برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
پیام برادری دلسوز و دلتنگ به برادر اسیرش در فرقه مخرب رجوی
آقای محمود نظری برادر احمد نظری که برادرش حدود 35 سال است تحت کنترل شدید و اسارت فرقه بدنام رجوی میباشد دیگر از عدم دیدار و ارتباط برادرش در این سالهای اخیر به ستوه آمده و با چهره ای نگران و مضطرب برای چندمین بار به دفتر انجمن نجات استان مراجعه و با دستی لرزان و ناتوان به خاطر سکته اخیر دست به قلم شده و به برادرش در کمپ لیبرتی و دیگر مقامات و نهادهای بین المللی و حقوق بشری در جهان، نامه ای نوشته و در این نامه فقط و فقط درخواست دیدار با برادرش را که در دهه 60 فریب فرقه را خورده و به عراق کشانده شده نموده.
ضرب و شتم خانواده ها از طرف چماقداران رجوی، محکوم و مورد نفرت است!
خانواده ها که با انگیزه ی زیاد و با تحمل هوای 43 درجه ای عراق به لیبرتی مراجعه کرده اند، ضمن پرهیز ازهرگونه درگیری، با جملات محبت آمیز خود، بر انجام ملاقات تاکید مینمایند که وابستگان رجوی با مشاهده ی این شیوه ی برخورد آنها وبا احساس اینکه این کلمات محبت آمیز به گوش فریب خوردگان رجوی رسیده وآنها را متحول کند
خانواده های خوزستانی اسیران فرقه رجوی بعد از یک هفته تلاش به خاک وطن بازگشتند
اگرچه این خانواده های چشم انتظار اینبار هم براثر اقدامات ضدانسانی سران فرقه نتوانستند فرزندان اسیرخود را که درفاصله چند ده متری آنها و بنا به دستورسران فرقه در کانکس ها محبوس شده بودند ملاقات کنند.اما یکبار دیگربا ایجاد صحنه های شگفت انگیز دیگری از شور و نثارعشق و عاطفه نسبت به فرزندان اسیرخود علاوه براینکه توانستند نورامید به رهایی را همچنان دردل تمامی آنها تداوم بخشند
برخورد وحشیانه فرقه رجوی با خانواده ها
براساس اخبار دریافتی در تمام ساعاتی که خانواده ها در جلوی زندان رجوی موسوم به لیبرتی هستند هیچ تحرکی از اسیران مشاهده نمی شود. فرقه همۀ برنامه های عادی کمپ حتی ورزش روزانۀ اسیران را هم تعطیل کرده و برای همه نشست و کلاس جهت سرگرم کردن آنها برقرار کرده تا افراد در سالنهایی که همۀ در و پنجره های آنها مسدود شده و افراد به شدت تحت کنترل هستند؛ متوجه حضور خانواده ها نشوند و صدای آنها را نشوند
پیام شاد باش و تبریک به خانواده غلامی برمکوهی
با خبر شدیم بدنبال انتقال نفرات اسیر در فرقه فاشیستی رجوی در مورخه پنجشنبه 6 خرداد 95 برابر با 26 می 2016 چهارگروه 20 نفره به کشور آلبانی اعزام شدند که آقای علیرضا غلامی برمکوهی جزو نفرات منتقل شده به کشور آلبانی می باشد. به این مناسبت انجمن نجات استان قزوین به خانواده غلامی تبریک عرض می نماید.
شکافی که پرده ها را فروریخت، حصارهای ذهن را درهم می شکند
شاید که آن اسیری که از شکاف حصار مقابل لیبرتی دست یکی از اعضای خانواده ها را فشرد، برای این کارش شدیداً مورد عتاب و خطاب مسئولان ارشدش قرار بگیرد، تحقیر و تنبیه شود، اما گرمای آن دست مهربان هرگز فراموشش نخواهد شد و دیر یا زود حصارهای ذهنی فرقه در او فرو خواهد ریخت.
تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – روز ششم
اعضای فرقه رجوی با هدف جلوگیری از دید خانواده ها به داخل اردوگاه، یا شاید ممانعت از دیده شدن خانواده ها توسط ساکنان، چند پارچه و پرده در ورودی کمپ و هر کجا که دید داشت نصب کرده بودند. آنان همچنین چند سوراخ در این پارچه ها ایجاد نموده بودند تا از آن سوراخ ها بتوانند فیلم و عکس از خانواده ها بگیرند.
تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – روز پنجم
افراد فرقه با حالتی وحشیانه و تهاجمی به سوی خانواده ها حمله ور شدند و با دادن نسبتهای ناروا به زنان همراه و پرتاب کردن مشت و لگد موجب آسیب دیدن مادران و خواهران و پدران و برادران رفقای خود گردیدند. خواهران ایرانپور در صف جلو بودند که مورد حمله عوامل فرقهی رجوی قرار گرفتند. آنها سعی داشتند تلفنهای موبایل و دوربینهای فیلمبرداری را از دست خانوادهها بربایند تا این صحنهی فجیع و اعمال وحشیانهاشان رسانهای نشود.
تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – روزهای سوم و چهارم
فریاد و ضجه مادران و پدران، دل هر کسی را به درد می آورد. هیچ کس منطق رجوی برای ممانعت از دیدارهای خانوادگی و خصوصا تمکین و بی عملی کمیساریای عالی ملل متحد در این خصوص را درک نمیکرد. برخورد مأمورین انتظامی عراقی در این روز با خانواده ها خیلی بهتر از روز اول بود و ابراز همدردی میکردند و تلاش مینمودند مسائل خانواده ها را تا حد امکان حل نمایند.
حضور خانم بهشتی پشت درب های بسته کمپ لیبرتی در خرداد ۱۳۹۵
من نرگس بهشتی خواهر مصطفی و مرتضی بهشتی اسیر در کمپ لیبرتی هستم. برادرانم در سال ۱۳۸۰ از ترکیه توسط دجالان رجوی ربوده شدند. و انها را قاچاقی به عراق منتقل کردند. در سال ۱۳۹۰ مرتضی برادر بزرگترم کشته شد. ما نه خودش را توانستیم ملاقات کنیم و نه مزارش را. ۱۴ سال است در غم و حسرت دوری از برادر کوچکترم مصطفی می سوزیم ولی دریغ از یک لحظه دیدار در این سالیان. دهها بار به عراق سفر کردم ولی هیچ دسترسی به برادرم پیدا نکردم.
تلاش پنجم خانواده ها برای دیدار با عزیزانشان در لیبرتی – روز دوم
گروهی از خانواده ها به بالای بلوکهای مرتفع سیمانی رفته و از آنجا بچهها را به خروج از لیبرتی جهت دیداری هرچند کوتاه فرامیخواندند. صحنه کم از کارزاری تنگاتنگ نبود و تکخوانیها بیشباهت به رجزخوانیهای حماسی نبود. راحله ایرانپور از بالای بلندی با اشعار فردوسی و حافظ بچه ها را خطاب قرار میداد. تعداد اندکی از نیروهای فرقهی رجوی برای مقابله با خانواده ها آمده بودند.
گزارشی از خواهران ایرانپور در مورد سفرشان به لیبرتی
وقتی که باز با خواهرانم عزم عراق کردیم برای رزمی دیگر و وقتی که روانه شدیم و پا در راه گذاشتیم به سوی لیبرتی و برای اینکه تلاشی دوباره را سامان دهیم تا بلکه بتوانیم با احمد و رضا، برادران در بندمان که چهارده سال است بهدست فرقهی اهریمنی مجاهدین به بند کشیده شدهاند ملاقات کنیم؛ با خود قدری از خاک عطرآگین وطن را برداشتیم چون میدانستیم که احمد و رضا به یقین خاک وطن را توتیای چشم میکنند و تصور میکردیم که احتمالا بقیهی بچهها هم در لیبرتی این سوغات را گرامی میدارند و برچشم میگذارند.

