اولین بار که در بحث های ایدئولوژیک سازمان ، برای ما گفتند که : تابوی جنسی در رژیم خمینی، بالاترین ممنوعیت ها است، من دچار تناقض شدید شدم و اینکه این بحث واقعی نیست و اتفاقا در مناسبات سازمان این تابوی جنسی عینیت دارد. برای روشن شدن بحث اول باید به تعاریف رجوع کرد: در […]
اولین بار که در بحث های ایدئولوژیک سازمان ، برای ما گفتند که : تابوی جنسی در رژیم خمینی، بالاترین ممنوعیت ها است، من دچار تناقض شدید شدم و اینکه این بحث واقعی نیست و اتفاقا در مناسبات سازمان این تابوی جنسی عینیت دارد.
برای روشن شدن بحث اول باید به تعاریف رجوع کرد:
در هر جامعه ای مجموعه ای از بایدها و نبایدهای فرهنگی وجود دارد که به عنوان تابو شناخته می شود. به عنوان مثال شاید شما نیز چنین مواردی را شنیده باشید که ”چنین کاری را باید انجام بدهید، زیرا هرگز در خانواده ما کسی این کار را انجام نداده است” و یا ممکن است آنها بگویند که ”انجام این کار در دین ما ممنوع است” و یا گفتن این جمله که ”این کار گناه است و تو باید تنبیه شوی”.
به صورت کلی تابو ممنوعیت چیزی است که معمولا در برابر یک گفته یا رفتار مبتنی بر حساسیت فرهنگی که آن را بیش از حد نفرت انگیز، مقدس یا صرفا توسط افراد خاصی مجاز است. در تمام جوامع و فرهنگ ها تابو و ممنوعیت های خاصی وجود دارد که افراد آن جامعه ملزم هستند به آنها احترام بگذارند.
برخی تابوها به هنجارهای فرهنگی جامعه مربوط می شود. این محیط می تواند یک خانواده، کشور، قومیت و یا یک نژاد باشد. به عنوان مثال ممکن است در یک خانواده بعد از ۹ شب به خانه آمدن به عنوان یک تابو شناخته شود. یا مثلا در یک فرهنگ مثل فرهنگ اعراب، ازدواج با پسر عمو و دختر عمو واجب است. در جایی مصرف الکل در خیابان و در جایی پوشش زنان به عنوان تابو شناخته می شود. رابطه با محارم در دوره ای از مصر باستان جز آداب دربار به حساب می آمد اما اکنون به تابو تبدیل شده است. انجام تابوهای اجتماعی، معمولا باعث می شود تا فرد تنبیه شود و از سمت اعضای جامعه طرد می شود.
برای مقایسه به برخی قوانین مناسبات رجوی ، که فقط برای اعضاء اجرا می شد می پردازیم :
– تردد زنان بصورت تکی اساسا ممنوع می باشد، مخصوصا در مواجهه با مردان ، باید دو نفره باشد.
– هیچ زنی حق ندارد ، یک مرد را سوار ماشین خود کند ، مگر ماشین وانت باشد و مرد باید با فاصله و در پشت ماشین سوار شود!
– میز غذاخوری زنان باید در سالن ها از مردان جدا و با فاصله ای از یگدیگر قرار داده شوند.
– پمپ بنزین اشرف ، به روزهای زن و مرد تفکیک شده و هیچ تداخل و هم زمانی نباید داشته باشد.
– پیک تردد زنان با مردان باید جدا باشد.
– محل استراحت زنان باید با فاصله ای بسیار زیاد وبا حصارهای بلند ایزوله از مردان باشد.
– نگاه مستقیم زنان و مردان به یکدیگر ممنوع است.
– پوشیدن لباس های رنگی ممنوع است .
– مردان حق پوشیدن لباس آستین کوتاه را در منظر عمومی ندارند.
– شنا در استخرهای مردانه و زنانه که جدا از هم بودند، با لباس های بلند و گشاد مجاز است.
– هیچ زن و مردی حق ندارند ، کار مشترکی انجام دهند.
– داشتن لوازم آرایش برای زنان ممنوع است.
– حتی تار موئی از روسری زنان بیرون بزند ، مستوجب مجازات است.
و صدها قانون و آئین نامه ی محدود کننده ی دیگر …
اما در مناسبات انبوه فاکت های جنسی وجود داشت که نشانگر نقض این قوانین در خلوت ها بود.
بعنوان مثال ، خانم فاطمه غلامی معروف به “فاطی کماندو”، زمانی از فرماندهان شورای رهبری بود، ایشان بدلیل اعمال خلاف عفت، با یک یا چند مرد، خلع مسئولیت شده و به اردگاه رمادی تبعید شده بود، اما در سال 1376 مجددا به مناسبات و البته ابتدا به آشپزخانه برگردانده شده بود و در پذیرش فرمانده کل آن قسمت شده بود و مستقیما صدها مرد را فرماندهی می کرد. جرم او که البته بعد از سالیان برای ما رو شد، هم خوابگی با یک یا چند مرد بوده است، ایشان بشدت تحت غضب رهبری قرار گرفته بود و ماهها حبس انفرادی و … تا تبعید به رمادی ( این اردوگاه مخصوص برخی پناهندگان کرد و … بود که تحت نظارت غیرمستقیم سازمان هم قرار داشت، شرایط زیستی آنجا بشدت زیر خط فقر و در حد یک زندان روباز بود…).
یا گفته شد، روزی مردی در پادگان اشرف از دور محل استراحت زنان را زیر نظر داشته است و با زنی قرار و مدار گذاشته است، وقتی زنان دیگر به نشستی مهم می روند، گویا آن زن مورد نظر ایشان، در مقر زنان تنها مانده بوده است و با هم گویا قرار داشتند، مرد مورد نظر وارد محل استراحت زنان شده و بعد از نزدیکی و … آن زن را با روسری خفه می کند و در همانجا هم گویا دستگیر شده و تحت شدیدترین برخوردهای تشکیلاتی قرار می گیرد، بطوریکه دیگر آن مرد را کسی در مناسبات ندیده است، این موضوع را در کمپ آمریکائی ها از زبان حمید … مسئول امنیت یکی از قرارگاهها بعد از جدائی ایشان از سازمان بصورت مستقیم شنیدم، اسم آن مرد یا زن را اکنون بخاطر ندارم ، شاید سایر دوستان با اسم و رسم آنها را بشناسند.
همه می دانیم زنان در سازمان مجاهدین خلق تحت شدیدترین نوع استثمار جنسی قرار دارند و مسعود رجوی همواره از آنان کامجوئی اجباری می کرده است.
در ایران ما، زنان محترم ما ، از بسیاری از محدودیت ها مبری هستند، امروز زن ایرانی ، در نوک قله نیست اما در مسیر قله ی آزادی های فردی است ، از حق تحصیل و اشتغال آزادانه تا حق ازدواج و آزادی های اجتماعی و خانوادگی برخوردار است، اصلا و ابدا با وضعیت زنان در سازمان ضدخلقی مجاهدین ، قابل قیاس نیست. نمی دانم مسعود رجوی و مریم ، به کدام مزیت زنان سازمان می نازند که زنان ایرانی را عقب تر از خود می دانند؟
با تغییر نگرش نسبت به زن ایرانی در دهه های اخیر، زنان توانستند حضور پررنگی در عرصه اجتماعی و سیاسی پیدا کنند، با وجود نظام حقوق سیاسی و همچنین فرهنگ سیاسی مشارکتی ، شرایط مهیا گشته است تا زنان بتوانند حضور خود را در عرصه های مختلف به خصوص در عرصه ی سیاسی به اثبات برسانند.
اکنون با اشراف به این بحث ، می توانیم جسورانه مدعی شویم که تابوی جنسی در سازمان مجاهدین ضد خلقی، جزو بالاترین تابوها بود وتخطئی ازاصول تشکیلاتی مربوطه ، مستوجب حتی مرگ نیز بود.
محمدرضا مبین

