ترویج نفرت از خانواده در درون تشکیلات رجوی ۱۲ سال حضورم در تشکیلات – قسمت سوم
عمل جراحی بدون بی حسی شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت دوم
زخمی شدن در تانک و جراحت شدید شکنجه پزشکی در سازمان مجاهدین ضدخلق – قسمت اول
انقلاب مریم نسل کشی بوده است نه انقلاب بارندگی
نفرات زوج در لحظه اول به این کار مثبت نگاه می کردند که سازمان به رهبری مریم و مسعود به آنها خیلی لطف کرده که بچه هایشان از عراق درحال جنگ به مکان امنی برده و شاید فردا خودشان هم برای دیدن بچه ها به آن مکان بروند ولی این شگرد رجوی در آن شرایط برای خیلی ها روشن بود اما سرکوب درون تشکیلاتی نمی گذاشت بیان کنند و آن چیزی که نباید می شد، شد. رجوی بعد از آن زوج ها را از هم جدا کردند و بقای یک نسل از نفرات گرفته شد و این نسل کشی تا امروز هم ادامه دارد
راه آزادی زنهای گرفتار در فرقه با گشایش انجمن زنان میسر شد
اول باید به بنیانگذاران این انجمن تبریک بگویم که توانستند آن کمبودی که برای رها یافتن از فرقه وجود داشت را تاسیس کنند تا زنهای گرفتار شده برای آینده خود امید داشته باشند که هم نوع های خودشان برای حل وفصل مشکلاتی که بعد از جدایی دارند، تلاش می کنند. قبل از تاسیس این انجمن کمبودهایی وجود داشت و به همین خاطر زنهایی که در تشکیلات مشکل تشکیلاتی داشتند، نمی توانستند خودشان را از فرقه رها کنند.
شهرام محسنی در لیبرتی خود را به آتش کشید
شهرام محسنی، سپیده دم روز یکشنبه در اعتراض به فشارهای فرقه رجوی خود را به آتش کشید ولی با وجود سوختگی شدید در ناحیه پشت و پاها به بیمارستان منتقل شده و امکان نجات وی وجود دارد. مقامات میگویند که بسیاری از اعضای مجاهدین خلق از بیماری های شدیدی روحی رنج می برند. این بیماری ها نتیجه فشارهای طولانی مدت روحی و روانی است که طی سه دهه گذشته بر این افراد تحمیل شده است.
نمایش؛ سکانس اول تا آخر
عجب حکایتی است این نمایش قدرت و جاه طلبی دو زوج درمانده و مفلوکی که امروز جز تسلیم شدن راه به جایی ندارند آن هم با بی آبرویی، تروریسم بین الملل را برسینه حک کردند. نمایشی که در تاریخ ثبت شد و نظیر آن راا در قلعه ی الموت به کارگردانی حسن صباح دیدیم و خواندیم، همیشه تاریخ تکرار می شود و هرچه جلوتر می رویم ظاهری شیک و لوکس پیدا می کند امّا ماهیت و درون جنایت هرگز تغییر نمی کند.
“حقوق بشر” نا مانوس با فرقه رجوی
سران جنایتکار فرقه رجوی علاوه بر جنایات فوق که گوشه ای از ان می باشد، با دزدیدن فرزندان این مرز و بوم و دور کردن آنها از پدران و مادران پیرشان چه جنایتهای هولناکی را که سبب شده اند که می توان به نمونه های بسیاری از آن در داخل پادگان نظامی اشرف در مدت 30 سال اشاره کرد و عواقب و نتیجه های آن را نیز به راحتی می توان در میان زندانیان آن مشاهده کرد که از نمونه های آن می توان به داشتن انواع و اقسام ناراحتی های اعصاب و امراض ناعلاج در میان بسیاری از زندانیان رها یافته اشاره کرد.
حقوق بشر لگد مال شده در مجاهدین خلق
وقتی صحبت از حقوق بشرمیشود فرقی میان بشر و انسانها نباید باشد ولی در این سازمان فرق بین افراد نجومی هست وافراد رده پایین برای رجوی حیواناتی هستند که باید با وجود خود دیوارهای گوشتی درست بکنند و بعد از مردنشان اقا شهید سازی بکند وتاریخ سلاح به دست گرفتن شان را در رسانه ها پخش کند یعنی این افراد را به این شکل بار اورده و در درون خودشان به این میگویند مبارزه, یعنی رهبر سرت سلامت بقیه بمیرند و له بشوند و اتش بگیرند به این میگویند رعایت حقوق بشر در زندانهای رجوی وان یکی دسته که برای رجوی ارزش دارند یک مشت مغز خشک و زندگی ندیده
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه رجوی – قسمت سی و شش
سازمان که دم از مبارزه برای آزادی میزند خب اگر بحث اعتقاد به آزادی است بحث آزادی بیان و انتخاب پس چرا شما سران سازمان بچه ی کم سن و سالی را که در سازمان بزرگ شده است دست پرورده خودتان است چرا سرش شیره می مالید به او دروغ می گوئید از اروپا به عراق می آورید و راه بازگشت را به روی او می بندید؟ چرا باید این بچه ها مثل فیلم های گانگستری سرتا پا مسلح شوند؟ بچه هایی که آموزش تانک می بینند سوار تانک می شوند مسلسل کلاش به دستشان می دهید چرا باید آقای محدثین با آن جایگاه تشکیلاتی و ادعاهای بزرگی که دارد مثل ادعای آزادی، اخلاق و شعار جامعه بی طبقه توحیدی و دموکراسی، در اروپا به بچه های میلیشیا که در حال تحصیل هستند دروغ بگوید وعده بدهد که شما فقط شش ماه برای دیدار پدر و مادرتان به اشرف و عراق می روید
استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه در دستگاه رجوی های دیکتاتور
با نگاهی به کارکرد رجوی های ملعون می توان دریافت از نظر آنها چه چیزهایی بعنوان «استاندارد های حقوق بشری و انساندوستانه» محسوب می شود، مواردی همچون:عدم دستیابی به وسایل ارتباط جمعی و بی اطلاعی مطلق، نداشتن ارتباط با دنیای بیرون از فرقه و بی خبری کامل، حرام بودن خانواده، نفی عاطفه و داشتن روحیه خشونت طلب، جدا کردن فرزند از پدر و مادر و نداشتن هیچ گونه علاقه خانوادگی و…
میزگرد بررسی نقض حقوق بشر در فرقه ی رجوی – قسمت سی و پنج
بچه ها به من گفتند فریب محدثین را خوردند به عنوان اینکه مهمان مادران یا پدرانشان هستند به عراق آمدند در حالی که سازمان قصد داشت برای همیشه ما در عراق بمانیم حتی در ارتش آزادیبخش هم اجازه نمی دهند تا هرگاه خواستیم مادر یا پدرمان را ببینیم حال به ما می گویند باید برای همیشه در عراق بمانید و حق خروج از قرارگاه را ندارید دیگر خارجه دوستی نداریم، زندگی طلبی نداریم و از این جور شعر و قصه ها برای ما تعریف می کنند!!؟
حقوق بشر باضافه ملاحضات سیاسی و ایضأ ایدئولوژیک در مورد مجاهدین
قبول دارم که کار حقوق بشری یک انگیزه خوب و یک نور امید برای اسیران و نیز یک فشار برای تغییر روش و سرخم کردن سازمان است , اما میپندارم که این کار حقوق بشری خاص با کمک به کودکان بی سرپرست و یا سیل زدگان و بیماران خاص متفاوت است ,اینجا گاه قربانی کمک ها را پس میزند , اینجا گاه برخی ناظرین بجای اینکه بگویند خدا خیرتان بدهد گاه سکوت میکنند و گاه فکر میکنند نیاز به این کارها نیست
از جان رجوی چه میخواهیم؟
وقتی تعداد کثیری که توانسته اند از اشرف فرار کنند همگی یک مطلب را میگویند و همگی بر بسیاری حقایق که در استانداردهای جهانی امروزی نقض فاحش اولیه ترین حقوق انسانی تعریف میگردد صحه میگذارند، باید پذیرفت که موضوع حداقل ارزش رسیدگی و دخالت سازمان های بین المللی حقوق بشری را دارد و نمیتوان صرفا آنرا به پارامتر های دیگر، از جمله مسائل سیاسی، مشروط کرده و از روی آن گذشت.
نامه سرگشاده خانم سلطانی به نهادهای بین المللی و مدافع حقوق بشر
من باشناختی که از نوع تفکرات سران اینفرقه دارم مطمئن هستم آنها برای ایجاد اختلال درروند طرح سازمان ملل درخواست هایی را مطرح می کنند که هیچ گونه قرابتی با معیارها وقوانین پناهجویی ندارد بنابراین به شما هشدار می دهم هرگز درمقابل خواست سران اینفرقه کوتاه نیائید و طرح آزادسازی این اسیران و گروگان ها را به اجرا گذارید و به هیچ عنوان قبول نکنید که سازمان نماینده یا سخنگو معرفی کند

