همراهی با خانواده ها ملاقات با صبورا شعبانی خواهر محسن شعبانی در آمل
او تنها یک پیشوا نبود پیام مشترک کفایت و زهرا قلیزاده از خواهران چشم انتظار علی قلیزاده
نقطه مقابل رجوی شیاد یادداشت معصومه فرحناک از خانوادههای چشم براه گیلک
دلنوشته از یک هموطن
شما در کدام مرام و مسلکی شنیده یا دیده اید که ملاقات و دیدار با خانواده حرام باشد؟ اما من دیده ام… شما در کدام مرام و مسلکی دیده اید که به مریدانش اجازه بی احترامی به والدین را بدهد؟ اما من دیده ام… شما کدام مرام و مسلکی را سراغ دارید که به پدر و مادرهای گریان و دلتنگ، فرزند ناسزا روا دارند؟ اما من دیده ام…
یادداشت کوتاه جگرسوز یک خواهر دردمند از ظلم و جور رجوی
برادر خوب و مهربان و عزیزتر از جانم سلام. تو این سالهای دوری برای من ومادر اینقد سخت و طاقت فرسا بود وهست که مادرمون از فراقت انقد اشک ریخت و طاقت نیاورد و چشم انتظار ازاین دنیا رفت.امیرجان مادر رفت اما خواهرت مثل کوه پشتت میمونه حاضرم تمام لحظات عمرم فدای یه لحظه دیدنت بشه امیرجان داداش مهربانم نزار منم از ندیدنت ناامید از دنیا دل ببرم.
پیام تبریک یک قربانی فراموش شده به فرزندش
سلام دخترعزیزم معصومه اولادی خبر انتقالت از زندان لیبرتی به کشور آلبانی را شنیدیم بسیار خوشحال شدیم و خداوند را شاکریم که زحماتمان نتیجه داد و خلاصه فرقه رجوی مجبور به انتقال شما به کشورهای ثالث شد. دلبندم حال هر جای دنیا که باشی دوری تو مانع تلاش خانواده برای آزادیت نخواهد شد. باشد که هرچه زودتر به آغوش گرم خانواده برگردی به امید آنروز معصومه جان مادر؛ شبانه روز دعایت میکنیم و چشم انتظارت هستیم
مادران، قربانیان فراموش شده فرقه رجوی – قسمت چهاردهم
خانم ابوالفتحی نیاری به نخست وزیر کشور آلبانی نامه نوشته و درخواست نموده که بعد از ۲۸ سال دوری از پسرش، شرایط ملاقات او با فرزندش برات در شهر تیرانا پایتخت کشور آلبانی فراهم شود. مادر برات بارها از سازمان ملل متحد تقاضا نموده تا بتواند با پسرش صحبت کند و به برات بگوید که هیچ مشکلی برای او در ایران نیست و پسر و عروسش چشم به راهش هستند.
نامه خانواده های دردمند و چشم انتظار شالیکار گیلک به نخست وزیر آلبانی
طی ده سال گذشته ومسافرت پرهزینه به عراق موفق به دیدار با عزیزانمان نشدیم حال ازشما عاجزانه درخواست داریم دریک امرانسانی وخداپسندانه تسهیلاتی فراهم کنید که عزیزانمان بتوانند ضمن برقراری ارتباط تلفنی باخانواده هایشان ؛ سرانجام دیداری هم با والدین و بستگان خود داشته باشند.
جوابیه ای به پیام خواهرعزیزتر از جانم صدیقه کریمی در آلبانی
همانطور که اشاره کرده ای معلوم است که مقاله هایم را می خوانی، بسیار خوشحال شدم. ای کاش به جای جواب منطقی و اصولی عقده گشایی و پرخاشگری نمی کردی. مورد دیگری که اشاره کرده ای اخراج از لیبرتی است که رجوی آن را برای خود یک پیروزی و یک نقطه عطف در تاریخ سراسر مزخرف فرقه اش می دانند. در حالی که این بزرگترین ضربه و ضعف در تاریخ فرقه کذایی رجوی است.
درد دل ها و صحبت های خانواده های خوزستانی بعد از بازگشت از عراق – قسمت پایانی
من الان باردوم است که به همراه خانواده ها به عراق واطراف لیبرتی می روم اینبارمادرم علیرغم اینکه مریض بود با اصرار خودش با من همراه شد چون وقتی برمی گشتیم ایران باور نداشت که ما غلامعلی را ندیدیم.بهرحال این دور مسئولان گروه رجوی برعکس دوره های قبل موانع متعددی ازجمله دیوارهای بلند گذاشته بودند! که واقعا همه ما تعجب کرده بودیم
نامه سرگشاده خانم ندایی به ادی راما نخست وزیر کشور آلبانی
تا کنون بارها برای دیدن او به عراق و جلوی قرارگاه اشرف و کمپ لیبرتی رفته ام. من مادر هستم و باید حق دیدار با فرزندم را داشته باشم. ولی طی چندسال گذشته سران فرقه رجوی حتی برای دقایقی اجازه ملاقات با پسرم را ندادند.
میهن و مردم ایران برای شما بی ارزش است
آقای اسماعیل پور در ارتباط با افکار فرقه می گفت.”برخوردی که با ما خانواده ها داشتند مثل این بود که می گفتند هر کس با آنها نیست با طرف مقابل است و به همین دلیل ما را مزدور مینامیدند!! اگر خانواده شما مزدور است پس شما چه چیزی دارید؟”
نامه جمعی از خانواده ها به مجامع بین المللی
این خانواده ها فقط یک خواسته دارند در این عالم. آن هم ملاقات با عزیزان بیگناهشان است. از سازمان ملل متحد، سازمان های حقوق بشری، صلیب سرخ جهانی، رئیس جمهور کشور آلبانی و تمامی سازمان های دیگر این خواهش را داریم تا آخرین آرزوی این پدران و مادران چشم انتظار را برآورده کنند و ترتیب قرار ملاقاتی با این عزیزان را بدهند.
مصاحبه با خانم نرگس بهشتی – پس از بازگشت ایشان از سفر ششم به لیبرتی
قبل از کشته شدن برادرم مرتضی، برای نجات برادرانم از اسارت فرقه رجوی، بارها به نمایندگان مراجع بین المللی مستقر در ایران مراجعه کردم و مکاتباتی داشتم ولی این تلاش ها نتیجه ای نداشت. پس از قربانی شدن برادرم مرتضی، برای نجات و ملاقات برادر دیگرم مصطفی تلاش های بسیاری نمودم اما دریغ از ذره ای انسانیت که در وجود سران فرقه رجوی باشد.
والدین فیروز ساعدی بازهم از رنج هایشان میگویند!
فیروز من چندین سال است که در کمپ های اشرف ولیبرتی عراق ودردست رجوی ها اسیر است ودراین مدت طولانی، هرگز موفق نشده با من، مادر وخواهر وبرادرهایش دقیقه ای صحبت تلفنی داشته باشد!

