دوشنبه, ۲۲ تیر , ۱۴۰۵
  • ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین 21 تیر 1405

    ملاقات با برادر احمد اسماعیل پور از افراد گرفتار مجاهدین

    اعضای انجمن نجات مرکز مازندران با هماهنگی قبلی به شهر آمل رفتند تا ملاقاتی با آقای محمود اسماعیل پور برادر احمد اسماعیل پور داشته باشند. این ملاقات در محل کار آقای اسماعیل پور انجام گرفت. ایشان بسیار خوشحال شد و اولین سئوالش این بود که از برادرم چه خبر ؟ آیا خبری از او دارید؟ […]

اعلام مواضع خانواده های خوزستانی متحصن در اطراف لیبرتی 14 مرداد 1395

اعلام مواضع خانواده های خوزستانی متحصن در اطراف لیبرتی

ما خانواده های خوزستانی که به همراه دیگر خانواده های محترم اسیران دربند گروه جنایتکار رجوی به منظور تلاش برای ملاقاتی هرچند کوتاه با عزیزان اسیرمان ویا نجات آنها چند روزاست که دراطراف کمپ لیبرتی تجمع کرده ایم مصدوم شدن آقایان فضل الله جهان بانی وبهزاد ساجدی فرازهم استانی های خود وهمچنین مصدوم شدن تعدادی دیگر ازخانواده های اسیران ازسایر استانها بخاطرسنگ پرانی های عوامل رجوی را بشدت محکوم کرده

اعمال فشار شدید فرقه ی رجوی به خانواده ی ابراهیم جدی 14 مرداد 1395

اعمال فشار شدید فرقه ی رجوی به خانواده ی ابراهیم جدی

آقای مسعود ظاهرا از دست رفته و خانم مریم رجوی حی وحاضر، این جزو همان مادران خانواده هاست که امروز درفضای مجازی به آنها خانواده های گله وار مقابل لیبرتی لقب داده اید!! آیا این مادران حق ندارند با فرزند خود ملاقات داشته باشد؟ آیا این مادران مگر خون بخاطر جاه طلبی های شما ندادند؟ که گله وار خطاب شوند؟ این ها چه جرمی دارند مگر مادرنیستند که هستند، بس برای آنها که الان درجلو درب لیبرتی می باشند چند دقیقه راه ملاقات را باز کنید.آسمان که به زمین نمیرسد!!

خدایا برادران اسیر و غریبم را به تو می سپارم… 14 مرداد 1395

خدایا برادران اسیر و غریبم را به تو می سپارم…

باز هم لیبرتی باز هم بتون و حصار و دیوار ودیوار و سیم های خاردار و نیز علاوه بر آن روی محل استقرار خانواده ها چیزی شبیه روغن سوخته ریخته بودند تا شاید مانع حضور ما شوند.اما مگر سلاحی قوی تر از عشق به فرزند یافت می شود،مگر شمشیری برنده تر از عشق به خواهر و برادر وجود دارد…هیچ چیز مانع ما نشد حتی سربازهای مسلح عراقی که به شدت و حدّت مانع نزدیک شدن ما به حصارها می شدند…

مادری می گفت: من به امیدی آمدم به این خاک… 14 مرداد 1395

مادری می گفت: من به امیدی آمدم به این خاک…

همه منتظر بودند تا هرچه زودتر اجازه ی ورود به منطقه نظامی به نمایندگان خانواده ها داده شود. از صبح نماینده ها از شخصی به شخص دیگر مراجعه نمودند تا بلکه ما خانواده ها باری دیگر به درب کمپ لیبرتی برسیم و نام فرزندان خویش را فریاد کنیم… تا شاید باد سوزان بیابانهای عراق دلش برای رنج و غممان بسوزد و صدای ما را به گوش فرزندان دربندمان برساند…

حضور خانواده ها در پارلمان عراق 13 مرداد 1395

حضور خانواده ها در پارلمان عراق

امروز سه شنبه 2 اوت 2016، خانواده های دردمند و رنج کشیده اسرای گرفتار در چنگ رجوی در اردوگاه لیبرتی در یکی از سالن های ساختمان پارلمان عراق حاضر شده و با نمایندگان مجلس دیدار و گفتگو کردند. تعدادی از خبرنگاران نیز در این دیدار حضور داشتند.

نامۀ خانواده های متحصن جلوی لیبرتی به نخست وزیر عراق 13 مرداد 1395

نامۀ خانواده های متحصن جلوی لیبرتی به نخست وزیر عراق

ما خواستار تحقیق وبرخورد قانونی با مسببان این حادثه تروریستی علیه خانواده ها هستیم وخواستار رفع موانع موجود و مشکلات بوجود آمده بوده، دست یاری بسوی شما نخست وزیر محترم عراق دراز می کنیم. ما اعتقاد داریم مسئولان محترم عراقی حامی این دیدار انساندوستانه ما خانواده ها با فرزندانمان در کمپ لیبرتی هستند لذا خواستار رفع موانع قانونی و اجرایی این دیدار هستیم.

بیانیه انجمن خوزستان در محکوم کردن تهاجم وحشیانه مزدوران رجوی به خانواده های اسیران 13 مرداد 1395

بیانیه انجمن خوزستان در محکوم کردن تهاجم وحشیانه مزدوران رجوی به خانواده های اسیران

بنا به اخبار واصله از تحصن اعتراضی خانواده های اسیران دربند فرقه جلوی کمپ لیبرتی سرکردگان خود فروخته فرقه رجوی که با شنیدن مرگ رهبرشان هارتر شدند شدیدتر از روزهای گذشته ازآن طرف دیوار لیبرتی خانواده ها، مادران وپدران دردمند اسیران دربند را با سنگ مورد تهاجم وحشیانه خود قراردادند که متاسفانه آقای فضل الله جهان بانی وآقای بهزاد ساجدی فر از استان خوزستان براثر اصابت سنگ بشدت مجروح و راهی بیمارستان شدند.

این پدر و مادر آذربایجانی به چه فکر میکنند؟ 13 مرداد 1395

این پدر و مادر آذربایجانی به چه فکر میکنند؟

تصویری را که مشاهده میکنید، متعلق به پدر ومادر فیروز ساعدی میانه است که دهه هاست درپی سرابی فریبنده و در سال 1379 سر از اردوگاه های رایشتاک گونه ی رجوی درآورد وبجای آزادی میهن اش که فکر میکرد اشغال؟! شده، خود را هم به دام انداخت واین درقفس بودن و اسارت، هنوزهاست که ادامه دارد!!

خانم راضیه محمد علییار، همچنان بدنبال برادر اسیرش هرسختی را بجان میخرد! 13 مرداد 1395

خانم راضیه محمد علییار، همچنان بدنبال برادر اسیرش هرسختی را بجان میخرد!

این خواهر مملو ازعاطفه ی انسانی، موقع سوار شدن به اتوبوسی که او وهمراهانش را به مرز عراق می برد با چشمانی گریان وخون گرفته ازفرط گریه میگفت که عمده ترین خواست قلبی اش، دیدارودر آغوش کشیدن این برادر درزنجیرش بوده وبرای تحقق آن، لحظه ای ازپا نخواهد نشست.

اولین سفر خانواده ی محمد تقی صالح پور و نیر سلطانی اهری به عراق 13 مرداد 1395

اولین سفر خانواده ی محمد تقی صالح پور و نیر سلطانی اهری به عراق

ضمنا سالگرد درگذشت پدر نیر سلطانی هم مزید برعلت شد و متاسفانه ازاین خانواده ی بزرگ و پرتعداد، تنها خانم ناهید صالح پور (برادر محمد تقی ودختر عمه وهمسر برادر نیر) به کاروان اعزامی آذربایجان شرقی پیوسته و درمیان اشک های شوق و توام با نگرانی بدرقه کنندگان خود، راهی لیبرتی عراق شد.

طومار مربوط به اعزام ششم به درب کمپ لیبرتی 13 مرداد 1395

طومار مربوط به اعزام ششم به درب کمپ لیبرتی

برابر اخبار بدست آمده، این طومار 5/3 متری در محل کمیساریا و وزارت خانه های ذیربط عراقی هم به نمایش گذاشته خواهد شد ودرصورت لزوم، باردیگر مانند خاری درچشمان مسئولین باند رجوی، بربالای دیوار اسارتگه لیبرتی بنمایش گذاشته خواهد شد و آذربایجانی های حاضر، به کمک دیگر هموطنان ارجمند خود، گرمای طاقت فرسای عراق را به هیچ نخواهند شمرد.

سفرنامه هجران و حرمان – قسمت دوم 13 مرداد 1395

سفرنامه هجران و حرمان – قسمت دوم

راهی به درون نبود و دیدن درون اسارت گاه تنها فراز دیوارهای بتنی بود. هر خانواده ای در گوشه ای عزیزی را صدا می زد.هرکس از هر راهی تلاش می کرد تا صدایی و پیامی به درون برساند.من و خواهرانم تعدادی سی دی تهیه کرده بودیم.روی سی دی ها بر چسب هایی چسبانده بودیم که پیام عشق و امید و مهر و عطوفت خانواده ها بر آن بود.آن ها را بر بال هوا نشاندیم و به سویشان پرواز دادیم.

blank
blank
blank