برادری محروم از آزادی گفتگو با مجتبی نوری برادر حمید رضا نوری اسیر در کمپ آلبانی
مادری در فراق درگذشت تسلیت به مناسبت درگذشت مادر علی ابریشمکار
به یاد مادر فرزان پورعابد مادران، منتظران بدرود یافته – قسمت سی ام
خاطرات خانم سکینه عوض زاده مادر على هاجرى اسیر در لیبرتى
بماند که در آن لحظات چه برمن گذشت وقتی پسرم وارد اطاق شد. به همراه دو نفر بود. زمانی که او را در آغوشم گرفتم، باورم نمیشد. چونکه من ۱۸سال علی را ندیده بودم. باورم نمیشد که این فرزندم علی است! بعد از حدود ۲۰دقیقه کم کم علی مرا بر روی صندلی نشاند. گریه امانم نمیداد. علی هم حالش بهتر از من نبود و من این را بخوبی حس میکردم. مشخص بود اجازه ندارد ابراز احساسات کند. بعد که کم کم آرام شدم، یکی از خواهران که به اسم خواهر شهین صدایش میکردند گفت، چرا تنها آمده ای؟! چرا برادرانش احمد و محمود و خواهرانش را باخودت نیاوردی؟
پاسخ یک پدردردمند به یاوه سراییهای رجویها
پسردلبندم رفتیم اطلاع گرفتیم ازخانواده هایی که عزیزانشان درعراق واشرف هستند.پنج بارهمراه مادرت وبارآخربا برادرت فرشاد راهی اشرف شدیم. با تنی بیمار و رنجورخودمان را به عراق ناامن درمقابل اسارتگاه اشرف رساندیم وخواستارملاقات چند دقیقه ای با عزیزان شدیم ولیکن هرباربا کارشکنی سران تشکیلات فرقه رجوی نه تنها موفق به دیدارجگرگوشه مان نشدیدم بلکه ازجانب گماشته های رجوی مورد آزارواذیت قرارگرفته ایم.
وحشت رجوی از ارتباط خانواده ها با اسیران
درسال 1382 سران سازمان در یک لاف سیاسی عنوان کردند که درهای سازمان برای ملاقات به روی خانواده ها باز است. به دنبال این خبر تعداد زیادی از خانواده ها به جلوی درب قرارگاه اشرف جهت ملاقات مراجعه نمودند و سازمان نیز به اجبار با این امر موافقت نمود. در جریان ملاقات خانواده ها با نفرات اسیرکه بعد از سال ها محقق شد وبه مرور دروغ هایی که سال ها فرقه رجوی نسبت به اسیران اعمال کرده بود برملا شد وهمین امر موجب شد تعداد زیادی نفرات از سازمان جدا شده وفرار کنند،
امید برای دیدن خانواده حتی به قیمت جانم
ه عنوان فردی که چهار عضو خانواده اش در اختیار سازمان مجاهدین است اعلام می کنم هرکاری که بتوانم برای آزادی و بازگشت خانواده ام انجام بدهم دریغ نخواهم کرد چون برخلاف دیدگاه سازمان به تمامی اعضای خانواده ام که در اسارت فرقه رجوی می باشند عشق می ورزم مهم نیست که چه اراجیفی سازمان مجاهدین علیه من عنوان می کند.تا آزادی خانواده ام به هر دری خواهم زد حتی به قیمت جانم. (مهران کریمدادی)
دیداربا خانواده محمود دهقان دردفترانجمن نجات گیلان
ادش به خیرحاج قربان دهقان. بالابلند وخوش اندام ومشتاق دیدارفرزند اسیرش دراسارتگاه رجوی خائن. با خوشرویی وانگیزه ای قوی همواره پیامش این بود که روزی اسرای رجوی ازجمله فرزندش که روزگاری در مقابل صدام ملعون ومتجاوز سربازوجنگنده بود؛ آزاد وبه کانون خانواده هایشان بازخواهند گشت.مرحوم مغفور بی آنکه به آرزویش برسد ومحمود را درآغوش خود بگیرد طبعا با لعن ونفرین ابدی به رجوی وهمدستانش، درآغوش مرگ قرارگرفت…
نامه خانواده علی پاک به فرزند دلبندشان در اروپا
رزند دلبندم از این که از مجاهدین جدا شدی و به اروپا رفتی دل مادرت و همه اعضای خانواده را شاد کردی و شکر خدای را به جا آوردم که در آنجا زندگی جدیدی را آغاز می کنی، مثل دوستانت که از بند اسارت فرقه مخرب رجوی خود را نجات دادند و به اروپا رفتند و در بهترین شرایط زندگی می کنند و حتی کمک کار خانواده شان هستند. من هم امیدوار بودم که روزی با دست پر و روحیه ای عالی به کشورت بر می گردی و شاهد جشن پای کوبی بازگشت تو باشم..امید آن است که با خواندن این نامه تماس بگیری و ما را از نگرانی در بیاوری
برادرم با گریه گفت که برایم نماز امام زمان بخوانید من اینجا گیر افتاده ام..
حدود 12 سال پیش بود که به همت انجمن نجات گروهی ازخانواده ها برای دیدار فرزندان خود به عراق و نهایتاً به پادگان اشرف اعزام شدند.دراین گروه من به اتفاق خواهرم نیزحضورداشتیم. ازاینکه چه برما گذشت تا وارد پادگان اشرف شدیم خیلی حرف برای گفتن وجود دارد که می شود بقول معروف یک مثنوی هفتاد منی ازآن نوشت،ازمعطل کردن های بی مورد در درب ورودی،از بازرسی های تکراری وچند باره، ازاینکه مثلاً برادر شما هم اینک مشغول انجام کاری است وفعلاً امکان ملاقات وجود ندارد،ازاین که در هراتاق ملاقات تعداد افراد مجاهدین بیشترازملاقات کننده وملاقات شونده بود…
حضور خانواده فاطمه قاسمی ازاسیران دربند ذهنی فرقه رجوی دردفتر انجمن نجات خوزستان
ازاین به بعد به همراه بقیه خانواده ام ازهرگونه تلاش برای بازگرداندن خواهرم فاطمه به زندگی عادی خودش دریغ نخواهیم کرد وباز به خواهرم فاطمه می گویم که دوستش داریم وبرگرد که دخترت منتظراست تا بعد ازسالیان مهرومحبت مادری را احساس کند واین خواهش را ازاو دارم که بیش ازاین دخترش را ازنعمت محبت مادری محروم نکند. برگرد که تورا دوست داریم…
ساکنان جهنم ساخته دست رجوی ها
خطاب به ساکنان جهنم رجوی ساخته: داروی درد شما حضور خانواده و صدای خانواده است. ندای مادرانی است که می خواهند شما را از اعماق جهنم بیرون کشیده و به دنیای عادی برگردانند. می خواهند از فرصتی که پیش آمده شمایان را از جرگه ساکنان جهنم رجوی خارج کنند.ساکنان جهنم به طور کاذب تسلیم شده و فکر می کنند دست هایشان را برای ابدالدهردر مقابل شیطان مجسم رجوی بالا برده و دیگر هیچ روزنه و امیدی در کار نیست. اما راه بازگشت به دست مادران محقق شده و خداوند این فرصت را داده که شما حرکتی کنید و به سکونت ناخواسته و اجباری در جهنم رجوی پایان داده…
دیدار اعضای انجمن نجات خوزستان با خانواده مهنازبابا احمدی کریمی از اسیران فرقه رجوی
می خواهم این پیام را به خواهرم مهناز که سالهای سال است ازاو خبری نداریم بگویم که ما واقعا دوستش داریم وباید بداند این خانواده است که اصالت دارد نه گروهی مثل گروه خائن رجوی. او باید بنشیند وبا خودش فکر کند که ماندنش این همه سال درگروه رجوی چه حاصلی تاکنون برایش داشته؟،باید ازخودش سئوال کند که چرا خود رجوی سالهاست مفلوکانه ازصحنه گریخته وازترس پاسخگویی به اعمالش آفتابی نمی شود؟! بنابراین ازخواهرم می خواهم که عاقلانه تصمیم بگیرد وهرطورکه شده بیش ازاین زندگی خودش را با ماندن درگروه رجوی تباه نکند ونگذارد مادرش…
خانواده گروگانهای اسیر در دست رجوی هرگز از پای نخواهند نشست
رجوی باید بداند دیگر حنایش رنگی ندارد ۳۵ سال انحراف از صداقت و فدا او را تبدیل به اهرم در دست بیگانگان کرده است روزگاری صدام حسین و پس از صدام حسین حالا نوبت به سعودی ها و اسرائیلی ها و امریکائی های جنگ طلب رسیده است او یعنی رجوی هیچگاه از تجربه صدام حسین درس نگرفت و نخواهد گرفت چرا که شخص رجوی ماهیتا خوی انسانی خود را از دست داد …
درخواست از نمایندگان محترم پارلمان عراق
اینجانب حسین حسن کاویار فرزندم بنام محسن حسن کاویار از اسرای ایران نزد دولت عراق بوده که سازمان مجاهدین با فشار دولت صدام معدوم او را با وعده آزادی و رها کردن به داخل ایران از کمپ اسرا خارج کرد و به اردوگاه خود بنام اشرف برده و در همان مراحل نخست با ترفند ها و شگرد های تشکیلاتی او را می ترسانند که چنانچه وی به ایران برگردد اعدام می شود و به وی می گویند اطلاعات ایران از همکاری او با مجاهدین با خبر است و حتی طبق اطلاعات افراد بازگشتی از سازمان مجاهدین به وی می گویند که رژیم ایران چند عملیات نظامی تروریستی را هم به پای وی ثبت کرده است.

