی از قبیل دبیر کل سازمان ملل،کمیساریای حقوق بشر و کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل و صلیب سرخ جهانی از آنها برای دیداری ولو چند دقیقه با برادرش استمداد کرده

blank 12 مهر 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته – قسمت ششم

مرحومه طیبه حامی دراولین دیدارمان دردفترانجمن نجات گیلان ازسفرخود به عراق ودیداربا فرزندشان گفتند” سالیان بود که اصلا خبرنداشتم محمود من زنده است یا اینکه درجنگ با صدامیان شهید شده است ولی به هرحال امیدواربودم که روزی درتبادل اسرا برمیگردد. ولی درهمان ایام متاسفانه به ما خبردادند که محمود اغفال شده وبه اسارت رجوی خدانشناس درآمده است

پیام تسلیت انجمن نجات خراسان رضوی به خانواده غلامی 12 مهر 1395

پیام تسلیت انجمن نجات خراسان رضوی به خانواده غلامی

با نهایت تاسف و تالم با خبر شدیم درجان قاینی مادر غلامرضا غلامی خیرآبادی اسیر فرقه رجوی در حالی از جهان دیده فروبست که متاسفانه داغ دیدن غلامرضا را برای همیشه با خودش به خاک برد. این مادر در حالیکه بیش از 40 سال بیوه داری کرده بود بیش از 30سال چشم انتظار غلامرضا بود ولی با کمال تاسف و اندوه فرقه رجوی باز هم مثل همیشه با ترفند و دروغ حتی یک تماس این اسیر فرقه اش با مادرش را از او دریغ کرد.

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست 12 مهر 1395

مادران،‌ قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت بیست

من در مصاحبه هایم بارها درخواست کردم و دوباره می گویم مریم خانم از شما خواهش می کنم بیایید یک دادگاه تشکیل دهید، همه ما آن جا می آییم تا معلوم شود آیا خلق قهرمان بدهکار است که تمام بمب های صدام را روی سرشان می ریختند؟ سازمان تیم های شناسایی می فرستاد و شناسایی می کردند، بعد رجوی می گفت با صدام برادر است، تحویلش می داد تا ارتش صدام سر آدم های بی گناه در شهرهای ایران بمب بریزد.

آه پدران گریبان فرقه رجوی را گرفت 08 مهر 1395

آه پدران گریبان فرقه رجوی را گرفت

آقای رودباری گفت پسرم جوان بود که رجوی او را از من گرفت. داغ و دوری حسن مرا از پا در آورد. مادرش تقریبا ده ماه قبل فوت کرد. آه که چقدر انتظار کشید و مداوم می گفت حسن می آید. خدا لعنت کند رجوی را بسیاری از خانواده ها را از هم پاشید. چرا اجازه نمی دهد خانواده ها با فرزندانشان دیدار کنند. او جواب همین یک مادر را در روز جزا نمی تواند بدهد…

بیانیه انجمن نجات – قابل توجه خانواده ها (3) 08 مهر 1395

بیانیه انجمن نجات – قابل توجه خانواده ها (3)

پاسخگویی و حفظ ارتباط خانوادگی و عاطفی با فرزندان و بستگان از اولویت های مهم می باشد. لاکن ضروری است با پاسخ منفی به ترفندهای سازمان یافته فرقه رجوی، تنها ارتباطی سالم و عاطفی (نه هدایت شده توسط فرقه) با فرزندان حاصل گردد…- لازم است در تماس ها از پذیرفتن و پاسخگویی به افراد واسطی که به اصطلاح از طرف فرزندان تماس می گیرند و تقاضای پول، آدرس، شماره تلفن و غیره دارند خودداری شود.

blank 07 مهر 1395

پسرم محمد رضا آغاسی خبر آزادیت از کمپ لیبرتی بسیار خوشحالم کرد

پسرم محمد رضا آغاسی خبر آزادیت از کمپ لیبرتی و رفتن به آلبانی را شنیدم. بسیار خوشحال شدم که در راه رهایی از چنگالهای مخوف فرقه رجوی اولین گام را برداشته ای. باشد که هرچه زودتر به آغوش گرم خانواده بازگردی به امید آنروز دعا می کنم و چشم انتظارت هستم

مادران ؛ منتظران بدرود یافته –قسمت پنجم 07 مهر 1395

مادران ؛ منتظران بدرود یافته –قسمت پنجم

مادرم تا لحظه درگذشتش به تاریخ 21 آذر1394 به مدت 34 سال چشم انتظاری کشید وبا تحمل رنج سنگین غصه ها خورد و پیرومریض شد وبه کما رفت. دکترمتخصص میگفت قاعدتا وبراساس علم پزشکی به کما رفتن مادرتان بیش ازدوهفته نمی بایست بطول می انجامید واحساس میکنیم که مادرتان چشم انتظارکسی است…

blank
blank
blank